محمد نادری در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
سلام خدمت همه دوستان عزیز.
نظری دارم مثل بقیه دوست داران ادبیات فارسی.
وقتی چند بار رباعیات خیام رو بدون تعصب میخونی متوجه میشی
« می » نسخه حکیم خیام به مخاطبانشانش جهت تسکین دردها و تحمل ناملایمات دنیاست.
برای من مهم نیست خیام باده نوش بوده یا نه اما از ذهن حکیمانه حضرت خیام خیلی دور هستش که بخواد به دوست دارانش بگه در هر شرایطی که سختی یا کجی دنیا به شما رو آورد «می» به معنی آب انگور سربکش !!!!
خیلی بعید و دور هستش این طرز تفکر و این بیت هم شامل میشه
و بدون نگاه به کل دیوان امکان تفسیر این بیت به تنهایی امکان پذیر نیست.
احمد نیکو در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸:
تا بتوانی غم جهان هیچ مسنج
برتن منه از آمده و نامده رنج
خوش مِی خور و می باش در این دیر سپنج
با خود نبری جوی اگر داری گنج
رضا درودی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
با سلام
به نظر حقیر، معنی بیت
سر تسلیم من و خشت در میکده ها
مدعی گر نکند فهم سخن، گو سر خشت
به این صورت است که
با دیدن سردر میکده ، باید سر تسلیم فرود آورد، مدعی اگر متوجه نیست، بهش بگید بخاطر اینکه سرت به خشت نخوره باید سرت رو پایین بیاری
علیاکبر مصورفر در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:
اصلاح میکنم شعر بر وزن فعولن فعولن فعولن فعل است.
علیاکبر مصورفر در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:
آقای زارعی عزیز نوشتهاند که قافیه بیت:
میازار موری که دانهکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
درست نیست. اگر تلفظ فعلی را ملاک بگیریم حق با ایشان است و باید مصوت قبل از آخرین صامت قافیه در هر دو مصراع یکی باشند ولی خوش در قدیم خَش نیز خوانده میشده و هنوز هم خیلیها خَش میگویند و نظیر این در دیوان حافظ هم هست:
نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که "سرخوش" باشد
البته برای درست بودن قافیه باید دانهکَش بخوانیم نه دانهکِش.
نکته دیگری که هست این است که هر چند میتوان قافیه بیت را درست دانست ولی وزن مصراع اول معیوب است! در همین کلمه دانهکش اگر هجای "نه" را که کوتاه است به اندازه هجای بلند نکشیم، وزن "فعولن فعولن فعولن فعلن" خراب میشود. در حالی که با هیچ یک از استثنائات زبانی و ضرورتهای وزنی و اختیارات شاعری مجاز به این کار نیستیم.
yekta در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
با سلام و وقت بخیر خدمت شما.
لطفا یکی از ویژگی های مهم شعر اول دفتر که می تواند یک شاخصه سبکی باشد را بیان کنید
و در حد امکان ارایه های مهم این شعر را بازگو کنبد
با تشکر از شما
امیرعلی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
همه اواز ها بینهایت خوب بودن ولی اونی که به دل من نشست بیات اصفحان و استاد خوانساری بودن
سیروان در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰:
با عرض سلام و ادب
با سپاس بسیار از شعر حضرت هاتف
کسانی که معنا یافتند همه از وحدت سخن گفتند،زیرا هیچ خللی به آن عالم واحد راه ندارد.و آن توحید ضمانت راستی ایشان است،زیرا هر نقیضی و هر خللی همچون مویی در کاسه ی شیر توحید است لیک آن چشم موبین به هر خس ندهند.
حضرت حافظ از دفاع چون منی بی نیاز است،آنان که چشم دارند بدانند،لیک چون من نگویند!
ببخشید
محسن در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » نوشینلب:
گویا رباعی قالب مناسبی برای تنکامه سرایی است .
محسن در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » آیینه صبح:
من ارتباطی میان خفاش و حسودی نمیابم در واقع شاعر معنی این مصرع را رها کرده و در مصرع بعد معنی متفاوتی ساخته که برای دوبیت و آن هم شاعری مانند رهی سطح پایین است
محسن در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » بوسه نسیم:
براستی رهی هم برای ارائه اشعارش به طیف وسیعی از مردم و هم به لحاظ افزودن کیفیت موسیقی به آنها مدیون بنان است .
حسین موتورچی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۴ - حکایت:
بیت سوم به این صورت هم در برخی کتاب ها آمده:
جهاندیده ای گفتش ای بلهوس
ترا حود غم خویشتن بود و بس؟
محسن در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » ماجرای نیمشب:
شعر از لحاظ ادبی چندان قوی نیست ولی باز هم سادگی و صداقت رهی به آن جلوه ای زیبا بخشیده است
محسن در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » بار گران:
من اسیرم در کف اشک و صفای خویشتن
محسن در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » کوی رضا:
ملک جهان تنگ نایی بی عرصه همت ما
خلد برین خارزاری در ساحت لذت من
فرزاد در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:
بانو مرضیه نیز این آواز را اجرا کرده است بسیار عالی
هوراد در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
در بیت پنجم ، مصراع دوم کلمه اول را دُرد بخوانیم.
به معنی دردی که ته نشین یا کهنه شده است .
یعنی احساس درد کهنه ی او تمام وجود ما را فرا گرفت
مصطفی همتآبادی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:
دو نوع صفت برای خداوند قائل شده اند؛ صفت ذات و صفت فعل.
تعداد صفت های ذات و همینطور صفت های فعل زیاد هستند.
اما ذات خداوند واحد است، و هیچ پیرایه و اضافه ای نمی پذیرد. اللهُ احد. و اللهُ الصمد؛ صمد یعنی چنان پر و بی نقص است که نیاز به تبصره و تکمله ای ندارد.
ذات الهی درخششی دارد (اللهُ نور السموات و الارض) که از همه صفات منسوب به او والاتر و عظیم تر ست.
*صفت ذات*
صفتی که وابسته ذات خدا ست و نیازی به یک عنصر خارجی ندارد «صفت ذات» نامیده می شود. مثل:
سمیع و بصیر و عالم. چه انسانی در کار باشد یا نباشد این صفت ها در ذات الهی متجلی اند. صفات ذات در واقع خود ذات هستند و برای درک بهتر با کلمات بیان می شوند.
*صفت فعل*
صفتی که جهت آن متوجه انسان است صفت فعل نام دارد.
مثل خرسندی، رضا، خشم, رضایت، و محبت که ازطرف ذات باری نسبت به بنده اعلام یا ابراز می شود.
*روح*
دو معنی دارد؛ یکی همان معنی مشهور که «نفس» هم گفته می شود و در قرآن با لغت نفس آمده است.
معنی دوم «روح الامین» یا «روح القدس» یا «جبرئیل» است.
غزل در شرح اشتیاق به وصال معشوق آسمانی سروده شده است:
*جانا جمال روح بسی خوب و با فر ست*
*لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست*
(خطاب به خداوند می گوید
که روح با فر است، «فر» به معنی شوکت و شکوه.
اما خود تو یعنی خدا چیز دیگری هستی.)
*ای آنک سالها صفت روح میکنی*
*بنمای یک صفت که به ذاتش برابر ست*
(خطابش یه کسانی است که وصف روح را می کنند،
احتمالاً مسیحیان. می گوید هیجیک از آن صفات
قابل قیاس و برابری با ذات اقدس الهی نیست.)
*در دیده میفزاید نور از خیال او*
*با این همه به پیش وصالش مکدر ست*
خیالِ باری تعالی، نور افزا ست اما
نور وصال او چنان مشعشع است که
نور خیال دربرابرش تیره و تار می نماید.
*ماندم دهان باز ز تعظیم آن جمال*
*هر لحظه بر زبان و دل الله اکبر ست*
*چون برتر ست خوبی معشوقم از صفت*
*دردم چه فربه است و مدیحم چه لاغر ست*
(خوبی خدا در ذات او ست و نه در صفات ذات و صفات فعل)
این غزل بلحاظ لفظ و ترکیب (فرم) از بهترین غزلیات دیوان شمس نیست.
محسن در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶:
امان از دست سعدی❤️❤️
برگ بی برگی در ۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸: