دکتر صحافیان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش نوزدهم » المقالة التاسع عشر:
آرزوی فرزند ششم( مقاله 19)
پدر را گفت آن خواهم همیشه
که باشد کیمیاسازیم پیشه
گر آن دولت بیابم، دین بیابم
که چون آن یک دهددست این بیابم
با کیمیا جهانی را خواهم گرفت و نیازمندان را بهره مند می کنم.
پدر: حرص بر تو چیره شده است.چرا جویای دنیایی که جای فریب و دشمنی است؟! دنیا پیرزنی است بسیار فریبنده که هفت آرایش به خود بسته است.از حرص آرامشت از میان رفته( مثل پرنده در دام)پرنده حرص تنها با خوردن خاک سیر میشود.
پسر: فقر میوه کفر بار می دهد و با کیمیا دین و دنیا برپا میشود.
پدر: وقتی طلا بر تو سایه افکند، تو را از گوهر و رتبه حقیقی ات فرو می اندازد. دنیا و دین( تعلق به آن دو )در یک جا جمع نمی شوند.
پسر: هر پندت، بندی از من باز کرد و مس وجودم را به طلای رکنی تبدیل کرد.ولی من با کیمیا دنیا و دین می خواهم تا یار را به دست آورم.
پدر: سر پر سودا و غروری داری.برای رسیدن به یار و بیرون آمدن از بحرعشق سه چیز لازم است:
یکی اشک و دوم آتش سیم خون
اگرآئی ازین سه بحر بیرون...
پسر: ای پدر این کیمیا چیست، که بی آن نمی توانم زندگی کنم؟!
پدر: در ضمن حکایت افلاطون یونانی پاسخش را می دهد.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
دوست در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
دوستان عزیز، فارغ از دقتهای فراوانی که مثلاً بحث از *نگاه سعدی به زنان* میطلبد، بنده هم میخواهم بر این نکتهٔ ساده ولی بسیار مهم تأکید کنم که هرکس را بایستی در بافت و موقعیتی زمانیمکانی که در آن واقع شده است داوری کرد. برای نمونه، باید پرسید نگاه سعدی به زنان نسبت به معاصران خود در این سرزمین چگونه بوده است، که در این صورت بسیار بعید میدانم که دیدگاه او *بالنسبه* زنستیزانه قلمداد شود. البته با توجه بدین نکته و رعایت انصاف، روشن است که نقد و بررسی دیدگاه او با معیارهای امروزین نیز هیچ منعی ندارد. ولی اگر بخواهید با معیارهای امروزین اندیشمندان کهن را (از شرق تا غرب) *گزینش* کنید، خیلی بعید میدانم کسی از این تیغ گزینش جان سالم به در برد.
علی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۶:
این غزل را استاد نکیسای تفرشی در مایۀ ماهور به همراه تار استاد شهنازی اجرا کردهاند.
دلزده در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
با سلام - غزلی در حاشیه ی حواشی
اگر آن جاف سورانی به دست آرد دل ما را
به ناز کلهرش سازم من از سر بوسه تا پا را
مر آن فرهنگ عصیان را چه کار آید که می بخشی
جناب دکتر انوشه تماماً روح و معنا را
و یا آقای گروسی که ملک خویش می بخشی
جوانمردانه می بازی سر و دست و تن و پا را
سراسر مُلک این وادی بُوَد مرهون دیوانش
که می بخشد از آن حافظ سمرقند و بخارا را
علیرضا در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
سرو بالای من آن گه که در آید به سماع
چه محل جامه جان را که قبا نتوان کرد
درود بر حافظ شیرازی برای سرودن این شعر بسیار زیبا
البته باید گفت که در بیت بالا بجای گه می بایست دم ذکر میشد اگرچه در معنای بیت خلالی ایجاد نمی کند
nabavar در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:
گرامی نیلوفر
اگر پیشم نشینی دل نشانی
اگر نزد من باشی آرامش دل من خواهی بود
بابک در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
جناب آقای گوهری درود بر شما، با مطلبی که در رایطه با مصرع دوم بیت اول شاهنامه نوشتید مختصر تحقیق و تاملی کردم و به نظرم آمد که حق با شماست. در تایید فرمایشات جنابعالی باید اشاره ای کنم به معنی دو واژه "برگذشتن" و "گذشتن" از دیدگاه علامه دهخدا. "برگذشتن" به معنی طی شدن و سپری شدن زمان می باشد.
"دگر چاهساری که بی آب گشت
فراوان بر او سالیان برگذشت ."
و اما یکی از معانی واژه " گذشتن" خطور کردن و نفوذ می باشد. مانند مطلبی که به ذهن خطور می کند.
با این توضیحات نحوه درست خواندن مصرع دوم همان است که شما اینگونه آورده اید:
"کزین برتر ، اندیشه بر ، نگذرد"
فکر می کنم منظور حکیم بدین صورت بوده که " کزین برتر ، بر اندیشه ، نگذرد" که به لحاظ رعایت وزن "بر اندیشه" را " اندیشه بر" آورده که این بسیار مرسوم است.
بنابراین با اندک اختلافی با شما در معنی مصرع دوم به نظر من معنی اینگونه خواهد شد:
"از این بالاتر به ذهن خطور نمی کند. "
"این" اشاره به جان و خرد در مصرع اول و ذهن همان اندیشه است.
پیروز باشید.
نیلوفر در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:
سلام به همه دوستان.. یک سوال داشتم. اگر پیشم نشینی دل نشانی منظور از دل نشانی چیست؟ سپاس
nabavar در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۱:
پوزش
بارِسنگین عشقی، درست است
nabavar در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۱:
گرامی سید
هر که را پیش تو پای از جای رفت
زیر بارش برنخیزد بارگی
آنکه دل در تو بست و به تو دل باخت، باری سنگین عشقی بر دوشش گذاشته ای که هیچ مَرکبی توان کشیدن ان بار نخواهد داشت
رها در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
شاههکاره شاهکار
سید در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۱:
سلام و عرض ادب؛ یکی از بزرگواران بیت سوم رو معنی میفرمایند؟
حنانه مرادی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:
واقعا زیبا تر از این کلام و این شعر ندیدم بسیار تحسین برانگیزه و به خودم و کشورم به خاطر داشتن همچون اساتیدی مانند سعدی می بالم
گویان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۳:
جناب تدی
خیر
دقیقا داره به عدم جاودانگی انسان
اشاره میکنه
چندتا صدسال هم که کامجویی کنی
آخرش مرگ هست
علی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱:
لطفا تصحیح شود:
نباید نمودن به آبی رنج رنج ----> نباید نمودن به بیرنج رنج
ازان سو به نباید کشیدن لگام ----> ازان سو نباید کشیدن لگام
بب و بسایش آید نیاز ----> بآب و بسایش آید نیاز
جوان با تخوار سرایند گفت ----> جوان با تخوار سراینده گفت
درفشی پش پشت او دیگرست ----> درفشی پس پشت او دیگرست
بب مژه رخ نبایست شست ----> بآب مژه رخ نبایست شست
چه گیرد چنین لشکر کشن خوار ----> چه گیرد چنین لشکر گشن خوار
همه گنجها را بتش بسوخت ----> همه گنجها را بتش بسوخت
سوس کاسه رود اندر آمد براه ----> سوی کاسه رود اندر آمد براه
ز تران بیامد دلیری جوان ----> ز ترکان بیامد دلیری جوان
بب اندرون غرقه شد بارگی ----> بآب اندرون غرقه شد بارگی
چو آمد برران کوه هیزم فراز ----> چو آمد بران کوه هیزم فراز
که سالار لشکر چهه افگند بن ----> که سالار لشکر چه افگند بن
وگر سر ز گوشش بگاز آورم ----> وگر سر ز کوشش بگاز آورم
بجستند با من بغاز کین ----> بجستند با من بآغاز کین
حفیظ احمدی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » حاصل عمر:
با سلام و خسته نباشید!
این شعر زیبای شادروان رهی را آوازخوان افغانستان زنده یاد احد ظاهر در آهنگی خوانده است که موسیقی اش بر مبنای یک آهنگ هندی از فیلم mera naam joker تهیه شده است.
با احترام
حفیظ از افغانستان
nabavar در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز:
گرامی مریم
از من بگوی عالِم تفسیرگوی را
گر در عمل نکوشی نادان مفسری
به سخنوری که تنها هنرش حرف است و حرف، بگو که به جای وراجی و پشت هم اندازی به آنچه می گویی عمل کن
که اگر چنین نکنی نادانی هستی که طوطی وار آنچه شنیده ای تکرار می کنی
ناشناس در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در نعت رسول اکرم و اصحاب پاک او:
گفتم: ای عمر تو دیدی بوالحکم بس چون برید
لطفا بس را ویرایش کنید
پس هست
ناشناس در ۵ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در نعت رسول اکرم و اصحاب پاک او:
گفت ای بوبکر را درست کنید
متن اصلی گفتم ای بوبکر
صنم نصیری در ۵ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۴: