گنجور

حاشیه‌ها

محمدرضا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخن‌پرداز:

این تصنیف اولین بار توسط استاد فقید علی داور معروف به درویش ( پدر مثنوی خانی ایران) در دهه 30 هجری در رادیو خوانده شد و بعد از آن خواننده های مختلف در دهه 50 تا کنون آنرا بازخانی کرده اند.

رضا بختیاری در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:

تلفظ صحیح واژه « خور » در بیت چهارم ( خَور ) هست یعنی به جای ضمه باید با فتحه خوانده بشه تا با واژه‌های راهبر / پدر / زر و ... هم‌قافیه باشد
اگر « خُور » تلفظ شود قافیه اشکال دارد .
« خَور » گویش خراسانی ست .

مبین در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۴ - مطلع سوم:

اوست طغانشاه من، مادرم التون اوست
من به رضای تمام سنقر دکان او
سه لفظ ترکی در یک شعر آمده شعری که در وصف خانواده خود خاقانی شروانی ست
طغان (دوغان) و سنقر و آلتون...

مهدی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

نیمه شب مست به بالین من آمد بنشست،صحیح میباشد
اگر از خمر بهشت است و اگر باده ی مست،صحیح است

زال فروزنده در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

درود و سرود پروردگار فرزانه پیروزمند بر فرزانگان رِند پارسا
گنجور نازنین چند روزی از دسترس خارج بود!
اکنون هم با کمک VPN کامیاب به دیدار این اثر زیبا شدم
و از گفتار و سخن دوستان پیروزمندم بهره ها بردم و آموختم

کاردو در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:

بیت اول چه زیباست... چه مفاهیمی با دو کلمه خطا در مصراع دوم می توان از آن دریافت:
خطایی از من سرزد و او هم خطا کرد و رفت
خطایی از من سر زد و او راه دیار خطا در پیش گرفت
یاد دیار خطا افتاد و به همانجا رفت
یاد دیار خطا افتاد و خطا کرد و رفت...

امیرحسین در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۹ - نشستن بهرام روز سه‌شنبه در گنبد سرخ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم چهارم:

زان جوهر که بود در خور آن
اصلاح شود: زان جواهر که بود در خور آن

هونام در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:

امان از این افراد دینی
چرا نمیخوان قبوا کنن که خیام باهاشون مخالفه؟؟
چرا هی شعرای خیامو میپیچونن؟؟
انقدر سخته درکش؟؟؟
چقدر تفسیر به رای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

nabavar در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۰:

گرامی حفیظ
دو نفر که باهم در صلح هستند، با هم بودن را غنیمت می شمارند، راضی هستند به آنچه دارند، با کم و بیش هم می سازند.
می گوید: بیش از خاک پای او که میسر نیست، به همین راضی باش.
صلح= مصالحه، کنار آمدن، راضی بودن.

درویش خرسند در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۱:

غزلی زیبا وپرمضمون است. به اختصار برای بعضی ازابیات عنوان می گذارم:
بیت 3 : دوری ازتعلقات.
بیت9: اثر دعای مردمان.
بیت10:ایضا دوری ازوابستگی ها.
بیت11: قناعت وخود اتّکایی.

آنی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹۸:

لغت نرم در این قسمت از شعر درست بنظر نماید. لغت رام مناسب تر است چرا که در مورد توسن هم حرف می‌زند:
چون فلک سرکش مباش ای نازنین کز ناز او
رام (نرم) گردی چون زمین گر از فلک توسنتری

سجاد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

سعدی چو جورش میبری دیگر نزدیکش مرو.
اینجا سعدی مورد سرزنش قرار گرفته که دست از عشق بردارد که رنج نبیند
ای بی بصر من میروم؟ او میکشد قلاب را ...
ماهی که به قلاب گیر میکند دیگر اختیاری ندارد
و این ماهیگیر است که قلاب را بالا میکشد
و عشق همچون ماهیگیری ماهی را از آب با بالا میکشد و عاشق از خود اختیاری ندارد
و دیگران بی بصیرتانند که متوجه نمیشوند ...

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

بلبل عاشق، برگ زیبایی از گل در دهان گرفته بود و در حال برخورداری از دیدار ،ناله های خوشی داشت.
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت
دلیل ناله هایش در حال وصال را جلوه گری معشوق بیان می کند( ایهام در جلوه: 1-ناله ها به خاطر جلوه گری برای غیر است2-سوز و گداز عشق را بیشتر کرده است3- خواهان اتصال با کل یا ذات خداوند است)
3- اگر معشوق توجهی به ما نمی کند، گلایه ای نیست.او پادشاه کامرواییهای خویش است و از همنشینی با گدایان( نسخه خانلری: به جای گدایی- ی نکره -)دوری میکند
4-ابراز نیاز در برابر آن زیبایی بی کران اثر بخش نبست خوشا به حال آنکه سرنوشت دریافت زیبایی را برایش رقم زده است( موهبتی بودن دریافتها)
5-پس بیا تا بر این قلم زیباآفرین جان دهیم که این همه زیبایی از گردش پرگار آفرینشگر اوست.
6-اگر در وادی عشق قدم گذاشتی، از بدنامی نیندیش( ترک خویشتن کن) شیخ صنعان خرقه عارفانه اش را در گرو یک جام شراب( بیخودی) گذاشت.
(در شوق شیخ صنعان) وقت آن آزاد مرد رها از خویش، خوش که در هزار توی سلوکش تسبیح فرشتگان را در کمربند کافران داشت.( وصول به باطن هستی)
7- چشمان حافظ نیز همانند "بلبل" در زیر قصر معشوق، چون نهرهای بهشتی از اشک جاری بود( ایهام: انعکاس نهرهای قصر در چشمان)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

حفیظ احمدی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۰:

خیلی ممنون جناب ناباور عزیز از کمک تان، واژه "صلح" مشخصا چی معنی را میرساند؟
بازهم تشکر

ج اروجی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

بیت: "ز شیر شتر خوردن و سوسمار" در شاهنامه بایسنقری وجود دارد و ابدا جعلی نیست.
هرچند در روزگار مدرن امروز بحث در مورد نژاد کار بسیار ناپسند و سفیهانه‌ای است.
اما گروهی از ماله کشان اسلامی که کاری جز دروغ پراکنی ندارند سعی دارند اینگونه القا کنند که این بیت بعدها اضافه شده است.

احمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:

خواهشمندم اگر مفهوم کلمه ها رو نمیدونین پاسخ اشتباه ننویسیم همچون کلمه پیر مغان که نوشتند مرشد اما مغان بزرگان راه زردشت بودند که مرتبه بالای عرفان و معنوی و نیز علوم زمان همچون حکیمان(حکیم به کسی میگفتند که تمامی علوم زمان خود را در والاترین مرتبه بهره جسته بودند)را دارا بودند با سپاس بی کران

nabavar در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۰:

گرامی حفیظ
صائب به خاک پای وی از سرمه صلح کن
در دودمان چشم تو این توتیا بس است
می گوید : خاک پای او را چون سرمه ی چشم بر دیده ی خود غنیمت شمار که برای درمان چشم تو کافی ست
منظورش این است که او را گرامی بدار و قدر دانَش باش

راحله در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

بانو پریسا هم این شعر مولانا را در آهنگی به زیبایی خوانده است.

جواد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

من نمیدونم چرا سنتی ها از چاوشی بخاطر استفاده از اشعار سنتی ناراحتن
اگر حتی یه خواننده لوس آنجلسی هم از اشعار فاخر ایرانی بخونه باید افتخار کنیم نه اینکه ایراد بگیریم

حفیظ احمدی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۰:

با سلام و خسته نباشید!
من معنی این بخش را "صائب به خاک پای وی از سرمه صلح کن" را متوجه نشدم. لطفا کمکم کنید.
ممنون و با احترام
حفیظ از افغانستان

۱
۲۰۱۷
۲۰۱۸
۲۰۱۹
۲۰۲۰
۲۰۲۱
۵۷۲۵