گنجور

حاشیه‌ها

سجاد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۵:

به نظر میرسه جناب سعدی در بیت اخر تفکرات غلط و کهنه جامعه دل سرد شده و به درجه رفیع تری از عرفان رسیده است

بیژن در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۷:

غزل خیلی زیباست و زیباتر از آن اجرای خنم پریسا هست

مجتبی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷:

در یک کلام آن چیزی را که در عصر حاضر فیزیک کوانتم با تمام دستگاهها و ماشین های پیشرفته خود اثبات نموده است را بزرگ نابغه ایران زمین سالها پیش درک کرده بود و فلسفه زندگی خود را بران بنا نهاده بود

منصور در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۴:

مصرع اول بیت آخر به جای "جهان" باید "جان" نوشته شود

مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۹:

احتمالاً در مصرع دوم، «کوه» باید درست باشد، نه «که»
صد بیابان، در میان دارند از بی‌نسبتی / گر به ظاهر، «کوه» با صحرا، به هم پیوسته است

محمد هارون صادقی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۶:

با ابراز تشکر از ویب سایت وزین گنجور و قدردانی از دست اندرکاران این سایت...
بعد از مطالعه غزل شماره 1396 دریافتم که در مصرع سوم بیت اول به جای ز تسلیم « ز تسدم» نوشته شده امید به تصحیح آن پرداخته ممنون سازید.

محسن رفیعی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۲:

مرحوم استاد شجریان در کنسرت افتخار آفاق، این غزل را در مایه‌ ی مخالف سه گاه به طرزی بس دلخواه اجرا می فرمایند. هنوز باور نداریم که از کلمه ی مرحوم برای استاد شجریان استفاده می کنیم.

مهدی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

این شعر را به «حیدر بقال شیرازی» نیز منسوب کرده‌اند.
پیوند به وبگاه بیرونی

کاظم ایاصوفی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۲۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

بیت ششم مصراع اول پناه برد دل من درست است

کاظم ایاصوفی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۹:

بنظر میرسد در بیت سوم در هردو مصراع پار درست تر از یار باشد

همایون در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۵:

قضاوت در باره این غزل از نظر صنعت ادبی و ریزه کاری های علم بدیع بسیار دشوار است
چون غزل دارای ردیف است و ردیف آن مکمل معنایی کلمه حاوی قافیه هر بیت که یک فعل است، زیبایی ویژه ای خلق کرده و ایراد حرف 'روی' و حرف ضمیر را در خود محو کرده است
بخصوص در بیت چهارم که به آفتاب مربوط است حتی فعل قافیه را در بیت اول جای داده است
علم بدیع قوانینی است برای شیوایی و رسایی کلام نه آنکه شریعت خشکی تنها برای پیروی کردن، غزل نه تنها از شکل و نظم بسیار زیبایی برخوردار است بلکه دارای مضمونی عالی است که از حقیقت هستی سرچشمه میگیرد
هستی کل از طریق اجزاء خود آشکار میشود و به هر عضوی نقش ویژه ای می بخشد و آن جز ناگزیر تنها همان نقش را می پذیرد و به زیبایی تمام آن را ایفا میکند که در کلمه قافیه هر بیت آمده است
مهم نقشی است که انسان دارد
در فرهنگ اصیل و کهن ایران، انسان شاه است و نقشی که هستی به او میدهد شاهی است
اما این شاهی باید آشکار و کارامد گردد
این غزل تمامی ویژگی های شاهی انسان را بر می شمارد که احسان عزیز پشت سر هم آورده و شهلای عزیز هم در آغاز اشاره کرده است
شیر و خورشید مهم ترین این ویژگی ها هستند و در آیین مهر نیز جایگاه پر ارزشی دارند
جلال دین برای گل و ماه هم جایگاه ویژه ای قائل است
عشق و سماع هم که در عرفان ایران نقش مرکزی را دارد

hakimeh در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸۷:

مولانا یه عاشق واقعی بود و این اشعار در وصف معشوق سروده شده. یه عاشق همیشه معشوق رو خدای زمینی می‌بینه . همین ویژگی باعث میشه که اشعار حضرت مولانا فرازمینی باشه. هر چه از دل برآید ، لاجرم بر دل نشیند...

بی نشان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:

کاش باری باغ و بستان را که تحسین می کنند
بلبلی بودی چو سعدی یا گلی چون روی دوست
محمد رضای عزیز معنای ساده ی بیت سعدی شیرین سخن
ایکاش حالا که باغ و بوستان به دلیل بهره مندی از نوای بلبلان و جمال گلها مظهر زیبایی و مورد تحسین زیباپسندان است حداقل بلبلی چونان سعدی و گلی چون جمال و روی معشوق داشت تا شایسته حقیقت تحسین و تحسین به حقیقت بود
مراتب باغ و بوستان از لحاظ عناصر و خویشکاری مدنظر سعدی بوده است و این رو هم مدنظر داریم که بوستان نام منظومه ی شعری از ایشان است و او بلبل دستان سرای آن که در حقیقت این بوستان و این دستان شایسته ی تحسین است
با آوردن لفظ کاش در تعریض و تقبیحی هنری خللی را در زیبایی شناسی اهل تمییز تذکر میدهد به معنای ضمنی ایکاش می فهمیدند ...
ایکاش لااقل اگر به تحسین باغ و بوستانی مشغولند ورای ظواهر بسی نمونه دار باغ و بستانی یگانه و بی بدیل که بلبل آن سعدی و گل آن معشوق اوست را تحسین می کردند ....

بی نشان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۵:

هرچند پیام جناب همایون مربوط به سالیانی پیش است از نوع نظر ایشان که آموزگاری کرد کمال تشکر را داریم ....
برداشت هایی صرفا شخصی و نه ابدا تخصصی در جمع ادب دوستان گرامی:
این بیع و شرایی که فرمودند مادون مرتبه ی لاتعین و ذات احدی در مقامات مادون تسری دارد که در بیان آیات و روایات از آن با تعبیر الله اشتری یاد می شود و خریداری غایی ورای ابزار و اسباب و نمودهای ظاهری مختص خداوند دانسته می شود
چو مشتری دو چشم تو حی قیوم است
نگاه دار نظر از رخ دگر یاری یعنی فرمایش همایون عزیز که این تقابل های دوگانی خرید و فروخت است که متبلور کننده رازهاست همه روی در یگانگی و وحدت دارند که خریدار فانی و عوض ده باقی و ماناست " دهی تو کاله ی فانی عوض بری باقی / لطیف مشتری سودمند بازاری ....
نکاتی چند از ڟاهر ابیات تا آنجا تا یار خود کدام پسندد و در نظر آرد :
برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
سرمکش ای دل که از او هرچه کنی جان نبری
معشوق بلاانقطاع در حال گذر کردن و نظر کردن است چرا که صمد است
عالم همواره حامل و حامله ی دل بردن و دل دادن هاست چون تجلی و فیض دائم و بدون ملال و تکرار است بر دیدگان پرده در که همانا همان خوبان عالمند " لا تکرار فی التجلی"
در گستره ی عالم مدرک حواس و تمایلات ظاهری این خوبانند که دلبرند و وقتی خوبتری و خوبترین دلبر است خوبان خود به طوع و رغبت دل سپرند و این است مراتب لا اعد و لا احصای عشق و عاشق و معشوق الی ما لا نهایه.
در مصراع دوم برای جای دادن خویش که در حقیقت حقیقتی جز دل نیست با هوشیاری و فطانت دل خویش را مخاطب تذکیری رندانه قرار می دهد ...
دل را یارا و توانای جان بردن از نظر جانستان آن معشوق خوبان نیست
زیبایی صوری بیت در تصویر دلی است که جان دارد و منظور نظر جانانی است
خویشکاری دل در عالم عاشق شدن است حالا خود در بیع و شرا و خرید و فروختی عاشقانه افتاده است در کمند معشوقی جان ستان
و نکاتی چند دیگر که از دل هر نکته ای زایش می نماید به تبع نوع نگاه هر مخاطبی امید که اعزه دوستان صلای عام داده از بیانات گوهربار دریغ نفرمایند .....
تا نشوی خاک درش در نگشاید به رضا
تا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری
این بیت شریف از دو جنبه قابل پرداختن است
بعد از دلبری و جان ستایی معشوق جلوه گر و صاحب نظر که زمان تسلیم و تکلیف و ابتلا و بلاست بر مجذوبان سالک که به جلوه ای ربوده شده و بعد از هوشیاری اگر دست دهد پای در وادی خاکساری و جفاکشی می نهند و در وجهی دیگر مخاطب خوبانید که به هر دلیل از آن دلستان غفلت کرده در طریق اجنهادی سراسر امتحان به کوی جانان و آستان او مجال ورود می یابند وگرنه معنای محصلی ندارد که معشوقی که خود به دلبری و جانستانی آمده است برای اذن ورود به حریم خویش بنای تکلیف و امتحان بنهد
مفهوم منفرد بیت در این اثر گرانسنگ به تعابیر و در تصاویر بی بدیلی ظهور یافته است که شرط نیل به نوش را نیش و شرط لقای آب حیوان رضای جانان را سرگشتگی تیه و بیابان و شرط برخورداری از گل و گلستان را تحمل جفای باغبان دانسته است که از آن می گذریم اعزه با تانیس و تتبع ذوقشان خواهند نمود....
خاک شدن کنایه از نهایت انکسار و شکست وجودی و مساوق و مساوی غایت مقامات به زعم برخی یعنی مقام رضاست که تنها زمانی دست می دهد که یگانگی باشد و دوئیتی نباشد در اعلا مراتب آن .... که در اوج مقام فنای از خویش بر راضی زده وی را مرضی و مرتضی می نماید در عالم بقا ....
خارکشی و گل بری از اقتضاعات عالم تنازعات و تداخلات و اعتباریات است وگرنه ورای آن جز نوش بی نیش و گل بی خار و یار بی آزار نیست... که ورای تمامی ابیاتی که به معامله ی آگاهانه ی شامل بر سود و زیان و شرط،و امتحان بنا شده است در بیت آخرین ورق داستان توسط مولای جان جهان بر می گردد که بی همه شرطی بدهی ؟! چرا ؟! چونکه تو الله الصمدی زر به حرمدان نبری ...... آن بی طمع است که صمد است والله اعلم

علیرضا حبیب پور در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۸ - بنفشه:

در مصرع دوم بیت پنجم، یک اضافه است.

وهاب در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۵:

بیت اخر مصرع دوم آب این طایفه هستش/لطفا تصحیح بفرمایید

همایون در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۳:

شعری ناهمگون با دیوان به نظر میرسد، که مضمونی سبک و تکراری دارد، بعید نیست از کس دیگری باشد که تقلید شده است

محمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۶ - حکایت شیخ و برهمن و مکالمه گنگ و هماله در معنی اینکه تسلسل حیات ملیه از محکم گرفتن روایات مخصوصه ملیه می باشد:

پیهم یا پی هم
در چندین مصراع این واژه آمده
نمونه: تا ز سوز سعی پیهم سوختم
در لغت نامه من این واژه نیافتم و احتمالا باید جدا نوشته شود.
اگر واژه ای درست است لطفا کسی معنا کند

رهگذر در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۴۶:

در پاسخ به جناب پیام عزیز
بنده تصحیح جناب ترکی را بررسی نکرده ام
اما با فرض صحت نقل شما
ثبت نقل شده فاقد ساختار عروضی صحیح بوده و بعید میرود که از خیام گران مایه باشد

ارغوان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

اجرای بسیار زیبایی از این غزل
با سه تارنوازی و آواز آقای حمیدرضا فرهنگ
و خوشنویسی آقای محمدعلی شادمان
بصورت خط آوا
پیوند به وبگاه بیرونی/

۱
۱۹۸۵
۱۹۸۶
۱۹۸۷
۱۹۸۸
۱۹۸۹
۵۷۲۵