گنجور

حاشیه‌ها

احسان چراغی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:

این غزل سعدی را الان و خیلی دیرتر از از غزل‌های دیگرش دیدم. اتفاقی دیدمش و وقتی دیدم و خواندم مست شدم و اشک شوق ریختم و گفتم کجا بودی جانا؟

و چه لذتی دارد وقتی غزلی از سعدی را برای اولین بار می‌خوانی.

همایون در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

اجرای خصوصی فرهنگ شریف و بدیعی و محمودی خوانساری.عااااااالی

qhavvmwzdw در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۰:

Muchas gracias. ?Como puedo iniciar sesion?

محمد رضا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

درکوی عشقبازان صد جان جوئی نیرزد ........بنظرم درسته

سیدابوالفضل مسعودیان در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:

هستی را او درمییابد که می بیند که هستی نمایی بیش نیست و وانمودی از نور هستی است.

م.م در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۴۱ - نوای طاهره:

در مصراع "در دل خویش «طاهره» گشت و ندید جز تو را" مصرع بودن مصراع قریب به ذهن تر است بنابراین انتساب به طاهرای انجدانی کاشی محتمل تر. یعنی"در دل خویش «طاهرا» گشت و ندید جز تو را"

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:

ابتدا یک خواهش از دوستان عزیز
در ابتدای کار درج شده است که کدامیک از اساتید بزرگ موسیقی، این غزل را خوانده اند دیگر نیازی نیست ده بار این نکته تکرار شود
بنده شخصا در آواز مرید و عاشق آواز استاد شجریان هستم و گوشم نوع دیگری از آواز را نمی تواند بشنود ولی دلیلی ندارد زیر هر غزل تکرار کنم استاد این را خوانده است آن هم به کرات و مکرر
اما در مورد این بیت:
چنان به نظره اول ز شخص می‌ببری دل
که باز می‌نتواند گرفت نظره ثانی
چرا خداوند سخن سعدی بزرگ از نظره استفاده کرده و از نظر استفاده نکرده؟ قطعا اگر می خواست برایش مثل آب خوردن بود که با تغییراتی در کلمات، «نظر» را در بیت جا دهد اما عمدا از نظره استفاده کرده است.
نظر، نگاه کردن است و ممکن است طولانی باشد یا مکرر. اما نظره در زبان عربی یک بار نگاه کردن است یعنی یک نگاه کوتاه و ریز و گذرا
می خواهد بگوید در همان نگاه کوچولویی که چه بسا بی اختیار از طرف صاحب نگاه به تو بیفتد کار تمام می شود و شخص نمی تواند جلوی نگاه دومش را بگیرد. یعنی چشم خیره می شود و اختیار از کف می رود.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۴:

با سپاس ز بزرگوارانی که زحمت خوانش این غزل را کشیده اند
خوانش سرکار خانم زندی چند مورد ایراد داشت و حتی در یک مورد یک بیت را دوباره خواندند بنده فکر کردم می خواهند اصلاح کنند ولی دوباره به همان شکل خواندند
گاهی وقف و وصل و استرس های نابجا در شعر، کاملا معنی شعر را تغییر می دهد که امیدوارم به این مهم دقت شود
نکته دیگر در مصرع:
هیچ دورانی بی فتنه نگویند که بود
اگر بعد از «دورانی» مکث کنیم یعنی با سکون بخوانیم به نظر می رسد در وزن شعر یک سکته ایجاد می شود
به نظر بنده (که اصراری هم ندارم مورد قبول باشد) بهتر است به «دورانی» کسره بدهیم
هیچ دورانیِ بی فتنه نگویند که بود
در این صورت بی فتنه صفت می شود

سید محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹:

که گل تازه،روی----یاران---یافت//////درست است

سید محسن در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:

تو بجان و دلی جفا کوشی------بنظر درست میرسد

معصوم در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۵:

سوداپرستان به اشتباه سوادپرستان تایپ شده

بابک بامداد مهر در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۸:

گفتم نگاه را به ...

فیروزنائینی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

من این بیت راچندین سال قبل درمسابقه ای که درمجله یادگاریاایرانشهر(دقیقا به یادندارم کدام مجله بوده) ترتیب داده شده بوداینگونه خوانده ام :
.چنان باخوب وبدسرکن که بعدازمردنت عرفی مسلمانت به زمزم شویدوهندوبسوزانت

سید در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۸:

سرا و ضرا به معنای خوشی و ناخوشی هست.

دکتر محمد دشتی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶۹ - حکمت ویران شدن تن به مرگ:

این بیت دارای ابهام است که با در نظر گرفتن کلمه ای محذوف فهمیده می شود . مقصود این است که این جهان برای خواباندن اشتر جان بسیار تنگ است. مناخ به خوابگاه شتر می گویند. بنابر این به سیاق کلام معنا همان است که گفته شد.

یاور در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

ما صلاح کار خویشتن در بی نیازی" دیده ایم
عاشق= بی نیاز
به تصویر کتاب رجوع شود

سیدمسعود در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

به جناب آقای محمود
با عرض سلام عرض می کنم که " والله قتلتنی بهاتیک "
قَتَلتَ مذکر است و مونث آن می شود قَتَلتِ و نه قتلتینی
قتلتَ و قتلتِ هر دو فعل ماضی هستند ولی گویا شما با دستورات صرف فعل مضارع مخلوط نموده اید
در هر صورت چون در شعر سعدی اعراب گذاری وجود ندارد می توان درکلمه قتلتنی حرف ت دوم را با فتحه خواند و می توان با کسره خواند
و اگر با کسره بخوانیم به وزن شعر هیچ آسیبی نمی رسد و معنی مونث می گیرد

M R در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

منظور این بیت (ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم
مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد مارا)

M R در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

سلام خدمت همه دوستان
بنظر بنده حقیر اخر بیت مددی دهد ما را است تا خدارا چون خداوند پاک و منزه هست از هر گونه عیب و نقص و نیاز و شبیه و شریک و مثل و مانند

مهسا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - موعظه و نصیحت در اجتناب از زخارف دنیا:

گفت عالم به گوش جان بشنو
ور نماند به گفتنش کردار
باطل است آنچه مدّعی گوید
خفته را خفته کی کند بیدار
مرد باید که گیرد اندر گوش
ور نوشته است پند بر دیوار
به نظر می‌رسد ابیات فوق را سعدی در واکنشی به بیت 101 از همین قصیده‌ی سنایی سروده باشد، که گفته است:
عالمت غافل است و تو غافل
خفته را خفته کی کند بیدار

۱
۱۹۷۱
۱۹۷۲
۱۹۷۳
۱۹۷۴
۱۹۷۵
۵۷۲۵