گنجور

حاشیه‌ها

محمود عبادی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

دوستان توجه کرده اید که غیر از مصرع اول مطلع در اولین مصراع های بقییه ابیات این غزل خواجه غوغا کرده است بنوعی که در هرمصرع قافیه و وزن وجود دارد به عنوان مثال " پشمینه پوش تند خو/ کز عشق نشینده بو" که بین کلمه خو و کلمه بو قافیه وجود دارد خواجه هر چه گفته دلربائی کرده است. وی با انتخاب زیباترین اوزان عروضی ما نند بحر رمل عده زیادی از غزلیاتش را در این وزن سروده است و بهمین ترتیب است وزن دلنشین غزل حاضرکه رجز مثمن سالم است و سعدی نیز در این وزن پیش از حافظ طبع آزمائی کرده است.

فاطمه زهرانادری در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۷:

باعرض سلام وخسته نباشی خدمت شمازحمتکشان
بنده بابت برنامه ی گنجوربسیارخوشحال وسپاس گذارم ودرخواستی ازشما دارم اگر امکانش باشه بهترهست که معانی اشعارراهم بگذارید تامن وافرادی که تخصصی درحوزه ی معنی کردن اشعارسخت نداریم ازمعنی زیبای انهامحروم نشویم وماهم بتوانیم استفاده کنیم .برنامه ی عالی ای هست با معنی عالیترهم میشودواستقبال کنندگانش هم بیشترمیشودبازم تشکرمیکنم خیلی ممنون که برای نظردیگران احترام قایلیدباسپاس

sajjad sajjad.mmm.۱۵۰۰@gmail.com در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۶:

سلام و عرض ادب محضریکایک اساتید
داستان این شعر مربوط به دختری است بنام مریم شیرازی که در نیشاپور روسپی گری می کرد. بانی این کار او هم یک شیخ بود. ولی بعد از مدتی دچار بیماری شد و زمانی که در گوشه ای افتاده بود همان شیخ سفاک به فحاشی کرده و او را فاحشه ای خواند که دچار مریضی است. خیام که نظاره گر این برخورد ملای ستمگر بود این رباعی رو سروده
من ازاین دوست بزرگوار که این حاشیه رو مرقوم فرموده اند تمنادارم منبع درج این قصه را نیز ذکر بفرماین چون برایم جالب ونیز جدید بود
بنده خودم عاشق رباعیات وزین خیام هستم سالهاست که رباعیات خیام را درذاکره ام حفظ کرده ام چون بزبان عربی تسلط دارم تمامی نقدهاوترجمه های این اثر گرانبها رابزبان مادری (پارسی)ونیز زبان عربی و... پیگیری کرده ام درمیان ترجمه های عربی رباعیات خیام عجیب ترینش از آن احمد رامی ترانه سرای شهیرمصری است که حتی ام کلثوم خواننده اسطوره ای عرب نیزآنرا بااستفاده از ترجمه احمد رامی بانام رباعیات الخیام با آهنگ سازی ریاض السنباطی در دهه 50میلادی بارها بر روی صحنه دراکثرکشورهای عربی وحتی پاریس اجراکرد دوستان می‌توانند باسرچ این عبارت نسخه استودیویش راباصدای ام کلثوم بمدت 36 دقیقه استماع بفرمایند (رباعیات الخیام لام کلثوم تسجیل استودیو)
گرچه باسواد وفهم ناقصی که من دارم احساس کردم احمد رامی بجای ترجمه اصل رباعیات خیام خود سعی کرده چیز جدیدی بانام ترانه های خیام ویاکلمات خیام بسراید وبااستفاده از اشتهار خیام آنرا به شاعر هم وطن مامنتسب کند من دریک گفتگوی بسیار قدیمی رادیومصر دراین خصوص از احمد رامی شنیدم که گفت برای فهم و درک بهتر رباعیات خیام من ناچارشدم به فرانسه عزیمت کنم ودرمدت پنج سال فارسی درآنجاآموختم تارباعیات خیام را بفهمم وترجمه کنم
احمدرامی درمطلع رباعیات خیام بزبان عربی رباعی اول راچنین سروده :
سمعتُ صوتاًهاتفاًفی السحر
نادی من الغیب غُفاةَ البشر
هُبُ الملاءُُ کاسَ المُنی قبل
ان تملاءَ کاس العمرِ کفُ القدر
گرچه صفحه کلید گوشی جدیدامکانات اعراب گذاری خوبی ندارد اما نهایت سعی خودم رو کردم تا خواننده دچار اشتباه نشود
بانهایت ادب و احترام وعذرخواهی از اساتید گرامی ونیزامتنان ویژه ازگنحور مرید اهل ادب محمد (سجاد)حائری نسب

علی ک در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند:

با سلام
بیت چهاردم، مصرع دوم لطفا تصحیح شود
باز با خود گفته فرعون ای عجب
من نه در یاربناام جمله شب
تشکر

علی کهربایی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۷ - به خواب دیدن خسرو نیای خویش انوشیروان را:

به گمان من (و به استناد لغت نامه دهخدا «شش اندازی به جای شیشه بازی» به معنی «‌ ماه به جای خورشید » است. لطفا اگر اشتباه می کنم اصلاحم کنید.

مهدی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۹:

وه چی بی‌رنگ و بی‌نشان که منم // کس نبیند مرا چنانکه منم

سیدغلامعباس موسوی نژاد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

به عقیده بنده خیل به زبان سعدی نزدیکتر است

میلاد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

چه خوب که جمله (اصل خویش) را به مفاهیم دیگر مرتبط ندانیم و پروردگار را در درون خویش جوست و جو کنیم

امیر نصیری در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱۳:

ببینم میتونین موش و گربه ی عبید زاکانیرم به عرفان بچسبونین
واقعن شورشو درآوردین دیگه

علی کهربایی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین:

ممنون می شوم دوستی معنی این بند را توضیح دهد: « ز طبل زهره کردی طبلک باز».

علی کهربایی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرین:

ممنون می شوم دوستی دوضیح دهد معنی بند دوم سطر دهم « که بودی دایم از هرکس پر آویز» چیست.

مهری کریمی نمی جانی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو:

در توضیح بیتی که فرمودند شرح بگذاریم:
زان که یزدان زان....
در نهایت یزدان پاک دو رو بودن آن جاهل خنثی را آشکار خواهد کرد و و آلت زنانه ی پنهان کرده اش را همانند خرطوم فیل ، بر پیشانی اش ، بر آفتاب خواهد افکند تل رسوا شود تا کنید و مکر او برای همگان آشکار شود.

علیرضا انتظاری در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

این شعر شعر عجیبی هست داستانهای زیادی داخلش هست
به نظر من حافظ مثل یک google بوده دارای اطلاعات قوی
شعرهای حافظ 2 پهلو و 4 پهلو هستند
این شعر در زمان حافظ از گذشته و حال و آینده تشکیل شده
پیر مغان: 2 پهلو :شاه نعمت الله ولی و امام زمان
سلسله زلف بتان: 2 پهلو: سلسله حضرت فاطمه و سلسله داریوش کبیر
آن یار: منصور حلاج و آینده هر انسانی
ساحری پیش:ساحران فرعون به حضرت موسی ایمان آوردند و مانند منصور حلاج شدند
حضرت موسی آیا توانست از اعمال قانون شدن ساحران ایمان آورده جلوگیری کند
و منصور حلاج همین طور
بیضا : 2 پهلو : محل دفن کوروش کبیر مانند گوهری بدون مناره و محافظ
ید بیضا : شکافتن دریا توسط حضرت موسی
آن روز : قسمت من هست و قسمت منصور حلاج و قسمت شهادت امامان
طلب از گمشدگان لب دریا : نوزادی حضرت موسی ، حضرت یونس ،حضرت موسی رسیدن به خضر نبی
امام زمان که گمشده مانند شاگردی امام زمان به حضرت خضر،تا وقتی حضرت خضر است
چرا امام زمان
گمشدن از دریا تا دریای سرزمین ایران از زمان کوروش تا دوران حافظ
قبر کوروش درون چاه بدون مناره مومیایی شده با جواهرات
خدا و خدایا : ندای زجر کشیده به خدا (فرعون)
ندای زجر کشیده به خدای واحد
تایید نظر حل معما می کرد : تاویل کردن ، تاویل حضرت خضر به موسی
روح القدس : آن روح مقدس بیاید مانند حضرت عیسی آیا او را به صلیب خواهند کشید
یا از او پیروی خواهند کرد آیا عصایی دارد که معجزه و ید بیضا کند

حسین در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

ظاهرا خیام در این شعر، حکمتی بس عظیم میگوید در عین حالی که قران را مدح میکند، ابتدا باید دید منظور او از پیاله چیست؟ خودش در شعر دیگرش میگوید:
جـسـم اسـت پـیاله و شرابش جان است
و بنابر این کاملا واضح است که مقصودش از گرد پیاله، فضای ناخوداگاه هر فرد است که هر کسی را احاطه کرده است و ممکن نیست از او بیرون رود و عالم فردی اوست، میگوید در عین حالی که قرآن، کلام بزرگی است اما خلاصه گاهی میخوانند و گاهی نمیخوانند، اما روح و روان هر شخص، قبه خضراء اوست که دائما گرد جسم او را گرفته، و به هر طرف نگاه کند دائما دارد او را میخواند.

محمدرضا در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:

بیاییم قضاوت کردن را کنار بگذاریم و مقایسه نکنیم
شاعرنهایت لطافت روح واوج احساسات پاکش را بکار گرفته تا این اشعار نغز را بسراید.
تشریح زیبایی های ظاهری انسان ارتباطی به جنس ندارد واین مخلوق باهر جنسیتی ودر هرسنی زیباییهای قابل ستودن دارد.

اکبر رضوانی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۱ - غزل خواندن مجنون نزد لیلی:

درود بر شما. در ردیف آواز از این اشعار استفاده شده است. در ردیف دستگاه شور به شیوه سید حسین طاهرزاده ، گوشه بزرگ و کوچک ، میخوانیم:
یارا تو کجا و ما کجاییم تو زان که ای و ما تو راییم
چون من شده ام به بوی تو مست می را نتوان گرفت در دست
ماییم و نوای بی نوایی بسم الله اگر حریف مایی
البته شاعر بیت دوم معلوم نیست.
با سپاس از توجهتون اکبر رضوانی

mostameazad در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۲۱۱ - شراب خواهد:

در مصرع آخر:
کیست کو آبی بر این آتش زند

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

اگر آن موهای سیاه به خطا دلم را نشانه رفت و یا اگر خال زیبایت به ستم عاشقم کرد باکی نیست( اشتباه و ستم معشوق به جان پذیرفتنی است چه ِآنکه اگر حقیقی هم باشد، عاشق ستمی نمی بیند)
برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت، سوخت
جور شاه کامران گر بر گدایی رفت، رفت
همچنین اگر از آذرخش عشقت اندوخته های درویشی( اندیشه ها و باورها) سوخت و یا اگر از معشوق کامروا ستمی بر گدایی چون من گذشت، چیزی نیست.
3- در راه سلوک و وصول به حقیقت( حال خوش) رنجش خاطر نیست( بلکه ناسپاسی و اعتراض به خداوند است) باده حال خوش بیاور، که صفا و کدورت در راه عشق یکی است( محور تمرکز عاشق= آنچه از دوست می رسد)
4- در عشق بازی پایداری لازم است،در این راه اندوه خاطر و اشتباه معشوق رخت بر می بندد.
5- اگر از غمزه و ناز معشوق، بار اندوه بر دل نشست و یا میان جان و معشوق کدورتی پدید آمد، چه باک؟!( چون زود بر طرف می شود و یا چون عاشق اعتنایی به آن ندارد)
6- اندوه خاطر از رقیبان و بدگویان است که عشق را در نمی یابند ولی زمانی که( خانلری : چون) میان هم نشینان عشق سخن ناشایستی( ایهام : انسان ناشایست) برود باکی نیست.
7- ای واعظ، اگر از خانقاه هم رفته ام( به جهت وصول به مدارج بالاتر و یا نپسندیدن آنان در سلوک) خرده نگیر، پای آدم رهایی( خانلری: آزادان) چون حافظ را چطور می بندی؟!( در ذهن خودت) او (پس از رهایی) هر جا که رود باکی نیست.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

حسین مالکی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۰:

دراین بیت که مولانا میفرمایند
کوه قاف نادر است و نادر عنقاست این
اگر به چاپ سنگی دیوان بتونید رجوع کنید خواهید دید که اونی که شما چاپ کردین
نادره عنقاست این
نمی باشد بلکه
نادر عنقاست این.
لطفا تصحیح بفرمایید.
با سپاس

همایون در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶۳:

زبان عشق با زبان علم و زبان فلسفه و سیاست و اقتصاد تفاوت دارد آنها واژگان و مفاهیم خود را دارند و همچنین مقاصد خاص خود را دنبال میکنند.
عارف حس و نگاه خود را از وجود خود و هستی، با زبان شعر با خود و هستی درمیان میگذارد، گویی خود هستی زبان گشوده است و عارف از قول وجود و هستی به راز ورزی و رازپردازی درآمده است، هیچ کلمه ای به دردش نمی خورد و هیچ استدلالی بکارش نمی آید حتی از وجود خود نیز هیچ بهره ای نمی تواند ببرد چون هستی را تنها یک قماربازی میبیند که از همه بیشتر می بازد و اطراف او را تشنگان و گرسنگان و مال پرستان گرفته اند و همه از دارایی های او برخوردار میشوند. ولی عارف فقط محو تماشای او شده است. عارف نماینده هستی و وجود است و دیگران تنها تصویر هستی را محو و تاریک میکنند و گرد و خاک آسمان را زیاد و جلوه ماه را کم میکنند
آنچه در هستی کار میکند و عارفِ هستی را پدید می آورد، عشق است و هستی خود از جنس عشق است، بقیه با اصل کار ندارند بلکه با حواس ظاهری و با عقل محاسبه گر بدنبال روشنایی و گرمی و غذا و آسایش و تولید و ثروت هستند
اگر به سراغ شمس و آفتاب هستی که همان عارف هستی است می آیی تنها با عشق بیا که جای آن دل است نه سر، که آشنا ترین ها به هستی همانا عاشقان و عارفان هستند که عشق را می شناسند و میدانند هستی بر عشق استوار است

۱
۱۹۲۹
۱۹۳۰
۱۹۳۱
۱۹۳۲
۱۹۳۳
۵۷۲۵