گنجور

حاشیه‌ها

خسرو در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب:

ادمین محترم با سلام
بیت دوم اینگونه باید تصحیح شود
.
عهد موسی بود و نوبت آن او
جان عیسی او و موسی جان او

خسرو در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست:

جناب ادمین با سلام
در خصوص قافیه بیت دوم بجای امام می شود از زعیم استفاده کرد
تا به جای او شناسیمش زعیم
دست و دامن را به دست او دهیم

حسن در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۴:

خیلی جالبه که هفت زیر نویس تا بحال داشته ایم و متاسفانه هیچکس جرئت نکرده که آنرا تفسیر کند!!!

مسعود آزاد در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵:

در مصرع اول بیت یکم، به جای واژه «بکوش» باید «به گوش» جایگزین شود. در این صورت است که بیت دارای معنی می‌شود. در این مصرع واژه «هوش» به معنای «جان» یا «روان» است و واژه «سروش» به معنای «بانگ یا ندای آسمانی» است که به عارف یا سالک می‌رسد. سروش یا به عبارتی «صدای درون» با گوش فیزیکی قابل شنیدن نیست بلکه در حالت مراقبه و رسیدن به مرحله «فنا» از درون یا به گفته عرفا با «گوش جان» قابل شنیدن است.
با این تغییر، معنی بیت به این صورت خواهد شد: سحر از غیب به گوش جان من سروش بانگ در داد [و گفت] که برخیز و از سرچشمه ما می پاک [واقعی و عرفانی] بنوش.
درود بر شما.

دانش جو در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب هفدهم: در بیان خاصیت خموشی گزیدن » شمارهٔ ۲۳:

به به خیلی زیبا
روح جناب عطار شاد

حمید معصومی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:

البته کار کردن بسیار خوب و شایسته است این را همگان می دانند و دوستان توضیح دادند ولی من چند نکته را در این مورد یاداور می شوم
1) مفهوم کار کردن امروزه با روزگار گذشته تفاوت دارد در قدیم کار کردن فقط کار بدنی بود ولی امروزه شامل کار فکری و خدماتی و... هم می شود در قدیم اگر می گفتند کسی با بازی کردن ( مثلا فوتبال ) هم پول حلال بدست اورده و هم خدمت بزرگی به جامعه کرده ولی امروزه این شدنی است .
2) کسی که کار بدنی نمی کند ولی به روش های دیگری( با فکر و نبوغ خودش) یک بیزینس راه انداخته و پول حلال بدست می آورد شاید برای جامعه کاری نکرده ولی این هم شامل کار می شود .
3) با این حساب کارهای خدماتی وفرهنگی و... که طرف بدون کار بدنی پول حلال بدست می اورد هم کار حساب می شود .
4) با این حساب مفهوم کار کردن فقط شامل کار بدنی و... نیست استفاده از نبوغ و استعداد و.... برای کسب درآمد حلال هم کار حساب می شود .
6) بنابراین کسب درآمد حرام ( حتی کارهای به ظاهر قانونی مانند دلالی و واستگی و...) کار حساب نمی شود

زیبا روز در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸۴:

عجب ابیات عمیقی ست ای فریاد .
حال انسان را می فرماید که جهان را زیر نگین قدرت خویش دارد ولی در عین حال با این همه کشفیات علمی و دانش و غیره در برابر عظمت حق بس حقیر است و چاره جو .و در بیت دوم تلمیحی دارد به انشق القمر

در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

و با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند...
کاش میشد میبخشیدی کاش میدانستی...

افسانه چراغی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰:

معنی دو بیت آخر:
اگرچه از سر لاف و تکلف، نظمی می‌سرایند اما نظم آنها در مقابل شعر سنایی، مانند تصویر گربه است در مقابل شیر واقعی.

حامد در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۲ - جنگ هوشنگ نوهٔ کیومرث با دیوان به کین‌خواهی پدرش سیامک:

درود. در بیت آخر به نظر بنده بهتر است به جای "چو" واژه ی "چون" نوشته شود. اینطوری وزن بهتر رعایت و شعر راحت تر خوانده می شود.

افسانه چراغی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۳:

پارسی نیکو ندانی، حکم آزادی بجو

افسانه چراغی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶:

از تو هر جایی ننالم چون تو هرجایی شدی؛
نیست جای ناله از معشوقِ هرجایی، مرا

احمدآرام نژاد در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳۸:

بادرود وعرض ادب
بیت6 در روزی که _که اضافه است

افسانه چراغی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵:

گنجور عزیز لطفا تصحیح بفرمایید:
از خواب و خور «خویش» چه گویم که نمانده‌ست
دی تازه تذروی «بُدم» اندر چمن لطف
«همچون» گل سرخ آن لب همچون شکر من

صادق نیکسر در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۰ - در شکایت و عزلت:

نیاز عطا داشتم یعنی چه؟

محمد در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان اکوان دیو » داستان اکوان دیو:

ای دهنتون صاف یه صوت میزاشتین ببینیم این شعر جناب فردوسی چجوری خونده میشه. چقدرم که سخته

امید نقوی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۸:

درود بر شما.
در بیت پنجم «گرانبار» درست است و باید فاصله «گر» و «انبار» حذف شود. پیروز باشید

تشنه در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید‌؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی ‌«امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار‌، گواه استحقاق است:

درود
با توجه به ابیات قبل از این مصرع که
هرکجا کشتیست آب آنجا رود
دقیقا منظورش چیه؟
یعنی آب میگرده کشتی رو پیدا میکنه؟
یا آب را باید جایی جست که کشتی هست؟
ممنونم

بهنام در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:

مصرع «چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار» مشکل وزنی دارد. گرچه مولانا خیلی در قید و بند وزن و قافیه نبوده و بارها اعتراف کرده که این‌ها اون کشته‌اند. مولانا این وزن را در این مصرع دوری فرض کرده است که اشتباه است و دوری نیست. در نیم‌مصرع اول، چراغست این دل بیدار، هجای آخر «بیدار» کشیده است و اگر قرار بر درستی وزن باشد، باید هجای اول نیم‌مصرع دوم بلند باشد که وزن درست در بیاید؛ ولی مولانا هجای آخر نیم‌مصرع اول را بلند فرض گرفته که اشتیاه است.
شاید نوع تلفظ کلمات در گذشته فرق می‌کرده و مثلاً «ر» آخر کلمه در آخر نیم‌مصرع تلفظ نمی‌شده که چنین چیزی فرض کرده مولانا. البته بعید است.
نمی‌دانم. اگر کسی اطلاعی دارد، لطفاً بنویسد.

فرزاد در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱:

سلام منظور از می در اشعار عرفانی چیز دیگریست مایه تأسف است که خیام در نظر بسیاری از خوانندگان مغرب به عنوان یک شاعر ملحد و شهوت طلب و یک مست لایعقل که تنها شوق او شرب خمر و برخورداری از لذات دنیوی است، شناخته شده است. و این همان اشتباه رایجی است که به طور کلی در باب تصوف رخ داده است. در حقیقت مردمان خیام را (با قیاس به نفس) از دیدگاه خود نگریسته اند
سؤالی که اغلب طرح می شود، این است که پس از این همه مدح و ثنای شراب و عشق در رباعیات چیست؟ پاسخ این است که این الفاظ و نظایر آن استعارات و کنایاتی است که در زبان صوفیان معانی خاص دارد و از جمله شراب و مستی کنایه از لذت روحانی است و عشق پیوند درستی و اخلاص و ارادت و بندگی انسان در پیشگاه معشوق ازل است.
خیام دانش و معرفت خود را به جای آشکار کردن در پرده های گوناگون مستور داشته (و پرده از اسرار نهان بر نداشته است) و تصور غربیان از خیام به عنوان مردی بیکاره و عیاش تصوری باطل و بیهوده است؛ زیرا این همه خرد و حکمت در رباعیات با آن درجه از کم عمقی و ظاهرپرستی در تناقض آشکار است.

۱
۱۸۷۲
۱۸۷۳
۱۸۷۴
۱۸۷۵
۱۸۷۶
۵۷۲۶