تورج رامان در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
در پاسخ آقای یاشار رضازاده و دیگر دوستانی که معنی "ملت" را به معنی امروزی مردمان یک کشور گرفته اند، همانطور که در پاسخ کاربر بنام متین آمده، تا قبل از قرن نوزدهم میلادی و آشنایی با مفاهیم جدیدا وضع شده "دولت و ملت" در اروپا (که در آنجا هم این مفاهیم متاخر هستند و سابقه خیلی طولانی ندارند)، در فارسی به تبع عربی و پیروی از اصطلاحات مذهبی اسلام، ملت به معنی دین و مذهب بکار میرفته است. نمونه آنها همانطور که متین گفته است در مثلا عنوان کتاب ملل و نحل شهرستانی عیان است که به معنی دانشنامه مذاهب و فرقه ها ست یا روایت معروف هفتاد و دو ملت که باز شاخه های مذهبی مراد است. نزدیکترین مفهومی که میتوان برای مردم جامعه در نظر گرفت کلمه امت است که امروزه ما در فارسی بطور خاص برای کلیه پیروان اسلام و فراجامعه اسلامی بکار میبریم ولی در عربی هنوز به معنی مردمان و جامعه یک کشور (ناسیون فرانسوی یا نیشن انگلیسی) بکار میرود. آنها سازمان ملل (ملتهای) متحد را، امم المتحده میخوانند. همینطور به فراملت فرضی جهان عرب هم، امت عربی میگویند. دولت البته در قدیم به معنی مکنت و مال و خوشبختی و البته قدرت اجرایی و اداری (که لازمه آن مکنت مالی و حسن تدبیر است) بکار برده میشده است که امروزه ما همان وجه اداری و حکومتی آنرا بکار میبریم.
بهزاد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
سلام بنظر من این موشکافی دراین غزل خاص چندان روا نیست وطریق بهتر اینست که مفهوم کلی این غزل را درک کنیم چون همه جای این غزل ازکژ ومژ شدن ومستیست اصلا همین لحن این غزل رادلنشینتر میکند مولوی همیشه مست است ولی درین غزل مست تر واجازه دهیم ازمستی مست بشنویم درمصرع اول اعتراف میکنه ومامتوجه میشویم اینبار این بزرگ چه حالی دارد با احترام به همه ،مست شوتابشنوی
منیر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۱:
متاسفانه حکایت تا پایان خوانش نمی شود. چرا؟؟؟؟
مهدی رحمانی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:
سلام
بنظر شما منظور سعدی در این شعر کیست؟
قلندر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
بادرود و مهر...
آه در سینه و جان در کف و دل سرشار از شور و جوش لیک عقل سرگردان و حیران در این میان
گاه کشتی فهم در دریایی از بیخبری به خاک نشسته و در انتظار باد رحمتی و توفیق حرکتی به سوی و سمت دیار یار.
تلخترین لحظات تنها با جلوه ای از جلال جانان شیرین گردد چرا که هیچ چیزی در بساط مرید نیست و امیدش تنها خبری از آنسوی عالم معناست باشد که باز بیند دیدار آشنا را.....
با سپاس از ره جویان راه حق.
محمد جواد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم:
سلام
جناب کهن عزیز و جناب کاسی گرامی وزن مصرع دوم کاملا صحیح هستش.اشکال حضرتعالی در خواندن مصرع اول این بیت است که احتمالا مکر را مجذوم و ساکن کردهاید
محمدرضا اسمعیلی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷:
به نظر بنده هم منظور خیام در این رباعی از محدث و قدیم دقیقا قرآن و خدا هستند.خیام چندین بار دیگر این گونه مسائل را بیان می کند:
فارق ز امید بخشش و بیم عذاب
آسوده ز خاک و باد و از آتش و آب
رایان در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۳۸:
به نظرم معنی واضح است. درمصرع نخست چه با "تا" شروع شود چه با"گر"، خیام شرطی را مطرح میکند. در مصرع دوم ، چگونگی بر آورده شدن این شرط را بیان می کند و به ماجرا خاتمه می دهد، به این شکل: تا متحد و دست افشان و شاد نباشیم ، نمی توانیم با پای پر نشاط( پایکوبی و رقص و شادی) به سرکوبی غم ، اراده کنیم . به دیگر سخن:1-کسی نمیتواندبه تنهایی و در عزلت، ،،سرغم را بکوبد.
با خوشحالی و دست افشانی همگانی و پایکوبی و شادی جمعی است که می توان غم را سرکوب نمود.
بیت دوم نیز بر همان سنت خیامی (قدر زمان گذرا را دانستن ،) تاکید دارد که نیازی به توضیح نیست
شاد باشید
پیوند در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۳:
علی عزیز
در اون غزل حافظ هم نیست که نیست به معنای نفی به کار نرفته
حافظ داره از معشوقی صحبت میکنه که تمام خوبی ها رو در خودش داره، ولی به حافظ کم توجهی میکنه
شاید مخاطب حافظ شاه شجاع بوده
مهدوی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
سلام با جستجوی کامل در سه جای دیگر از سروده های همین شاعر واژه خواهم بکار گرفته شده که همین امر شبهه ی خوهم را در بیت آخر این سروده ی نغز برطرف می کند و دلیل واضحی بر صحت واژه ی خواهم است.
عباس در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹۶ - طوطی و شکر:
در بیت یازدهم کلمه ی "نگهبان" باید نوشته شود "نگهبانان"
چرا که وزن شعر را بهم ریخته
بدین صورت:
چون نگهبانان به هرسو کن نظر
مرتضی پیران ق در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مقام اهل توحید:
چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا
برای یک غیر ادبیاتی این معانی هم قابل تصور هست:
1- وقتی حرص معلم تو گشت، بترس،چون طمعکار چیز نفیس تری خواهد دزدید.
2- وقتی از روی طمع، علم آموختی، بترس. چون عالم طمعکار چیزهای نفیس تری خواهد دزدید.
3- وقتی علم آموختی، از حرص(صفت شیطانی) بترس، چون شیطان(دزد با چراغ) ایمان عالمان(کالای گزیده) را میبرد.
4- وقتی علم آموختی، از اینکه حریص و طماع هم باشی بترس! چون حریصی که علم هم داشته باشد اژدها می شود.
ایزد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
بنظر من در اینجا ما یک کنایه خیلی خیلی قوی داریم.بهتر است مدام دائم معنا شود.و منظور خیام از این که ایه ای که در دور جام شراب است اینه که ما اونقدر مشغول شراب خواری و الواطی هستیم که آیه دور جام را دائم میبینیمو آن را میخوانیم اما آیاتی که در قران امده است و ان را کتابی بزرگ میدانند، از خواندن در قرآن خودداری میکنیم.و مفهوم کلی آن الواطی و غرق در دنیا بودن است.
عجب کنایه ی زیبایی بود
فتوحی رودمعجنی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵۱:
ابیات غزل به همریخته است.
بیت مطلع در ردیف 4 است
حامد فلاحی راد در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ عنصری » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مدح ابوالمظفر نصر بن سبکتگین:
وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن هستش
فرهاد شیرازی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:
با درود فراوان خدمت دوستان عزیز، اهل مباحثه نیستم، اما بنظرم لازم آمد تا یاداوری کنم که شیخ عطار بزرگوار بارها در غزلیات خود از ره بی نشان که گوید نه پنهان و نه نهان است، بالای اینهاست، بالا و پایین هم نیست، بیرون اینهاست! بیرون و درون هم نیست، اینها لفظ و کلام است و این ره در کلام نگنجد!!! آیا این وصف از بی وصفی کفایت نمیکند تا مخاطب غزل حاضر را خداوند ندانیم؟؟ اگر کفایت نمیکند، به این بیت توجه کنید:
نقاش که بنگاشت رخ او به تعجب
از غایت حسن رخش انگشت گزان است
فکر میکنم این بیت حجت را تمام کند!! خداوند خود نقاش تمام هستی است، لذا قریب به یقین مخاطب این غزل خداوند نیست!!
Polestar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
شعر بسیار زیبا و حکیمانه
فقط در مصراع دوم بیت سوم حرف واو جا افتاده: جز آب دیده و خون جگر
Polestar در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:
واقعا بینظیره با روح و روانت بازی میکنه
علی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۴۰:
جواد یساری کلا شعرو جویید
ای نه دله ی ده دله دل یک دله کن
هرچیز که غیر اوست از خود وله کن
یکبار تو به اخلاص عمل بیا بر در دوست
گر کام تو بر نیامد اونوقت گله کن
A.p در ۵ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم: