محمد در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۸۹:
سلام و عرض ادب
دوبیتی های باباطاهر به گویش محلی استان همدان سروده است.
منظور از این چین است و آن چون ، اینه که این چیست و چرا آن یکی آن جور هست_ چرا این همه تفاوت؟
آزادبخت در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۱ - از شمیران تا تبریز:
وهسودان مملان هموست که در زمان او نخستین ترکان به اذربایجان امدند و مراغه را ویران کردند و مردم را کشتند و اسیر کردند و چون دژخویی بسیار کردند نخست سران انان را بخواند و چند تنشان بکشت و سپس به جنگ انان رفت و انان را از اذربایجان بیرون کرد اما با مرگ محمود غزنوی و امدن غزان سلجوقی و شکست خونبار مسعود و دیلمیان ایران به زیر حکم غزها رفت با این همه غزان انچنان نبودند که ایران را دگرگون کنند و امدنشان هم با ترفند مسلمان شدن بود انکه روی ایران را در خوارزم و فرارودان و کاشغر گرداند امدن ترکان مغولی بود و آذربایجان تا زمان شاه عباس صفوی پارسی ماند و رساله روحی انار جانی و گزارش چلبی که در قرن یازده نوشته بهترین سند در این باره است - روحی انار جان رساله خود را به گویش اهل تبریز نوشته که اندکی با فارسی دری فرق دارد اما قابل فهم است
رساله روحی انارجانی به زبان زنان بزرگان اهل تبریز و لاتها و بازاریها هر یک جداگانه است و اطلاعات جامعه شناسی زیبایی از لحاظ زبان و گویش بدست میدهد و هیچ واژه ترکی در ان پیدا نمی شود - رساله در قرن یازده نوشته شده و همچنین جلبی نیز که پس از او و زمان تسلط عثمانی امده زبان تبریز و مراغه و دیگر شهرهای اذربایجان را پهلوی میداند که مردان اعیانشان به فارسی دری سخن می گویند باید دانست که هم اکنون نیز در شهرستانهای اذربایجان شرقی و باکو و دربند روستاها و شهرکهای کوچک و بزرگی هستند که با نام تات شناخته می شوند اما انها خود و زبان خود را پارسی مینامند
حسن در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲:
بعضی فکر میکنن باید هر بیت سعدی یا حافظ رو به جایی از قران یا حدیث بچسبانن یا توی واژه اش خیلی سخت بگیرن در صورتی که سعدی به روان گویی مشهور هست الم در بیت سعدی خیلی راحت تصور میشه ازکه عاشق از تندی کردن معشوق دردش نمیگیره اگه بگیره عاشق نیست سعدی بنالیدی زما عشاق ننالند از هم
مصطفی قباخلو در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲:
با سلام
لطفا یکی بگه این بیت یعنی چی
سه فرزند شایستهٔ تاج و گاه
اگر داستان را بود گاه ماه
ممنون
مصطفی قباخلو در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲:
با سلام
به نظر بنده
در این بیت
ز دهقان پر مایه کس را ندید
که پیوستهٔ آفریدون سزید
به جای پیوسته باید ((پیوستن)) به کار رود
یعنی
ز دهقان پر مایه کس را ندید*که پیوستن آفریدون سزید
مهدی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:
متاسفانه مصرع اولِ بیتهای 6 و 8 وزن را دنبال نمیکنند. دیوان خاقانی به تصحیح دکتر سجادی در پانویس مینویسد (ص 588):
جان گران بها به تو بخشم به عرض بوسی
->
جانِ گرانبهایت بخشم به عرضِ بوسی
خاقانی آن توست بر او تیغ چون کشیدی
>
خاقانی آنِ تو شد، تیغ از چه برکشیدی؟
علی کم صدا در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ وطواط » رباعیات » شمارهٔ ۴۱ - در مدح رکن الدین:
جسارتا به نظر میاد در مصرع دوم، "سرکشان" درست باشه.
مهدی ضیایی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:
نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب زده
در اینجا پیر همانا خود حافظ است که پیر و جوان را مهمان خرابات مغان که همان دیوان شعر اوست فراخوانده است
سودابه مهیجی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶۵:
بیت ششم : بی خون شدن درست لست
اوتانا در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:
در پاسخ به آقایان مشرف و خوانین زاده
نسخه ای قدیمی از رباعیات حکیم خیام نیشابوری دارم که سال چاپ ندارد ولی مقدمه و حواشی آن به قلم استاد محمد علی فروغی در فروردین ماه 1320 خورشیدی قلمی گردیده است و مستند به این کتاب نگارش درست رباعی شماره 29 همان است که در ابتدا و به قلم عزیزان گنجور آمده است
چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
چون هست بهر چه هست نقصان و شکست
انگار که هر چه هست در عالم نیست
پندار که هر چه نیست در عالم هست
پر واضح و روشن است که دیده ها شنیده ها مطالعات تجربیات و چه بسا خون دل خوردن ها دست به دست هم داده و ذهن خلاق حکیم نیشابور این رباعی ارزشمند را برای ما به یادگار گذاشته است معنی و مفهوم درست و کامل شعر نزد شاعر آن است شاید نزد پژوهشگران و خیام شناسان نیز هم....
ما خیام خوانان و خیام دوستان هم متناسب با حس و حال، شرایط و دانسته ها جرعه ای از آن دریای معنی را درست یا نادرست و امیدوارم به درست دریافته و با دیگران به اشتراک می گذاریم ....
لذا شایسته است انصاف را رعایت و بدون سند و مدرک از اظهار نظر و دستکاری در اصل شعر پرهیز نماییم.
nabavar در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۰ - حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزادمردی:
گرامی شیروانی
بلا جوی راه بنی طی گرفت
مأموری که می خواست بلا بر سر حاتم طایی بیاورد، راهی قبیله ی طی شد.
حاتم از اهل قبیله ی طی است، به همین مناسبت او را طایی لقب داده اند.
زکریای رازی نیز اهل ری بوده است و به رازی ملقب شده است
nabavar در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۲۹:
گرامی امیر
ناقوس به کعبه در درنگ آوردن
به{ کعبه در } به مانای { در کعبه } است
درنگ آوردن به صدا آوردن است
ناقوس کلیسا را در کعبه به صدا درآوردن
افشین در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
عارفانی همچون مولانا وحافظ به مرحله عین الیقین رسیده اند و اجازه دارند بخشی از مشاهداتشان را برای کمک به سالکین دیگر آشکار نمایند هرچند اجازه افشای بسباری از اسرار عالم غیب را ندارند و بارها به این ممنوعیت و حفظ اسرار الهی اشاره کرده اند. حال ما میخواهیم عظمت بی نهایت مشاهدات ایشان را تبدیل به چیزی در قالب کلمات محدود بکنم تا برای ذهن ناتوانمان قابل درک باشد
حافظ نکته پرداز بی بدیلیست ومیگوید چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند نمی گوید چون نشنیدند حقیقت یا چون نجستند حقیقت. مذاهب و مکاتب فلسفی متفاوتند اما حقیقت واحد هست و به این حقیت نمیتوان رسید مگر در عالم مشاهده و در عالم مشاهده بر او آشکار شده جسم خاکی انسان همچون پیمانه یی هست که روح الهی همچون می ربانی در آن نهان گشته است.
امیر در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۲۹:
در درنگ آوردن به چه معناست؟
اسحاق شیروانی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۰ - حکایت در آزمودن پادشاه یمن حاتم را به آزادمردی:
معنی این مصرع چیست
بلا جوی راه بنی طی گرفت
هادی بهار در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
در گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تو
اینها چه باشد تو منی وین وصف عامت می کنم
این بیت عالیه/ تلنگری می زنه که بیدار شیم
قلندر در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » خیام شاعر:
اولا که هر بیسوادی را در این وادی راهی نیست، دوم اینکه درک کلام بظاهر ساده خیام ، ابلهان سطحی نگر را به اشتباه می اندازد. فلسفه ی خیامی را انتهایی نیست.
Ghalandar
فرزاد در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی:
با سلام
عرض کنم خدمت بزرگواران که حقیر بیت ذیل را اینگونه برداشت کردم(با توجه به تصحیح نیکلسون):
کورکورانه نرو در کربلا تا نیفتی چون حسین اندر بلا
اینکه کربلا بلا بوده خود امام حسین در شعری در زمانی که اسم دشت را از همراهیان خود می پرسیدند فرمودن (که اسامی دیگری مثل نینوا به امام میگویند و امام نیز میفرمایند اسم دیگر تا به اسم کربلا میرسند و امام به کربُ بلا تعبیر میفرمایند.)و اینکه دلیل امام حسین چه بوده با توجه به اینکه میدانسته و حضرت رسول در رویا وقایع را برای ایشان تعریف کرده و باز به این عمل تن در میدهند بحث دیگری است.و منظور مولانا به نظر حقیر این است که کار امام را کسی جز خودش نمیتواند بکند و بگوید من هم مثلا زبانم لال همانند حسین همچین کاری میکنم و مثلا فرزند شش ماهه ام را به روی دست میگیرم و... .خلاصه مطلب اینکه همون طور که مولانا در جای دیگر گفته است:
کار نیکان را قیاس از خود مگیر گرچه باشد در لغت(نبشتن) شیر شیر
که اگر شعر مربوط به این بیت را مطالعه فرمایید به نظر حقیر مطلب روشن میگردد.یا علی
محققی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » اندوه دوشین:
سلام و درود
بیت پنجم :
محفلم چون مرغ شب از ناله دل گرم بود
چون شفق از گریه خونین شرابی داشتم
در مصراع اول این بیت « ناله » بهتره که کسره بگیره و به صورت « ناله ی » نوشته بشه و گرنه وزن بیت درست در نمیاد و اشکال وزنی پیدا می کنه. در مصراع دوم « خونین » هم به همین شکل.
برگ بی برگی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷: