A.p در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۲۰:
دوستان لطفا اگه اطلاعات تاریخی نداریم لطف کنیم و اطلاعات غلط به هموطنامون ندیم
شعر بالا در مدح سلطان سنجر سلجوقی میباشد و زمانی که سلطان سنجر به مرو میرود امیر الشعرا معزی در غم دوری سلطان این شعر رو برای او سروده
A.p در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۲۰:
دهان گر بماند ز گفتن تهی از آن به که ناساز خوانی نهی
A.p در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ امیر معزی » ترکیبات » شمارهٔ ۱:
این ابیات در کتاب گرانسنگ سمک عیار آمده است
ای فخر ملک ملک به تو سرفراز باد
بختت جوان و تازه و عشرت دراز باد
از چرخ قسم تو همه تأیید و سعد بود
از دهر بهر تو همه شادی و ناز باد
باغی است این سرای و درو رسته گلبنان
هر گلبنی به حشمت تو سرفراز باد
از بهر رامش و طرب تو در این سرای
حور غزلسرای و بت چنگ باز باد
جام شراب و ساقی تو ماه و مشتری
با ماه و مشتریت شب و روز راز باد
بر ما به دولت تو دَرِِ غم فراز شد
بر دشمنان تو در شادی فراز باد
بر خلق عالم است در خانهٔ تو باز
بر روزگار تو در اقبال باز باد
تا باز صید گیر کند کبک را شکار
خصم تو همچو کبک و اجل همچو باز باد
تا خلق را به رحمت ایزد بود نیاز
از خلق روزگار دلت بینیاز باد
تا جامه را کنند طرازی بر آستین
نامت بر آستین سعادت طراز باد
اکبر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:
کاملا واضحه که شعر در مدح شخصی زنده گفته شده.و مدیحه سرایی دلیلی جز دریافت زر و سیم نداره.و اشکالی هم ندارد و ازین دست اشعار هم کم نداره.حالا اینکه یه عده دوست دارن اشراف عالی حافظ رو بر اوزان و ادبیات واستعداد کم نظیرش در کنار هم گذاشتن کلمات رو به عرفان و مابعد الطبیعه و .... بچسبونن و به کمک اون افکار درونی خودشون و اون چیزی که فکرمیکنن باید اون باشه رو ثابت بکنن و به بقیه بقبولانند که اره من بهتر و بیشتر از تو میدونم بحثش جدا و تمام نشدنیه. دوستان از خوندن اشعار که نوعی موسیقی رو تداعی میکنه لذت ببرید. اگر توجه کنید در خیلی از شعر ها معانی کلمه ای بیتها نه معانی که هرکس استنباط میکنه و نام فلسفه رو روش میزاره با بیت بعدی هم خوانی ندارد.پس بازم میگم فقط لذت ببرید
حسین یونسی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۶:
در این مصرع» برش خسروی بیست پهنای او
واژه نخستین «رَش» به معنای بر و باز ست پس باید اینگونه نگارش شود:
به رش خسروی بیست پنهانی او
شاهنامه به پیرایش خالقی مطلق که آخرین و پیراسته ترین آن است اینگونه آورده
همچنین دهخدا ذیل معنای «رش» این مصرع را اینگونه آورده:
رشِ خسروی بیست پهنای او
بی نشان در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۳۶:
سلام و عرض ادب
که کارساز دلم یار سازگار من است .....
بی نشان در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵:
سلام و عرض احترام
اصلاحات پیشنهادی :
بیت چهارم : عیاران خطای تایپی
بیت پنجم مصراع دوم: خفته را کی خبر از حالت بیداران است ....
خفته از حال بیداران بی خبر است و صاحب صحت و سلامت از حال و روز بیماران
حریم یار در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:
با سپاس از همه بزرگان و تشکر به خصوص از حاشیه شخص ف.ش
بهرام نامدار علیآبادی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶:
سلام و عرض ادب
بیت 9 مصرع دوم بنظر میرسد اشتباه تایپی صورت گرفته است و باید بجای " از " نوشته شود " ار "
علیرضا در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۶۲:
بنظر میرسد با توجه به وزن، مصرع دوم چنین باشد:
که تا کی کشم خسر، از ذل و خواری
Mostafa Rahmani در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۲ - نغمهٔ رفوگر:
من نه پیراهن، کفن پوشیدهام
این کفن، بر چشم تو پیراهن است
در بیت فوق کلمه"پیراهن" باید تبدیل به "پیرامن" شود
مخصوصاً که در دو خط پایین تر از آن کلمه"پیراهن" آمده است و أین تکرار نا مناسب و نازیباست
فاطمه کاوه در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
ما را چه غم ز غم که غمت غمگسار ماست
محسن قنادی عرب در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹:
سلام و درود
دیدم عده ای از دوستان بیان کرده بودن سرودن این بیت از جناب مولانا نبوده چون ایشون دیدگاه جبری داشتن
شما کمی تفکر و تامل کنید میبینید جناب مولانا در شعرشون از قرآن بهره بردن همنجوری که بر اساس سوره نحل این بیت رو سروردن
آن چه حق آموخت مر زنبور را/آن نباشد شیر را و گور را
پس گمان نمیکنم جناب مولانا این شعر را بر اساس ایه 105سوره مائده نسروده باشن
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ ۖ لَا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ ۚ إِلَی اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
شیدا خاتمی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش چهارم » بخش ۶ - الحكایة و التمثیل:
با سلام در بیت چهارم "سرما" را سرهم بنویسید لطفا.
زرتشت در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵:
راستی شوخان با یک فاصله در بین شو خان آورده شده که خواهشمندم از مدیر که اصلاح نمایند.
زرتشت در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵:
گل تا به گردن گل تا به زانو ...
کاش شخصی که آگاهی کافی دارد مشخص نماید که گلٰ منظور است یا گِل و نیز اگر که هر دو به کار رفته، در این صورت ترتیب ها کدام هستند. با تشکر
آرمین در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت دو روباه که شکار خسرو شدند:
منطور روباه نر از اینکه بیان میدارد در دکان پوستین دوزان شهر اینست که ان دو روباه نر و ماده را می کشند و پوست انها را می کنند و پوست انها در دکان پوستین دوز برهم دوخته یا برهم انداخته میشود .مس چرا میگوید (گر بود از عمر بهر ) متناقض است .اگر از عمر بهره ببرند که کارشان به دکان پوستین دوز نمیرسد
سید طه لاجوردی در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبینید
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت.به نظر من یکی از شاه بیت های شعر پارسی هست.بسیار عمیق و پر معنا و عرفانی...
این تک بیت جواب و توضیح بسیاری از سئوالات فلسفی و عرفانی و مباحث بیشمار ،پیرامون علت خلقت بشر هست " ....هنگامی که پروردگار شمابه شما گفت :من بشر را خلیفه خود در زمین می کنم،فرشتگان گفتند:کسی را جایگزین خود می کنی که بسیار فساد می کند و خونها جاری می کند،حال آنکه ما فقط تسبیح و ستایش و تقدیس تو را می کنیم؟پروردگار ما گفت:"چیزی می دانم که نمی دانید"
و تنها بشر است که به مقام خدای گونگی می رسد و به جایی رسد که به جز خدا نبیند و مقام عشق به خداوند تنها در بشر نهاده شده
به قول حافظ:
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
مادر در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:
آقا رضای عزیز و بزرگوار، (آقا رضا ساقی، سید علی ساقی) نمیدونم چرا اینهمه اسم، ولی بسیار از مطالب شما استفاده میکنم. از زحماتی که میکشید و خط به خط غزلیات را شرح میدهید سپاسگزارم. خدا حافظ و نگهدارت باشد.
A.p در ۵ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۲۰: