گنجور

حاشیه‌ها

حافظ موسوی گرمارودی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

بیت نهم. مصراع دوم. باید تصحیح شود:

درست این سخن قول پیغمبر است -> درست این سخن گفت پیغمبر است

فرزانه در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:

سلام بر صوفی، زاهد ، خانقاه، در کلام حافظ حاوی نکات مثبت نیست و حافظ آنان را افرادی ظاهرساز ، متظاهر و دورو می داند و معتقد است در باطن به حرام و حلال اهمیت نمیدن . پاردم:چرم و تسمه ای که بر زین می دوزند و زیر دم اسب قرار میگیرد ،زین را محکم می کند تا بهتر سواری بگیرند ، پاردمش دراز باد: آرزو می کند صفت حیوان بودنشان زیاد شود، مانندحیوان بخورد و چاق شود. حیوان خوش علف: حیوانی که هر علفی را می خورد ، در انسان حلال و حرام سرش نمیشود . او می گوید این قشر متظاهر که خودشان به حرام و حلال بودن کسب و قوتشان اهمیت نمیدهند و هر لقمه ای را تناول می کنندو شرط پارسایی که داشتن ورع است را رعایت نمی کند مانند حیوان هستند و با طنز می گوید که الهی حیوانیت در آن ها بیشتر شود . در بیت دوم حافظ، خودش را مخاطب قرار میده ولی منظور صوفیان است اگر در راه درست قدم برداری (شما که با نام حضرت علی ع اقتدا می کنید و گفتگو می کنید) شاه نجف (حضرت علی ع)همان که نامش را میبرید اراده و همت و عنایت او شامل حالتان خواهد بود. در این بیت ارادت حافظ به مولا علی ع نمایان است .

همیرضا در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۸ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

ممنون از پاسخ جنابعالی،

نمیتوانید لام خیال را با سکون بخوانید چون وزن شعر به هم می‌ریزد. در حقیقت لام اینجا هجای بلند محسوب میشود یعنی می‌شود به جای آن «خیالی» گذاشت و شعر از لحاظ وزنی درست بماند اما خیال با لام ساکن جای آن نمی‌نشیند. اگر هجای کوتاه بود می‌توانستیم چنین کاری بکنیم مثلا اگر به جای «خیال خدای» گفته بود «خدای خیال» میشد لام را ساکن خواند و البته آن وقت همین وضعیت لام خیال را یای خدای پیدا می‌کرد.

از این جهت و به لحاظ آن که هر دو خوانشتان منوط به ساکن فرض کردن لام خیال است جسارتا هیچکدام قابل پذیرش نیست.

احمدعلی غلامی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۴۲ در پاسخ به بابك دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی:

سلام و ممنون از شما در خصوص مطلب ارسالی. به نکات با اهمیتی اشاره فرمودید و قابل توجه برای من.

احمدعلی غلامی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷۱ - هم در مدح او:

در ایران باستان جشن‌های متعددی به مناسبت‌های مختلف برپا می‌شد. یکی از این جشن‌ها که در بین ایرانیان از اهمیت بالایی برخوردار بوده، جشن مهرگان است. این جشن همه ساله از ۱۶ تا ۲۱ مهرماه برگزار می‌شد. شاعرانی همچون فردوسی، رودکی، فرخی، دقیقی، عنصری، ناصرخسرو، منوچهری در دیوان خود در مورد این جشن شعر سروده‌اند. مهمترین کارهای مربوط به این جشن خواندن سرود، شعر، دکلمه و نواختن موسیقی همچون گذشته می تواند باشد. (1400/07/17)

بابک چندم در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

@ حمید رضا

خوانش من بر اساس نسخه فروغی:

ای به باد هوس در افتاده

بادت اندر سر است یا باده؟

یک قدم بر خلاف نفس بنه

در خیال، خدای ننهاده

مصرع دوم از بیت دوم را می توان دو گونه خواند:

۱- پرسشی*

در خیال ( بی کسره رابط و سپس توقف/ مکس) خدای (را) ننهاده(ای)؟

در ذهن یا ضمیرت از خدا خبر نداری؟

(*چند بیت دیگر در این شعر نیز پرسشی اند)

۲-اخباری

در خیال (همچنان بی کسره و سپس توقف کوتاه) خدای (را) ننهاده

ای آنکه در ذهن/ ضمیرت از خدا بی خبری

 

شیرین در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰۸:

در این شعر مولانا خوشحال و شادمان از یافتن شمس است و خطاب به فرزندش میفرماید گنج وفا یافتی.

شادی و خوشحالی در این شعر به وفور یافت می‌شود.

این شعر را شهریار رومی و روزبه نعمت‌اللهی نیز خوانده‌اند.

محمد زارعی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۶:

سلام، من رباعیات خیام رو تهیه کردم به تصحیح محمدعلی فروغیه و این رباعی از آثار حکیم عمر خیامه که شما در اینجا قرار دادید

مهدی حقیقی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۲۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۸:

بیت ششم، مصرع دوم: «به‌آب‌ِ دیده...» اشتباهاً «بب دیده...» نوشته شده‌ست.

همین‌طور، بیتِ دهم: «وَر از تو هجر...» با فاصلهٔ غلط نوشته شده (و راز تو هجر)

بیت سیزدهم (آخِر) هم بهتر است «...سرّ کاف...» با فاصله‌گذاری صحیح اصلاح شود. همچنین بیت هفتم، «پری‌رُخان» که نوشته‌شده «پریرخان»

کوروش در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۸۱:

 

شد قصد مقاصدت ز مقصد مانع

 

 

مرداد در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۰:

بسیار هنرمندانه و زیباست، چه حیف که به خیلی از شعرها توجه کافی و همگانی نمی‌شود.

امیر جلیلی در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۶:

در مصرع دوم بیت پنج اگر جای « بود » و « شد» جابجا بشه خیلی از لحاظ معنایی بهتر میشه .چونکه منظورش اینه که بدون کمک لعل لب دوست (سرخی لب معشوق = مجاز از الطاف خدا ) روی کسی یا همان گونه ی کسی سرخ نمیشود ( سرخ شدن روی کسی یعنی آن فرد از لحاظ جسمانی و روانی کاملاً سالم است وگر نه در صورت بیماری یا استرس زرد می‌شود چنانچه سعدی هم میفرماید  گویند روی سرخ تو سعدی که زر کرد ؟ یعنی چه چیزی باعث شده تا به این حال رو روز دربیایی و ... ) .واگر هم مشاهده کنی که روی کسی بدون لطف معشوق سرخ شده بدان که او از غازه ( لوازم آرایشی ) استفاده کرده و این لذت درونی ،شادی و سرخی طبیعی ندارد و زودگذر است . 

همیرضا در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

یک قدم بر خلاف نفس بنه در خیال خدای ننهاده

علی رغم این که در چاپ فروغی «بنه» آمده، من متوجه نحوهٔ خواندن صحیح و معنادار بیت با این صورت نشدم (فعل امری «بنه» و سپس ارتباط آن با مصرع دوم). در نسخهٔ خطی دیگری به جای آن «پلید» نوشته شده که در خوانش شعر از این صورت استفاده شد.

اگر دوستان در مورد نحوهٔ خوانش صحیح بیت به صورتی که در نسخهٔ فروغی آمده پیشنهادی دارند لطفاً عنوان بفرمایند.

توکل در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۷ - در بیان آنک مصطفی علیه‌السلام شنید کی عیسی علیه‌السلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء:

ای ضیاء الحق حسام الدین که نور 

پاسبان توست از شرالطیور 

شرالطیور یعنی بدترین پرنده همان جغد و خفاش است که از نور بیزار است در بیت بعدی هم مولوی به خفاش اشاره کرده است  این بیت در دیوان متنبی هم آمده است 

خیر الطیور علی القصور و شرها 

یأوی الخراب و یسکن الناووسا 

( بهترین پرنده در قصرها زندگی میکند و بدش شومی و خرابی می اورد و در قبرستان ها منزل می کند ) 

از دید قدما باز چون در دربار پادشاهان بوده است بهترین پرنده است و  جغد و کلاغ را شوم می دانسته اند چون در خرابه ها ساکن هستند ) 

در بختیارنامه بعد این بیت آمده است 

باز بر دست شاه پرانست 

جغد بر برج های ویرانست 

خاقانی نیز در بیتی خیر الطیور آورده است

برخی شرالطیور را کلاغ می دانند 

من یکن الغراب له دلیلا 

فناووس المجوس له مصیر 

هر کس راهنمایش کلاغ باشد او را به گورستان ها راهنمایی میکند  

ان کان الغراب دلیل قوم . سیهدیهم الی دار الخراب 

ه

 

 

 

 

 

توکل در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۱۹ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۷ - در بیان آنک مصطفی علیه‌السلام شنید کی عیسی علیه‌السلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء:

شرالطیور منظور جغد و خفاش است خود مولوی هم بیت بعد خفاش آورده است خیرالطیور باز است و  در دیوان متنبی نیز آمده است خیرالطیور علی القصور و شرها / یأوی الخراب و یسکن الناووسا  .بهترین پرنده بر قصر پادشاهان است و بدترینش در قبرستان ها منزل دارد .( باز در دربار پادشاهان بوده و جغد در خرابه ها ) و امروز میدانیم که پرنده بد نداریم این ها تمثیل است

منصور در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:

بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در

الا شهید عشق به تیر از کمان دوست

   شاید مراد این سوره شریفه است:
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ (۲) إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

 

توکل در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۶ - در آمدن مصطفی علیه‌السلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه:

قهر گردد دشمن اما دوست نی 

دوست کی گردد به بسته گردنی 

بیت زیبایی ست مولوی در دو بیت قبل میگوید با معحزه کسی ایمان واقعی پیدا نمی کند معجزه برای شکست دشمن است عشق هم به اجبار بوجود نمی آید بین دو دوست سنخیت باید باشد که جذب هم شوند سنخیت است که ایمان می آورد و در این بیت میگوید همانطور که دشمن با اسیری دوست نمیشود به زور هم نمیشود کسی را با ایمان کرد به زبان امروزی به زور نمیشود مردم را به بهشت برد به زور اسلحه نمیشود دموکراسی آورد به زور نمیشه حجاب سر زنان کرد لا اکراه فی الدین 

توکل در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۲ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۵ - رنجور شدن این هلال و بی‌خبری خواجهٔ او از رنجوری او از تحقیر و ناشناخت و واقف شدن دل مصطفی علیه‌السلام از رنجوری و حال او و افتقاد و عیادت رسول علیه‌السلام این هلال را:

یعنی آن شخص( منظور هلال)  مثل پادشاهی است که لباس اشخاص معمولی و بردگان را پوشیده تا مخفیانه از حال دیگران آگاه شود .جاسوسی اینجا یعنی آگاهی یافتن از ضمیر دل ها

توکل در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۵ - رنجور شدن این هلال و بی‌خبری خواجهٔ او از رنجوری او از تحقیر و ناشناخت و واقف شدن دل مصطفی علیه‌السلام از رنجوری و حال او و افتقاد و عیادت رسول علیه‌السلام این هلال را:

غماز : سخن چینی اینجا یعنی آگاهی دادن 

قلزم : دریای عمیق 

عتاب : سرزنش 

آخرجی: ستوربان 

سایش : رام کننده 

 

 

 

 

 

 

ali mirzaali در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » فراق نامه » بخش ۱ - فراقنامه :

در بیت 24 " یکدیگر " باید به " یکدگر " تغییر پیدا کند

 

۱
۱۷۰۸
۱۷۰۹
۱۷۱۰
۱۷۱۱
۱۷۱۲
۵۸۱۱