غمناک ابددوست در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۳۱ - حکایت زورآزمای تنگدست:
براستی که سعدی دُر افشاند
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
چه جالب ...
بانو غزل ؛ من نیز مثل شما خواندم ... خود من خوانش شکل دوم که بیان نمودید را میپسندم ولی خب به نرم اگر شعر رو از اول بخوانیم و به این بیت برسیم شکل اول آهنگین تر است البته نظر من است ... .
درود بر شما
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی:
توهین ها را بس کنیم ...نه به شاعر و نه به کسروی توهین نکنیم ...
نظری ندارم جز اینکه اگر آثار کسروی را خوانده باشید مشروطه و کتاب های سیاسی وی و آثاری که از حافظ و دیگر شاعران گفته بسیار بسیار خواندنی و زیبا هست...
سخنانی که از هر شاعری گفته چندان دور از حقیقت نیست ...بارها گفته ام و میگویم که همه شاعران هرچند بزرگ هستند حقیقتا ، اما کاملا راست نخواهند گفت ...
مشکل این است که ما همه را کامل میبینیم ...
خود کسروی هم چندان راست نمیگوید ...
...
ولی راستی از نظر من در شعر نباید خصومت های خود با دیگری را آورد و مخصوصا شعر ها چون که تا اسم شعر میآید یاد لطافت و زیبایی میافتیم ...هم کسروی و هم بهار هر دو بزرگ هستند هرچند همه عقاید شان درست نیست...
خب ...در هر صورت ح ارسنجانی عزیز ، به نظرم درست گفته اند :)
حامد م. در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
بیت ۱۶، مصرع دوم اشکال وزنی دارد. تعداد هجا ها درست نیست
ح ارسنجانی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی:
دوستان به نظر بنده، اول از چرایی سرودن این شعر مرحوم بهار جویا شدن شاید بهتر باشد. نه مرحوم بهار بی عیب بود نه کسروی. متاسفانه با اینکه از کسروی بعید هست، مراسم کتابسوزان این مرد به راه انداختند که مایه شگفتی هست، تاخت و تاز کسروی بر شعر حافظ و سعدی و عدم استفاده آنها در کتب درسی به علت اینکه اشعار این دو بزرگ نه ایران بلکه ادبیات جهان، محتوای همجنسگرایانه دارد باعث آزردگی بزرگان ادب ایران شد.
موسوی فاخر fakher۱۳۳۸@gmail.com در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
دربیت اول معنی کلمه مسهر معلوم نیست علاوه بر آن وزن هم مختل شده شاید سُهر باشدبه معنی بیدار ماندن. . بی خواب شدن.
موسوی فاخر fakher۱۳۳۸@gmail.com در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۳:
سلام
بیت 6 جاوبد آمده که درست جاوید است.
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۹:
در بیت شمارهی «5»، مصرع دوم «جالب»: باید به صورت دو کلمه نوشته شود:
تلخکامیهای ما، از لب گشودنهای ماست / ورنه، پُر شکّر بود هر جا «لبِ» نگشودهایست
موسوی فاخر fakher۱۳۳۸@gmail.com در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:
سلام
وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن می باشد که اشتباه مفاعلن فعلاتن... آمده است.
همیرضا در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۲۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
این بیت برای من گنگ است و راجع به معنی و نحوهٔ خواندن آن اطمینان ندارم.
برداشت فعلی من از این بیت این است که میگوید:
«تو نباید آنچنان رویی را به بیچارگان نشان دهی به خاطر همین فقط توصیفی از آن چهره را به میان آنها آوردهای».
در این برداشت «آنچنان» به «رو» اشاره کرده و هر دو تکرار «میان» به یک معنی گرفته شده که به نظرم گنگ و بعید مینماید. بخشی از مشکل من هم به حذف پل ارتباطی دو جمله در این معنی است (همان «به خاطر همین» که در برداشت بیت آوردهام). ضمن این که انتظار دارم تکرار «میان» در بیت دلیل زیبایی شناسی داشته باشد.
اگر دوستان برداشت بهتری از کلیت بیت دارند خواهشمندم راهنمایی بفرمایند.
بابک بامداد مهر در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
درهمان سده ها محمود غرنوی جهانگشایی کردوبعدها شاهانی داشتیم که فاتحانه ایران را حراست کردند وحتی برقلمرو ایران افزودندمثل صفویه ونادر.لذا تااسم عرفان وتصوف می آیدعده ای شرطی شده حمله اعراب ومغول را قرینه آن می کنند که تاحدزیادی علت ومعلول دانستن آنها ناصواب است واگرهم کمی موثر ومرتبط باشد می شودگفت بهره برداری فرهنگی مثبتی از آن حملات بوده است.حملات وشکستها علل وعوارض متعددی دارد که محدودکردن آن درزمانهای خاص کاملا خردمندانه نیست.
..... در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:
سلام میشه معنی این بیت بگید
ای خداوند شمس دین از آتش هجران تورشک نور باقیست صد آفرین این نار ر
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۰ در پاسخ به شیوانا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
البته خرابات مغان این معنی را نمیدهد ...
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
شیوانا عزیز ...
درود بر شما ...
من نشنیده ام این سخنان شما را و جایی نخوانده ام
منبعی ذکر کنید تا ما هم بهره مند گردیم ... .
شیوانا در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
حضرت حافظ در چاهی به نام چاه مرتاض علی میرفته و خلوت میکرده و وقتی وارد این چاه میشید در تاریکی دیواره های این چاه از خودشون نور میدن در خرابات مغان از نظر من همین چاه هست و این شعر از همونجا اومده چون خیلی به سخره میگرفتن حافظ رو سر اینکه اونجا میرفته
مرداد در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
فوق العاده زیباست این غزل.
درود بر روح صائب تبریزی
علی آقاجانیان در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰:
سلام بیت ۶ لطفا تفسیر کنین
ممنون
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباه:
البته از حق نگذریم وضع کشور آنگونه که باید نیست و انتظار من فراتر از حد معمول است ...
منظور من سخره گرفتن نبوده است و امید که کسی از من ناراحت شده باشد ولی آیا غیر اینست که میگویم ؟
در هر صورت منظور من چیز بد نبوده ...
لطفاً بد نبینید
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۷ - حکایت درویش با روباه:
علی عزیز
اتفاقا تشبیه زیبایی و به جایی هست ...
هر چند که مورچه در بیشتر اشعار طبق گفته شما نماد سخت کوشی ست اما باز هم اینجا به جا بوده است ...
مورچه هرچند که تلاش میکند ولی آیا غیر این هست که از خورده های خوراکی که مثلاً فرضا ما انسان ها خورده ایم بهره میبرد ؟
البته فرضا که نه کلا این کار را میکند :)
ولی خب مورچه بدبخت هم که در آن حد بزرگ نیست مثل ما که برود و شکاری به دست آید البته اگر علمی بگوییم گاهی شکار هم میکند :)>.<
بگذریم ...
علی عزیز گونه ای دیگر بنگرید شاید همانی را ببینید که سعدی دید البته منظورم در این شعر هست;)
تازه متذکر شوم که این شعر رابطه معنایی بین واژگان دارد و از آنجا که شغال و روباه و شیر به کار رفته و معنی تلاش و از رنج بازوی خود خوردن را میدهد مورچه هم باید مطابق این نمادهایی که شیر و روباه دارند یک نمادی داشته باشد مطابق با اینها و مفهوم کلی و اصلی شعر...
خوب نگاه کنیم میبینم چون فقیرانی که به جای آنکه تلاش کنند گدایی میکنند این حیوانات هم همین طورند ...
در واقع دروغ نباشد اگر بگویم که صفات حیوانی در انسان ها هست وگرنه نماد اصلا وجود نداشت ...
بهتر است که این صفات که با حیوانات برابر است بهتر مورد استفاده آید ...مثلا مکار بودن بد است ولی گاه این مکاری ما را از یک فاجعه نجات میدهد ...
خب باید از هر چیز متعادل استفاده کرد ...
بهترین کار ها میانه ترین آنهاست
خیر الامور اوسطها ...
.
از کجا به کجا رسیدیم ...
:)
درود به شما
مهیار صیفی در ۴ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۰: