احمـــدترکمانی در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۴۴ در پاسخ به مهدی قادری دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - در مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غازی و جناب حاجی میرزا آقاسی گوید:
هدفش این بوده برای چهار نفر شعر گفته که در لشگر
هرکسی به اندازه حوصلش از شعرش بخونه!
کاربد اشعار بستگی به سلایق انسانها دارد.
بخون اگر دیدی به کار شما اومد استفاده کن.
مهدی قادری در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۵۱ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - در مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غازی و جناب حاجی میرزا آقاسی گوید:
سلام هدف شاعر از گفتن این همه بیت شعر چه بوده؟ و ایا ان هدف در زندگی روزمره امروزی ما هم کاربرد دارد؟
محمود اسکندری در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵۱:
سرمست اگر درآیی عالم به هم برآید
خاک وجود ما را گرد از عدم برآید
از جناب سعدی
مهرگان در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۳ در پاسخ به کیومرث دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۱:
سلام تلمیح داره به داستان منصور حلاج.
همیرضا در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۱ در پاسخ به زهره اسكندري دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
احتمالاً شما از دستگاههای مبتنی بر iOS مثل آیفون استفاده میکنید. در این دستگاهها کاری که میتوانید فعلاً بکنید آن است که روی «دریافت» جلوی خوانش مدنظرتان بزنید و بعد از باز شدن پنجرهٔ دریافت فایل خوانش را دریافت و پخش کنید.
امیرالملک در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:
خود حال دلم چگونه گویم
کان کار به جان رسیده چون گشت
دل اسیر روی دلستان است و کار به جان رسیده یعنی درد بی قیاس شده و سوز عشق به غایت رسیده.
بر خاک درت به زاری زار
از بس که به خون بگشت خون گشت
از شور و تشویر من این دل بر خاک در تو غلتیده و چندان پاره شده که همه خون گشته.
خون دل ماست یا دل ماست
خونی که ز دیدهها برون گشت
این دل پاره که همه خون شده از چشم چون اشک جاری شده و حال با خود میگویم که این خون دل است یا خود دل است؟
Raha در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۵ در پاسخ به کسرا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:
چه قدر قشنگ بود حرفاتون همین الان انگار نیاز داشتم ب شنیدن این حرفها که این شعرو یه جایی دیدم اوم م کاملشو بخونم بعد کامنت شما رو دیدم خیلی ب دلم نشست واقعا گاهی نیازه یکی بهمون بگه انگیزه بده
همیرضا در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۷ در پاسخ به حامد م. دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
اشکال از خوانش و شمارش شماست. شروع مصرع؛ «کانِ» یعنی با کسره روی نون است که هجای دوم را هم نباید کوتاه بخوانید و باید به هجای کشیده تبدیلش کنید (مثل «کانی»). گوش کردن خوانشهای شعر کمک میکند.
همیرضا در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۷ در پاسخ به حامد م. دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱:
محاسباتتان درست نیست. رکن آخر «فعلن» (قابل تبدیل به «فع لن») است که با «...که برند» منطبق است. رکن یکی پیش از آخر «علن» هم با «به مک» منطبق است و مشخصا فارغ از این که کاربرد «مکّه» بدون تشدید بی سابقه است و درست نیست مجبورید «مکه» را با تشدید بخوانید که شعر موزون بماند. احتمالا شنیدن خوانش شعر برای رفع مشکل کمکتان میکند.
حامد م. در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱:
در مصراع ابتدایی بیت آخر، واژه "مکه" باید بدون تشدید بر روس حرف "ک" خوانده شود؛ در غیر این صورت وزن بیت ناقص می شود.
وزن ابیات: فاعلاتن مفاعلن فع لن
Afshin Xk۲ در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الخامس فی فضیلة العلم، ذکر العلم اربح لانّ فضله ارجح » بخش ۱۲ - فی اشراق العشق:
ابوالمجد مجدودابن آدم حکیم و عارف بلند آوازه قرن پنجم و ششم هجری میباشد که کتاب حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه که اختصار آن به کتاب حدیقه سنایی شهرت یافت. ویاین کتاب را در اواخر قرن پنجم هجری در باب عشق و عرفان سرود که تا کنون به چند زبان ترجمه شده است و از مشهورترین اشعار این کتاب شعر فی اشراق العشق است . بنده در سن ۱۶ سالگی مطالعه کردم و تاکنون متوجه معنی خال هلال معشوق نشدم ممنون میشم اگر کسی بتواند معنی ظاهری و معنی درونی این بیت رو برام تشریح کنه. باسپاس از گنجور
Mehrdad در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ جمالالدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹:
بیت سوم مصرع دوم به نظرم گفت امروز سر این و آنم نیست درست تر باشد
در بیت چهارم
جان زمن بردی و برنخواهی گشت
غمم اینست و رنه غم جانم نیست
به نظرم درست تر است با توجه به شعر سعدی که میگوید
ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد
ترس تنهاییست ورنه بیم رسواییم نیست
Mehrdad در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ جمالالدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:
در بیت دوم مصرع دوم وای بر آن درست است
و در بیت ششم مصرع اول هیچ نیندیشد درست میباشد
حمیدرضا م در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
سلام. در ریاضیات، حاصل تقسیم صفر بر صفر، عددی تعریف نشده است. شاید مقصود جناب حافظ از مصرع "جهان و کار جهان، جمله هیچ بر هیچ است" همین باشد؛ یعنی کار جهان، پیچیده است و ما از آن سر در نمیآوریم یعنی برای ما تعریف نشده است (حافظ، اسرار الهی کس نمیداند خموش...). همچنین ممکن است منظور ایشان این باشد که امر دنیا پوچ و دل بستن به آن خطاست. (دل در جهان مبند و به مستی سؤال کن...)
دکتر صحافیان در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:
خداوند که چهره ات را گلگون و چون نسرین سفید آراسته، توان بخشیدن شکیبایی و آرامش نیز به من بیچاره دارد.
وانگه گیسوی تو را رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من غمگین داد
و خدایی که به موهای زیبایت ستم و دراز دستی را آموخته، می تواند با بخشایشش؟ دادده من غمگین باشد.(ایهام: هر دو بیت سوالی - انکاری یا تمنایی- خوانده شود که اغراق در سرگشتگی عشق دارد)
۳- آن وقت که فرهاد اختیار دل سرگشته را تماما، به لب شیرین سپرد، از نجاتش قطع امید کردم.
۴- گنج طلا اگر نیست، گوشه خرسندی و آسودگی باقی است، به پادشاهان گنج و به گدایان کنج آسایش داده است( بیتهای ۱، ۲ و ۴ اشاره به دادگری خداوند دارد)
۵- ظاهر جهان چون عروسی فریبنده است، اما کسی به عقدش درمی آید، که عمر گرامی و آسودگی خاطر را مهریه اش کند.
۶- ( اکنون با آگاهی از ارزش آسودگی) از دامن سرو و کنار نهر، جدا نمی شوم به ویژه که باد صبا مژده ماه فروردین را داده است.
۷- افسوس که دل حافظ از دست غصه زمانه خون است، در فراق خواجه قوام الدبن( صاحب عیار- وزیر کافی شاه شجاع که ممدوح شاعر بوده در غزل۱۱)فریاد بر می آورم.
غزل رثایی است، که مانند قصیده ابتدا با تغزل شروع می شود، اما عدالت خداوند، دل بریدن از فرهاد، فریفتگی به جاه و ثروت و آسودگی گزیدن اشاره های دقیقی به از دست دادن اوست.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
امیرمحسن در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۲:
وزن مصراع اول چیزی کم دارد گویا واژه ای جا افتاده
کوروش در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۴ در پاسخ به سپهر دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۳:
منم همیشه فکر میکنم از قصت اشتباه مینویسن
مشموس در ۴ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
همچنین ، در بیت ششم ، «نفس گر واگدازد» صحیح میباشد.
باربد در ۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
با سلام
قاآنی شاعر بزرگی هست نمیدانم چرا شهرت کمی داره!
شعر عرفانی قشگیه و ناخودآگاه یاد ترجیع بند هاتف افتادم.
غبار ره در ۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۵۵ در پاسخ به Stu دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن: