سید عباس جلادتی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۱ - فی مرثیة امیرالمؤمنین المستعصم بالله و ذکر واقعة بغداد:
بیت 16 مصراع دوم "کمثب" نادرست است. "کمثلِ دمٍ قانٍ یسیلُ الی البحرِ"
حبیب شاکر در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:
سلام بر یاران همدل
خواهی ز دلت هول کم و بیش رود
وز سر غم و بد خواهی و تشویش رود
از دست مده فرصت خدمت را
زین در گران کار همه پیش رود
ارادتمند
الیوت الدرسون در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۶ - حکایت در معنی صید کردن دلها به احسان:
چون از یوز در شکار استفاده میکردند و به یوز هایی که تازه تربیت میشدند پنیر میدادند شیخ اجل این نکته را فرموده است
محمود غفاری در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام:
مگه میشه آخه شعره مولانارو اینهمه تغییر بدید و بنویسید واقعا که از تاسف گذشته خاک تو سرتون .واقعا نمیشه اسم اینکارو اشتباه تایپی ام گذاشت نویسنده رفته می خورده که مولانارو بهتر درک کنه که زیادی ام خورده و حالش بد شده که این شعر هم مصداق هست هم تصحیح شعر :
باده نی در هر سری شر میکند
آنچنان را آنچنان تر میکند
گر خورد عاقل نکو فر میکند
ور خورد بد خوی بدتر می شود
لیک چون اغلب بدندو ناپسند
بر همه می را محرم کرده اند
نمیدونم واقعا چطوری منظورمو بیان کنم اخه مگه میشه یه اشتباه به این بزرگی کنید و دقیقا هم همون شعر شرح حالتون رو وصف کنه میگه اگه آدم عاقل بخوره نیکی فوران میکنه و اگه آدم نادان بخوره اینجور افتضاحی که نویسنده به بار آورده به بار میاد یاااحق
پیکو د پرسیا در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۰ در پاسخ به مجتبی طلائیان دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۹ - مطلع سوم:
ذکر زیارت آستان نبی در مدینه است. میگوید که بنده ی او خاقانی در بارگاهش هممقدار یک سگ تازی است، آفرین بر آن سگ تازیای که اورا در حال پارسی خواندن دیده باشند.
در شاعر ضمن تکریم حضرت رسول و ابراز چاکریِ بارگاهش، خود را هم رده سگ که از پایین ترین جانورانست فرض گرفته و به دنبالش در تحسین خویش و این قصیده غرا میگوید که سگ تازی اگر شعر پارسی بخواند، شایسته تمجید است.
شاعر بسیار زیبا از پارسی (زبان شعرش) و تازی ( نوعی سگ شکاری بیابان های نجد و یمن که اعرابیان تربیت کرده و میفروختند) از پارادوکس بهره برده همچنین تکرار کلمات تازی و سگ هر دو به زیبایی بیت افزوده است. ضمن اینکه شاعر در اینجا به دشواری سخن گفتن فارسی در میان عربها کنایه ای هم دارد.
.... سگ تازی.....
این نکته مهم را فراموش نکنید. ایرانیان به یمن و جنوب حجاز سرزمین تای (طایی)و هرچه را نسبتی با آنجا میداشت تازی میگفتند. (مثل رازی، مروزی، سگزی)
اسب تازی
مرد تازی
زبان تازی
تازی به معنی اهل شبه جزیره العرب است.
احمد الماس در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۶ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحبخانه را که نزدیک آمده بود که دزد را دریابد و بگیرد:
عنوان ابتدایی حکایت نیاز به ویرایش یک واژه دارد که بجای ( به آواز) در اینجا ( بواز) درج شده است که خواهان ویرایش آن هستم سپاسگزار!
در سکوت در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۶:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
خشایار خندان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۳۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۳۱:
کنشت آتشکده ایرانیان بوده که خیام بیان می کنه
خیام بزرگ در این دوبیتی می خواهند به ما بفهمونند که بحث کردن در مورد روشنایی مسجد و تاریکی پرستش گاه های ایرانیان (در واقع هر پرستش گاهی به جز مسجد)را کنار بگذارید و یا تا کی میخواهید از بدی های دوزخ و خوبی هایی که در بهشت بدست می آورید، جار بزنید.
از دید من در بیت دوم منظور از لوح، همان لوح تقدیر است اما نه به معنی ارج نهیدن و ستایش کردن. در واقع منظور خیام، همان قضا و قدر (سرنوشت) است که خود استاد قضا که خداوند مهربان باشند، در آغاز پیدایش جهان هستی، هر آنچه که نیاز باشد نوشته است.
نردشیر در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
جالبه که خاقانی تو همه اشعارش از تخت نرد بسیار بسیار گفته ولی در این قصیده از شترنج میگه . روایتی هست که میگن خسرو پرویز ، شترنج رو بیشتر از نرد دوست می داشت. شاید برای این باشد....
اشکان صدیق در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵۹:
آرزوی ما نیز هست...
خ م در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۲:
خ م در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
پناهی بُرد از دردی به دردی مرد درمان جو
جز این هرگز دوایی بهره درمانم نمیبینم
مهدی فصیحی رامندی
خ م در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
فراقش عشق را زاید، وصالش عشق را کاهد
((که آب زندگی هم میکند خاموش آتش را))
مهدی فصیحی رامندی
خ م در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰:
فراقش عشق را زاید، وصالش عشق را کاهد
((که آب زندگی هم کند خاموش آتش را))
مهدی فصیحی رامندی
عرفان خسروی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » بیان وادی توحید:
چون یک اندر یک بسی بینی مدام(یک×یک×یک×...)
آن یک اندر یک، یکی باشد تمام(یک×یک×یک×...=یک)
ع.ر.گوهر در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۸ - گل بهاری! بت تتاری!:
نبیذ هم مساوی نبید است به معنی شراب خرما
الیوت الدرسون در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۶ - حکایت ممسک و فرزند ناخلف:
این حکایت به نوعی عجیب است به این گونه که گفته های شخص ملامت کن درست و منطقی به نظر میرسد میگوید همه دارایی پدر را بزل و بخشش نکن و اندازه نگه دار که همه درویشان با بخشش تو دارا نمیشوند ولی حکایت طرفداری پسر را کرده از این گذشته در عنوان حکایت نوشته شده فرزند ناخلف در حالی که پایان حکایت نتیجه گیری شیخ اجل به این گونه شده که فرزند بسیار هم خلف بوده
فاتح عبدالهزاده در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ قطران تبریزی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۲۴:
بیت چهارم ، غمِ هجر صحیح است.
جهن یزداد در ۴ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۱ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گرشاسپ » بخش ۲: