اسد محمدزاده در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
دوست عزیز
کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
حافظ استاد تقابلهای دوگانه است کفر و ایمان
زلف که نماد کفر است و چهره که نماد ایمان
و یاری که سنگین دل است زیرا زلفش به تنهایی می توانست کار دل را بسازد و او را عاشق(تو بخوان بیچاره) ولی معشوق چهره اش که چون مشعل است به مدد زلف فرستاده تا کار را به یکباره یکسره کند.
محسن در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵:
استاد مهدی نوریان این غزل را خوب شرح کردهاند:
محسن در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴:
استاد مهدی نوریان این غزل را خوب شرح کردهاند:
محسن در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
استاد مهدی نوریان این غزل را خوب شرح کردهاند:
محسن در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:
استاد مهدی نوریان این غزل را خوب شرح کردهاند:
محسن در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:
استاد مهدی نوریان این غزل را خوب شرح کردهاند:
محسن در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
استاد مهدی نوریان این غزل را خوب شرح کردهاند:
محسن در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:
استاد مهدی نوریان این غزل را خوب شرح کردهاند:
محسن در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷:
استاد مهدی نوریان این غزل را خوب شرح کردهاند:
امید طبیبزاده در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۴:
اینکه وزن این شعر را «مفعولن مفعولن...» بدانیم البته اشکالی ندارد، اما استفاده از ارکان عروضی مانند «مفعولن» نباید این تصور ناصحیح را پدید آورد که شعر فوق دارای وزن عروضی یا کمی است. این شعر از معدود اشعار به وزن هجایی (syllabic) در فارسی است که هر مصراع آن مرکب از چهار پاره مصراع (hemistich) و سه درنگ (cesura) است. توجه شود که پایان هر پارهمصراع، یعنی هر درنگ در اشعار به وزن هجایی، لزوما منطبق بر مرز پایان واژه است. پس وزن این مصراع را میتوان چنین نشان داد: ۴/ ۳. یعنی هر مصراع مرکب از چهار پاره سههجایی است. تکیه و کمیت هجا تقریبا هیچ نقشی در وزن هجایی ندارد و آنچه این وزن را پدید میآورد به عوامل زیر مربوط میشود:
تعداد مساوی هجاها و پارهمصراعها و درنگها در هر مصراع
مهیار ابراهیمی قطب آبادی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۲۳ در پاسخ به احمد آذرکمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
بسی لذت بردم . سپاس
مهیار ابراهیمی قطب آبادی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶:
بی نظیر است این اشعار
راگه ایلام در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳:
خوش میکنم به بادهٔ مُشکین مشامِ جان
کز دلق پوش صومعه بویِ ریا شنید
باده مُشکین همان شراب خوشبو میباشد.شراب انگور قرمز را با مواد افزودنی چون زنجبیل یا هل یا مشک و غیره ..در می آمیزند تا عطر و بوی دیگری گیرد.
بوی شراب خوشبو برای من دلپذیر تر از بوی پیراهن زاهد است.
تقابل یکرنگی و ریا
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۲ در پاسخ به علی دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۵:
برخی کلمات زبان عربی وارد زبان فارسی شده اند و معنای اولیه خود را از دست داده اند
از جمله کلمه «ملت» که در زبان عربی و زبان اصلی به معنای آیین و کیش است. در متون قدیم تر نیز به همین معنا به کار رفته است چون واژه ملت به معنای اهل یک کشور در سده اخیر در جهان باب شده است و قبل از آن چیزی به این نام وجود نداشته است
در قرآن هم داریم وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ
واژه های این چنینی زیاد داریم. واژه کثیف نیز بدینگونه است.
در زبان عربی به معنی پرپشت و انبوه اما وارد زبان فارسی شده و به معنایی ناپاک و پلشت استفاده می شود
منصور نوین در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۸ در پاسخ به امیری دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۷:
سلام این ابیات از کجا اومده؟ اینا توی متن شعر دیده نمیشه؟
منصور نوین در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۷:
رستم در هیچ جنگی اینطور تحقیر نشده بود....
علی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
سلام و احترام.
دوستان،سؤالی برایم پیش آمده،ممنون میشوم در صورت امکان بنده را راهنمایی نمایید:
در بیت اول،مصراع دوم،نقش دستوری واژه غریب چیست؟گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبال دل، ره گم کُنَد مسکین غریب
پیشاپیش از وقتی که برای پاسخگویی قرار میدهید،سپاسگزارم.
باند جمزباند در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۴ در پاسخ به مسعود سعیدی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
نه داداش اتفاقا میگه که هی نصیحت نکنید که اسرار نگه دارم ، من دیوانه ام و برگشتی ندارم دیگه بسه صبر اعصبی هستم
همون چیزی ک حافظ میگه : فاش میگویم و ...
اخر سر هم صوفی بزرگ ابوحفظ میره پیشش : سعدی میبندش بیهوش میشه و شعر معروف : شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم ... روهمین که به هوش میاد میخونه
و در طریقت یلی میشه برای خودش ک خوشا بحالش
حبیب شاکر در ۴ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:
سلام بر دوستان.یک چهار پاره که دلنوشته است هرچند شاید مرتبط نباشد
.............
خدایا یاریم کن باتو باشم
که من دور از تو دلگیرم همیشه
نگو نالایقی یا کم سعادت
من این فرمایشات حالیم نمیشه
.................
خدایا دست من تنها بسوی
شما که منشأ خیری درازه
بدون منت و هر وقت و هر جا
در خونت به روی هر کی بازه
..................
تو میدونی که من جز خونه ی تو
در هیچ خونه ای دیگه نمیرم
پیش هرکی و هر جا رفتنی نیست
فقط پیش تو من آروم می گیرم
..................
تو که دستهای سبز و مهربونت
پدید آرنده ی باغ و بهاره
یه کاری کن دلای سرد ما را
از این خواب زمستونی در آره
................
خدایا دستهای خالیم را
بگیر با دست پر مهرت همیشه
تو که بالاتر از دست تو دستی
همه خوب میدونن پیدا نمیشه
..................
بذار از ابر مهر تو بباره
به دشت خشک خشک مهربانی
مگر این دشت خشکیده دوباره
بگیره رنگ و بوی زندگانی
..............
سپاس از دوستان خوب و ادب ورز
امید قاسمی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۹ در پاسخ به پری دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹: