مهدی تنها در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۵ در پاسخ به امیر دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:
ممنونم از شما
ثمین طاهری در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ افسرالملوک عاملی » کوروش نامه » بخش ۱ - پیشگفتار:
بسیار عالی بود سپاس
ثمین طاهری در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۴ در پاسخ به نوروز فولادی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
سلام خدمت شما
خیر مصراع دوم تردید ها در مورد اینکه خداوند به کدام معنا به کار رفته را از بین می برد 《کزین برتر اندیشه بر نگذرد》عقلانیت انسان در زمینه شناخت خدا محدود هست و فردوسی به این موضوع اشاره داشتند.
Nazanin در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۰ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجاه و نهم - مَافُضِّلَ اَبُوْبَکْرٍ بِکَثْرَةِ صَلوةٍ وَصَوْمٍ وَصَدَقَةٍ وُقِرَّ بِمَافِي قَلْبِهِ:
فکر کردم در حال شکایت از اصل بندگی هستید !!
واقعا در بنده کردن انسانی توسط انسانی دیگر ، چه محبتی نهفته است که حالا بخواهیم سر عدالت در مساوات ، صحبت کنیم ؟!
امیرعباس کشاورز در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ قدوة الحکما کافی الدین عم خود:
معنی و تفسیر اینارو از کجا باید پیدا کرد؟؟؟
Nazanin در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجاه و نهم - مَافُضِّلَ اَبُوْبَکْرٍ بِکَثْرَةِ صَلوةٍ وَصَوْمٍ وَصَدَقَةٍ وُقِرَّ بِمَافِي قَلْبِهِ:
این چه محبتی است که انسانی به بندگی انسانی دیگر در آید ؟
از کدام محبت صحبت میشود؟!
یوسف شیردلپور در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:
بحق که این شعر وادبیات پارسی نابند شیرین تر از هر شهدی بامرور خواندن این غزلیات عرفانی آدمی پی بوجود خالق وخلقت وخلاقیتی فرازمینی میبرد وزهرگونه تجملات ظاهری جداشده وخاک میشود وازخاک همچو ققنوس سراسر شعله ور میگردد وای که اگر به تفاسیر ومفاهیم این شعر غزل بشود عمل هم کرد جهان سراسر گلستان میشود وچققققققدر معانی معنوی این شعر غزلیات امیخته میشود باساز وآواز
وصدالبته که بانوای ماورایی استاد شجریان مانند همین اجرای جاودانه نقش ضمیر استاد موسوی وشجریان،
خدایا چقدر زیبا اجرا کردند ابن شعر وغزل را استاد شجریان این همه زیبایی ظرافت ودقت ردیف خوانی شجاعت شاعران ما افتخار میکنند که بعدچند سال وقرن استادانی مانند کسایی لطفی ومشکاتیان وموسوی وشجریان آمدند به گوش فلک وافلاک رسانیدند معانی ومفاهیم این شعروغزل وادبیات پارسی را ایران وایرانی که خون ورگ ویشه ایرانی داشته باشد باید بخود ببالند مفخترباشند که چون سعدی شیرازی و حافظ ومولانا واخوان روهی وشجریان هادارندوداریم🙏 چه سرمایه وگنجی به از این؟؟؟ ❤️❤️🙌🙌
سیدمحمدحسین میرفخرائی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۰ - کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خود:
این حکایت را شمس هم در مقالات آورده: «موشی مهار اشتری به دندان گرفت و روان شد...» (مقالات شمس، تصحیح محمدعلی موحد، ص۱۳۴).
آنچه توجهم را جلب کرد واژهٔ «کودبان» در بیت زیر است:
رحم آمد مر شتر را گفت هین
برجه و بر کودبان من نشین
در مقالات، این واژه با ذال ضبط شده است: «کوذبان».
در لغتنامهٔ دهخدا تنها با دال آمده و چنین معنایی برایش ذکر شده: «قسمی از جهاز شتر، چوب جهاز شتر.»
مهدی انصاری در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۲۲ در پاسخ به عبدالله شاکر دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۱۳:
سانسور نشانه ضعف است
شهاب گودرزی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ نسیمی » دیوان اشعار فارسی » اضافات » شمارهٔ ۵ - مسمط:
نمیشه بگیم دَر به دَر یعنی کسی که از دَر بیرون رفته و آواره شده. این معنی نمیده . این تعبیر ظاهری کلمه هست. اگر دَری بوده که ازش خارج شده، پس جایی بوده که زندانی بوده. حالا چطور میشه که از زندانش در بیاد، ولی دربدر و سرگردان باشه. بهم نمیان
شهاب گودرزی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ نسیمی » دیوان اشعار فارسی » اضافات » شمارهٔ ۵ - مسمط:
دربدر یعنی کسی که از دُر بیرون میاد و چون راه رو گم میکنه، وقتی که به دَری میرسه، با سختی بازش میکنه و بعد، جلوش در بعدی رو میبینه و تا انتها دَربِدَر میشه
شهاب گودرزی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ نسیمی » دیوان اشعار فارسی » اضافات » شمارهٔ ۵ - مسمط:
دُر بمعنی گوهره ی وجود آدمیت هست که از پیله ی تَن (صدف ) یا تن(بمعنی چاه تاریکی جهل) بیرون آمده . حالا کسی که دُرّی شده، وقتی از دُر بیرون بیاد، دربدَر میشه
شهاب گودرزی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ نسیمی » دیوان اشعار فارسی » اضافات » شمارهٔ ۵ - مسمط:
اینم میشه :
چندی به خویش رفتم و از دُر به دَر شدم
از دُر برون جستم و دربدر شدم یا از دُر برآمدم و دربدر شدم
شهاب گودرزی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ نسیمی » دیوان اشعار فارسی » اضافات » شمارهٔ ۵ - مسمط:
یک چند به خوشه رفتم و گوهر آمدم (؟)
آخر به دور داس فلک چون درآمدم
این غلط سروده شده. درستش اینه:
چندی به خویش رفتم و از دُر به دُر شدم
از دُر برآمدم و دربدر شدم
امیر حسین مرادی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴:
منظور حافظ از مراد بدست آمده درک معنای توحیدی است
سیّد محس سعیدزاده در ۳ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:
دلا نزد کسی بنشین که او ازدل خبردارد
با کسی هم نشین شو که درد دلت را بفهمد. کسی که راز درونت را بخواند؛بی آنکه بیان کنی.کسی که میتواند ضمیرخوانی کند وسکوت ترا معنی دار به زبان آورد.دوستی با اهل دل یعنی با کسی که ازدل آدمها باخبر هستند.به دلیل همین باخبربودن برای هم نشین خودمیوه های تر وتازه ای دارند وپیشکش میکنند.درسایه همجواری چنین هم نشینی میتوانی بروبار مناسب دلت رابرچینی.
عبد در ۳ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۳:
عالی و بی نظیر پارادوکس هایی زیبا
مرهم زخم صید ، خاکستر صیاد
حمایت باد از چراغ
آرامش وابسته به فریاد
سایه بال هما چون سایه جلاد
امیرمسعود شاعر پسند در ۳ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:
باسلام و درود.
به خیل هر که می آیم به زنهار/نمیبنم به جز زنهار خواران
معنی بیت از این قرار است:به امان هر گروهی که پناه میبرم به جز پیمان شکننان کسی را نمیابم.
زنهارخواران:عهد شکنان /پیمان شکنان
عبد در ۳ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۲:
اصطلاحات
چشم نازک کردن
ادا و اطوار بجا
باد دیده را چه ترس از اه سرد
در فنا بقا دیدن : پارادوکسی زیبا
برگ بی برگی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۶ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰: