هرکس که دید خال و خط و موی و روی تو
آشفته شد چو موی تو بر گرد روی تو
در جست و جوی وصل تو و گفت و گوی تو
سرگشته ام به هر طرف از آرزوی تو
ناقابل است آن که بنامد به کوی تو
آن کس که در گذار تو افتاد قابل است
روز ازل که مهر ترا در خور آمدم
چون دانه ای فتاد از آن بر سر آمدم
یک چند به خوشه رفتم و گوهر آمدم (؟)
آخر به دور داس فلک چون درآمدم
چندان که گرد خرمن هستی برآمدم
کاهی نیافتم که ز ذکر تو غافل است
بردار از رخ ای مه نامهربان! نقاب
تا منفعل شود ز جمال تو آفتاب
دارم بیان حلقه زلفت هزار تاب
در آتش فراق تو دل می شود کباب
از آرزوی روت تشنه بمیرم ننگرم به آب (؟)
آب حیات بی تو مرا زهر قاتل است
روی تو شمع مجلس مستان آشناست
آیینه جمال تو جام جهان نماست
محراب ابروی تو مرا قبله دعاست
در دور چشم مست توام می نصیب ماست
هر صوفی ای که باده ننوشید بی صلاست
هر عالمی که عشق نورزید جاهل است
آبی اگر ز کتم عدم آیدت به یاد
از آب و خاک و آتش تن بگذری چو باد
کیخسرو و سکندر و کاووس و کیقباد
بر منزل جهان زدند خیمه مراد
روزی اگر به کوی مرادی رسی عماد!
آنجا مقام توست گذر کن که منزل است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و اشتیاق شاعر به معشوقهاش است. شاعر از زیباییها و ویژگیهای خاص معشوقهاش صحبت میکند و میگوید که هر کسی که او را میبیند، دچار شگفتی و مجذوب او میشود. او در جستجوی وصال و ارتباط با معشوقهاشست و به شدت برای رسیدن به او آرزو میکند.
شاعر احساس میکند که بدون عشق معشوق، زندگیاش ارزش چندانی ندارد و حتی آب حیات به او بیمعناست. او زیبایی معشوق را به خورشید و مظاهر دیگر زیبایی تشبیه میکند و تأکید میکند که عشق و باده نوشی حقیقت زندگیاند. در پایان، شاعر به اهمیت وصال در عشق اشاره کرده و از معشوقهاش میخواهد که بر او ناز کند و خود را نشان دهد. در کل، متن احساس عاشقانه و سرسپردگی را به زیبایی منتقل میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که زیباییهای تو را ببیند، مثل موی تو که به دور صورتت میچرخد، دچار سردرگمی و آشفتگی میشود.
هوش مصنوعی: تلاش میکنم تا به وصالت برسم و با تو صحبت کنم. از شدت تمایل به تو، در هر سمت و سو سرگردانم.
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر تو افتاده باشد، شایسته و ارزشمند است، نه آن کس که نام تو را بر زبان میآورد و به خاطر تو خود را بزرگ میداند.
هوش مصنوعی: در روز آفرینش که عشق تو در من نمایان شد، همچون دانهای که از آسمان بر زمین میافتد، به تو پیوستم.
هوش مصنوعی: مدتی به جمع آوری زیورآلات و زیباییها پرداختم، اما در نهایت وقتی زمان به پایان رسید، به دور سرنوشت افتادم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگیام ادامه داشت، هیچ چیز غیر از یاد تو در ذهنم نبود و غافل از یاد تو نمیشدم.
هوش مصنوعی: ای ماه نازنین، نقابت را از چهرهات بردار! تا زیبایی تو باعث شود خورشید نیز از نور خود دست بکشد.
هوش مصنوعی: من در حال گفتن از پیچ و تاب موی تو هستم، که این پیچ و تاب در آتش جدایی تو، دل مرا میسوزاند و عذاب میدهد.
هوش مصنوعی: از خواستن چهرهات چنان تشنهام که حاضرم جان بدهم، حتی هرگز به آب نگاه نکنم. چرا که بدون تو، هر آبی مانند زهر برای من است.
هوش مصنوعی: وجود تو مانند شمعی است که مجلس شادمانی را روشن میکند و زیباییات همچون آینهای است که تمام جلوههای جهان را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: ابروی تو برای من مثل جایی است که میتوانم دعا کنم و به سمت آن بروم. خوشبختی و خوبی من در دور و بر چشمان زیبا و مغرورت وجود دارد.
هوش مصنوعی: هر صوفی که از شراب بیخبر باشد، حقیقت را درک نکرده است و هر عالم و دانشمندی که به عشق و احساس توجه نکند، بیعلم و نادان به شمار میآید.
هوش مصنوعی: اگر از وجود نداشتن به یاد آب بیفتی، مانند باد از این آب و خاک و آتش جسم خود عبور خواهی کرد.
هوش مصنوعی: کیخسرو، سکندر، کاووس و کیقباد، مجموعهای از فرمانروایان بزرگ تاریخ هستند که در دنیای خود به تحقق آرزوها و مقاصد خود پرداختند و در مسیر زندگی خود به پیروزیهای چشمگیری دست یافتند.
هوش مصنوعی: اگر روزی به محلهی کسی به نام مراد برسی، عماد! بدان که آنجا جایگاه توست، پس به راحتی عبور کن چون آنجا محل اقامت توست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.