گنجور

حاشیه‌ها

امیر رضایی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۶ در پاسخ به علی ت. دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:

سلام اینجا اختیار وزنی داره وگرنه وزن شعر درسته 

اختیار وزنی هم ابدال (تسکین )هست 

فاطمه زندی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

غزل ۱۶۶ 

وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن 

۱_هرکه چیزی دوست دارد ، جان و دل بر وی گمارد

هرکه محرابش تو باشی ، سر زخلوت بر نیارد

[محراب : جایی در مسجد که امام در آنجانماز می گزارد ، قبله / خلوت : عزلت و گوشه نشینی / گماشتن : سپردن / کنایه : سر بر آوردن از چیزی (روی بر گرداندن و ترک کردن چیزی ] 

معنی بیت اول 

هرکس چیزی را دوست دارد، جان و دل خویش را بر آن متمرکز می سازد .هرکس در برابر محراب تو سر بر سجده نهد ، راضی نمی شود که از آن خلوت سر بر دارد.

۲_روزی اندر خاکت افتم ، ور به بادم می رود سر

کان که در پای تو میرد، جان به شیرینی سپارد 

[کنایه : در خاک افتادن و به باد رفتن سر ( نابود و تباه شدن ، فدا گشتن )

معنی بیت دوم 

اگر روزی سرم به باد رود ،در خاکت می افتم ، زیرا کسی که در زیر گام های تو می میرد ، با شاد مانی و خوشی جان می سپارد .

۳_من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم 

هوش من دانی که برده ست؟ آنکه صورت می نگارد

[تمنّا : امید و آرزو /هوش بردن : مست و مدهوش /کنایه : آن که صورت می نگارد ( خداوند است که همه ء صورتها را می آفریند و نقش می زند ) /تشطیر : صورت پرستم ، مستم ]

معنی بیت سوم 

من آن صورت پرستی که از تمنای تو مست شود نیستم .می دانی چه کسی مرا از خود بی خود کرده است ؟ آن نقاش ازلی که صورت ها را نقش می زند

۴_عمر گویندم که ضایع می کنی با خوب رویان 

وآن که منظوری ندارد، عمر ضایع می گذارد

[خوب رویان : جمع خوب روی ، زیبا رویان /مجاز : منظور ( معشوق )

معنی بیت چهارم 

به من می گویند که در راه زیبا رویان عمر خویش را تباه می کنی ، اما بر عکس کسانی که دلداری ندارند ، عمر خویش را تباه می سازند .

۵_ هر که می ورزد درختی در سرابستان معنی 

بیخش اندر دل نشاند ،تخمش اندر جان بکارد 

[ورزیدن : کاشتن /معنی : حقیقت /بیخ : ریشه / تشبیه : معنی به سرابستان ( اضافه ء تشبیهی )

معنی بیت پنجم

آن کسی که در بستان سرای حقیقت درختی را پرورش می دهد ، دانه ء آن را در جان کشته و ریشه ء آن را در دل خویش استوار ساخته است .

۶_عشق و مستوری نباشد ، پای گو در دامن آور

کز گریبان ملامت سر بر آوردن نیارد 

[مستوری : تقوا و پاکدامنی ،نجابت و پارسایی / ملامت : عتاب و سرزنش / یارستن : توانستن /کنایه : پای در دامن آوردن ( گوشه گرفتن و کناره گیری کردن ) / سر بر آوردن ( ظاهر و آشکار شدن ) /استعاره ء مکنیه : گریبان ملامت ]

معنی بیت ششم 

عشق و پرهیز گاری ناسازاند .به آن کس که نمی تواند سر از ملامت شنیدن در راه عشق بلند کند، بگو که ترک عشق کند و کنار رود.

۷_گر من از عهدت بگردم ، ناجوانمردم ، نه مردَم 

عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد 

[عهد : پیمان / کنایه : سر خاریدن ( تعلل و اهمال کردن / جناس مرکب : ناجوانمردم ، نه مردم /آرایه ء ازدواج : عاشق ، صادق 

معنی بیت هفتم 

اگر منواز پیمانی که با تو بسته ام بر گردم ،آدمی نه ، بلکه نا جوانمرد هستم ، زیرا کسی که از ملامت شدن در راه عشق شرمنده شود و به خود تردید راه دهد ، عاشق راستین نیست .

۸_باغ می خواهم که روزی سرو بالایت ببیند

تا گلت در پا بریزد ، وَارغوان بر سر ببارد 

[بالا : قد و قامت / ارغوان : "درختی است دارای گل های قرمز ارغوانی که قبل از ظاهر شدن برگ های درخت می شکفد و در موسم بهار سراپا گل میشود " /تشبیه : قد و قامت به سرو /تناسب و تضاد : پا ، سر / جناس زاید : سرو ، سر / تناسب : باغ ، سرو ، گل ، ارغوان ] 

معنی بیت هشتم

آرزو می کنم که باغ بالای چو سروت را ببیند ، تا گل به پایت بریزد و ارغوان بر سرت نثار کند 

۹_آن چه رفتار است و قامت؟ وآن چه گفتار و قیامت؟ چند خواهی گفت سعدی ؟ طیبات آخر ندارد.

[ایهام : طیّبات ۱_،جمع طیبه ، پاکی ها و نیکویی /سخنان دلپسند و نیکو / ....]

معنی بیت نهم 

آن چه بالا و چه رفتار موزونی است ؟ و آن چه سخن گفتنی است که با آن قیامت به پا می کنی ؟ای سعدی چقدر می خواهی از این اوصاف زیبا سخن بگویی ؟این نیکویی ها ی رفتاری و گفتاری او پایان پذیر نیست ...

منبع : شرح غزلهای سعدی 

دکتر محمدرضا برزگر خالقی 

دکتر تورج عقدایی 

سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟

از گلستان ِ ما بِبَر طبقی 

شاد و تندرست باشید .

رضا از کرمان در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۱۲ - هدیۀ عاشق:

سلام 

  شست به معنای تور  وقلاب ماهیگیری است

  شاد باشید

Adel Bagheri در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

دکلمه ی شعر فوق با صدای زیبای اردشیر رستمی در ویدیوی یوتیوب زیر:

پیوند به وبگاه بیرونی

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹:

بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود

زین سیل دمادم که در این منزل خواب است.....

عبدالرضا فارسی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۰:

بر آن سان کجا بردمد روز جنگ ز ...

ز تفتش به دریا بسوزد نهنگ 

عبدالرضا فارسی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۰:

بر آن سان کجا بردمد روز جنگ ز ...

ز تفتش به دریا بسوزد نهنگ 

سفید در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰۰:

 

گر من بروم تو با که آرام کنی...

همنام من ای دوست که را نام کنی...

 

چقدر زیبا و لطیف...

 

طاهری در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶:

دوستان یک سوال، با توجه به بیت آخر آیا استاد عراقی نابینا بودند؟

ابوتراب. عبودی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۵:

با سلام و عرض ادب محضر استادان عزیز و فرهیخته

 

در جام و پیاله یار عیان می بینم

نقش ِ دو لبش بر لب ِ آن می بینم

زان بوسه که داد یار ِما برلب ِجام

عکس دوجهان در او عیان می بینم

 

با احترام،چاپ دوم دیوان ابوتراب عبودی

روح و ریحان در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۱۲ - هدیۀ عاشق:

سلام، بیت هفتم شست چی معنی میده؟ 

روح و ریحان در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

جسارت میکنم در حضور اساتید

بیت پنجم :

به جای

گویند برو تا برود صحبتت* از دل

بگیم:

گویند برو تا برود صحبتش * از دل

درست تر نیست؟؟ 

سیدمحمدحسین میرفخرائی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۵۶ - نامه نوشتین رامین به ویس و بیزارى نمودن:

در بیت آخر آمده: «بشد رامین و در گوراب زن کرد.» اصطلاح «زن‌کردن» در گذشته به‌معنای ازدواج‌کردن برای مردان رایج بوده، چنان‌که امروزه کم‌وبیش از «شوهرکردن» استفاده می‌شود.

اوحدی می‌سراید:

زن کنی، خانه باید و پس کار/ بعدازآن بنده و ضیاع و عقار

یعقوب در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۳۴ در پاسخ به محمود جم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

جالب بود اولین باره می شنوم. بله در راه رسین به یک هدف خیلی ها فدا می شوند. بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

یعقوب در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۳۱ در پاسخ به كاني طاهرشيدا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

ربطی ندارد

غلامحسین مرادی قرقانی در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

صدای ارغوانی شادروان محمودی خوانساری ویولون لطیف و گوش نواز  حبیب الله خان بدیعی 

در برنامه گلهای رنگارنگ شماره ۵۳۳

با این غزل حافظ 

حس وحال غریبی دارد

دکتر صحافیان در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:

وه! چه زیبا خلوتی است یکی شدن من با معشوق! نه سوختن من در فراق و جلوه گری‌اش برای همگان.
۲- (پس از سلطنت عشق) انگشتر پادشاهی سلیمان( اسم اعظم- مهین- بر آن بود و بر جن و انس حکم می‌راند)را به هیچ می‌گیرم، همان که دیوی بر آن دست پیدا کرد و چیرگی سلیمان از میان رفت.
۳-خدایا مپسند که در حریم وصالت، رقیب آشنای دیدار گردد و من محروم شوم(دیدار و یگانگی با حق موهبت الهی است- وادی فقر وفنا")
۴-به همای، پرنده خوشبختی بگو: هرگز سایه سعادت بر آن سرزمین(خانلری: بر آن دیار) نیندازد که طوطی از کلاغ کم‌بهاتر باشد(نکته مهم بناشدن جامعه آرمانی: جامعه از آن روزی زمین می‌خورد که بزرگان و هنرمندانش را زمین می‌زند- این نکته در دوره تمدنی ایرانی- اسلامی رعایت می‌شده و اکنون در جهان پیشرفته )
۵-نیازی به ابراز شوق نیست، سوزش آتش عشق از سخن آدمی زبانه می‌کشد.(خانلری:حال آتش دل)
۶- هیچ‌گاه عشقت از سرم نخواهد رفت، چونان غریبی که پیوسته دل در گرو وطن دارد.
۷- اگر در شرح حال عشق به‌سان سوسن ده زبان پیدا کنم، در برابر تو همانند غنچه مهر سکوت بر لبم و مزمزه کننده دیدار.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:

عجب شعری.

 

چون چشم تو دل میبرد از گوشه نشینان

همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست.>

دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست

با غمزه بگو تا دل مردم نستاند.

( کپی کردن حافظ از سعدی ک انصافا حافظ قشنگتر شده:)) و البت سعدی اینجا رند تر)

.

امروز چه دانی تو که در آتش و آبم....!

.

بخت آن نکند با من سرگشته که یک روز

همخانه من باشی و همسایه نداند!

 

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۶۵۴:

همرهان رفتند اما داغشان از دل نرفت......((((:

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

گفتم ای مسند جم جام جهانبینت کو؟

گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت...(:

۱
۱۲۶۶
۱۲۶۷
۱۲۶۸
۱۲۶۹
۱۲۷۰
۵۸۰۴