امیررضا مرادی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۴ در پاسخ به عليرضا ذاكري دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
از نظر من حلاج ادعای خدایی نکرده بلکه اناالحق گفتن منصور حلاج برمیگرده به فلسفه وحدت وجود...یعنی همه ما از خدا هستیم و از یک وجود هستیم با توجه به آیه إنا لله و إنا إلیه راجعون و با توجه به روایت خلقت انسان از خاک و اینکه خداوند از روح خودش در انسان دمید پس انسان زنده شد.
ناصر مرادی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۹ در پاسخ به آوا دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹:
با شکار و سرگرمی روز را شب کردن
جعفری در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱:
اتفاق افتد در اینجا به معنی رایج نیست؛ بلکه به معنای «با هم شدن ، با هم بودن» است.
فرحناز یوسفی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۲ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۹:
درود بر شما
سپاس از تکمیل اطلاعات
فرحناز یوسفی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۰ در پاسخ به محمد ایراننژاد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۳:
درود آقای ایران نژاد گرامی
این بخش در شاهنامه مسکو نیامده و من نسخه های دیگر را ندیده ام، با توجه به اینکه استادان شاهنامه پژوه این بخش را الحاقی می دانند، صرفا جهت آشنایی به اشتراک گذاشته شد.
علی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
برداشت حقیر از دو بیت اول به شرح زیر است:
گفتا تو از کجایی کآشفته مینمایی گفتم منم غریبی از شهر آشنایی
به نظر بنده در اینجا شهر آشنایی یعنی شهر افرادی که محرم اسرار و اشنا به رازهای هستی هستند و بنابراین او در پاسخ، خود را تازه واردی از این شهر معرفی می کند که هنوز به اسرار واقف نیست یا چون غریبه است هنوز هیچ سری به او گفته نشده و کاملا بی بهره است.
گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری گفتم بر آستانت دارم سر گدایی
در ادامه از او پرسیده می شود: تویی که از راز خبر نداری(یا تویی که با بی پروایی قدم به این وادی گذاشته ای) مقصود، هدف و تقاضایت چیست؟ و پاسخ میدهد من در این وادی فرد بی بهره ای(گدا) هستم و آمده ام تا اندکی هم به من مرحمت کنید تا بی نصیب نباشم.
بعد از آن هست که در ابیات بعد دو نکته به او عرضه می شود. اول اینکه گفته می شود که از قید و بند خود رها شود(اعمالی که انجام می دهد به خاطر رسیدن به سود شخصی و یا پرهیز از زیان نباشد) که رستگاری در همین گذشتن از خود است. دوم اینکه زهد و پارسایی به تنهایی ارزش بسیار ناچیزی دارد بلکه باید در متن امور قرار گرفت. با یک جا نشستن و توبه کردن و بی عملی، نه دردی از خود دوا می کنی نه از دیگران.
سفید در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۴:
آهسته آهسته...
سفید در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲ - احسان بی ثمر:
ناسازگاری از فلک آمد وگرنه من
با خاک خوی کردم و با خار ساختم...
.
من با یکی نظاره جهان را شناختم...
سفید در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
خَمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت...
Mahmood Shams در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:
سلام و درودها بر حضرت مهدی امام زمان (عج) و جناب مولانا
در نیمه شعبان سالروز میلاد با سعادت منجی عالم بشریت این غزل زیبا و غزل شماره ۱۶ ( ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا ) رو بارها زمزمه می کنم و لذت می برم ، انشالله چشممان به آمدنش و جوان شدن عالَم پیر سبز و روشن شود
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🤲
بنمای رُخ که باغ و گلستانم آرزوست
بُگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حُسن برون آ دَمی زِ اَبر
کآن چهره مشعشع تابانم آرزوست
روح حضرت مولانا این شاعر بزرگ و خوش ذوق
و خالق چنین آثار طرب انگیز و روح فزا
شاد و قرین رحمت الهی
من هستم در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۸:
منظور از هفت و پنج و چار: هفت آسمان؛ پنج گوهر یا حواس پنجگانه؛ چهار عنصر.
شاهرخ ابراهیمی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعهها » شمارهٔ ۵۵ - جهاد اکبر:
آن شخص که ملقب به جهاد اکبر بوده چه کاری کرده یا چه گفته بوده که ایرج میرزا اینطور پاسخش را داده است؟
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۵ در پاسخ به الهام حسيني دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹ - آسایش بزرگان:
وظیفه یِ همه یِ ما بعنوانِ انسان بیان کرده است, مسئول و غیر مسئول هم ندارد!
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹ - آسایش بزرگان:
سلام
این خانم شیبانی عجب صدای آسمانی و روحانی دارد با خوانش دقیق و موسیقی متن زیبا.
صدایِ ایشان قطعا و حتما از صداهایِ ماندگارِ این سرزمین خواهد بود.
سپاسگزارم
علی نوروزی در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۱۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:
به عتاب گفته بودی که برآتشت نشانم / چو مرا بسوخت عشقت چه بر آتشم نشانی.
چقدر عاشق این ظلم رو زیبا نشون داده،واقعابی نظیره
گیو در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۵ - در ستایش پیغمبر (ص) و یارانش:
درود.
از ابتدای فرامرزنامه تا اینجا ابیاتش، ابیات شاهنامه و فردوسی هست. آیا این اشتباه از طرف سایت هست یا سراینده فرامرز نامه ابیات فردوسی رو ابتدای کتاب خودش قرار داده؟
امین در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در دل نبستن به مهر دنیا:
درود بر حکیم غزنوی بزرگ
چقدر زیبا بود این چامه
فقط در بیت یازدهم «گردین» باید به «گر دین» تغییر یابد.
فاطمه یاوری در ۳ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:
عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی
ای پسر جام می ام ده که به پیری برسی
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۱۰ در پاسخ به فريبرز دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
این که دروغی به این بزرگی به فردوسی و شاهنامه نسبت داده شود بسیار شرم آور است.
در شاهنامه زندگی ۶۳ ساله بهرام گور به ۳ تا ۲۱ سال تقسیم شده که یکی از بخش های شیرین شاهنامه است.
هفت پیکر نظامی گنجوی نوعی تکمیل کننده این بخش عظیم شاهنامه است.
علی دادمهر در ۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱: