گنجور

حاشیه‌ها

خودم به کسی نگویید در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

آنکه دل داده نجسته شعرداده ازدل تو

بهراین مصرع بجست صددین ازکف تو

کنون به آخرت خویش یافتی حقیقت او

چه سودکنون راه میرود کفرت ازدل جسته با خبرتو

چه دعایت به دار و چه دعای حاجت به دشمن برای او

که را ندامیدهی که ما زخدا واملاقت درجستجوی تو

 

 

 

 

 

 

امیر حسین حقانی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۵ در پاسخ به ... دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۶ - حکایت دانشمند:

گزم = نوعی پارچه

امیر حسین حقانی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۳ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۶ - حکایت دانشمند:

چو بیتی پسند آیدت از هزار 

به مردی که دست از تعنت بدار

مجتبی زحمت کش/خاطف در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:

دوش از سر مژگانش رفتم در میخانه

گفتم که طلب دارم من هم دو سه پیمانه

خاطف

جهن یزداد در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۶۶:

تا کی توان به خرقه صد پاره بخیه زد
یک بخیه هم بزن به دهان سوال خویش

محسن قنادی عرب در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

سلام و درود بر دوستان جان

وقتی که عارف حدی از یکی شدن و لحظات عرفانی را تجربه میکند و بعد به واسطه حجاب خویشتن بین خود و خویش فاصله ای می یابد

این غم هجران عارف را  به تلاش برای اتصال گسیل میدارد و شعر اینگونه جاری میشود

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

و حتی میبینیم محمد نیز این احساس را تجربه میکرده که سوره ضحی را شنیده است

حسین نامدار (حکیم) در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۳۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تاریم منیم:

با سلام و سپاس فراوان. گنجور توجه فرمایند که این شعر ترکی، ازخود  استاد شهریار نیست! بلکه ترجمه ای از غزل معروف فارسی شهریار (نالد به حال زار من امشب سه تار من، این مایه ی تسلی شبهای تار من) است که توسط خوانندگان متعددی در کشور آزربایجان (از جمله کونول خاسی اوا) به صورت آواز در قالب موسیقی مقامی خوانده شده و معروف شده است و بیت مقطع آن نیز با ذکر تخلص "شهریار" خوانده شده است. دقیقا به همین دلیل در بین عامه به اشتباه به عنوان شعر ترکی شهریار شناحته شده است. در حالی که در هیچ کتابی از شهربار چاپ نشده است. زبان آن ناسازگار با زبان شعری شهریار دراشعار ترکی است و نزد اهل ادب و شعرشناسان قابل تمیز است. لذا شایسته است که گنجور این شعر را از لیست شعرهای ترکی استاد شهریار حذف کند، و به آوردن اصل فارسی آن بسنده کند. بی گمان روح شهریار نیز از این اصلاح شاد خواهد شد. سپاسگزارم.

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۴:

 

برگشته میگه: خواست خدا این بوده که من آزار داده بشم. پس چقد خوش شانس بودم که توسط شمایی که به من انقدر محبت کردید این آزار بهم رسید!!!!!

 

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۵:

از پی فاتحه‌ی وصل دعایی گفتم...

تا برین ختم شود فاتحه را آمین کن! :"

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

روزی به دلبری نظری کرد چشم من

زان یک نظر دو جهان مرا از نظر افتاد....!

فرخ مردان در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۴:

دو دستش بزنجیر و گردن بغل...یکی بند رومی بکردار مُل:

در ترنر ماکان و ژول مول، "یکی بند رومی بکردار پُل" آمده. چون در مصرع اول تکلیف دست ها و گردن بیژن(که زنجیر هستند) مشخص شده. بنظرم مصرع دوم اشاره به پاهای بیژن دارد.

احتمالا منظور از پل رومی، کُندی هست که حداقل از زمان یونان باستان(2500 سال پیش) استفاده میشده( به انگلیسی stocks ) که شباهت عجیبی هم به پل دارد. برای مطالعه و دیدن عکس ها: پیوند به وبگاه بیرونی

جعفر عسکری در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵۶:

سلام. شوربختانه این غزل زیبا، با اشکالات فراوانی ثبت شده که شکل صحیح رو می‌نویسم: 

گفتم: ای سیم ذقن!

گفت: که را می‌گوئی؟ 

گفتم: ای عهد شکن!

گفت: چه‌ها می‌گوئی؟ 

 

گفتم: ای آن‌که نداری سر یک موی وفا

گفت: معلوم شد اکنون که مرا می‌گوئی

 

گفتم: ای جان! ز دل سخت تو فریاد مرا

گفت: با ما سخن سخت چرا می‌گوئی؟ 

 

گفتم: آن زلف پریشان تو یا مشک خطاست؟ 

گفت: تا چند پریشان و خطا می‌گوئی؟ 

 

گفتم: از باد نسیم تو، شنیدن چه خوش‌ست

گفت: تا کی سخن از باد هوا می‌گوئی؟ 

 

گفتم: از دست دل خود به هلاکم راضی! 

گفت: این خود ز زبان و دل ما می‌گوئی

 

گفتمش: کی رسد از بخت پیامی به کمال؟ 

گفت: آن روز که از ماش سلامی گوئی

سام رجایی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۶:

مرا مهر او دل ندیده گزید

این چنین باید باشد:  مرا مهر او دل ، نه دیده گزید

مهرزاد ‍پارسا در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

درود بر احسان عزیز. چقدر زیبا و خالصانه نوشتید. ایکاش شعر خودت رو هم می نوشتی.

مونس در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » حکایت بلبل » حکایت بلبل:

خیلی ممنونم برای خدمتی که به ادبیات می‌کنید و کمکی که به ما می‌کنید. 

ممنونم برای خوانش 🙏🏻🌸

مهدی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

به نظر میآید در اینجا با تابیدن نور الهی بر قلب حافظ نگاهش در مورد جهان و اطرافش تغییر کرده و با دیدن زیباییها بدنبال راز پنهان و در پی حل تضادهای ذهنی در مورد هر انچه گذشته و میگذرد باشد. با این نکاه شاید بهتر بتوان در مورد بیانات حافظ اظهار نظر نمود. البته هدف حافظ نشان دادن اینکه اگر نور الهی در قلب ما هم بتابد اینگونه خواهیم بود. 

محمد تقی خاجی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۵۷:

سه درداومه بجونم هرسه کاری 

غم یاروگرانی ونداری 

غم یاروگرانی چاره دیره 

نداری و نداری ونداری 

محمدتقی خاجی 

تورج علیزاده درخشی در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶۷:

در تفسیر بیت اول به نظر بنده نک مخفف ناک و پسوندی است که وقتی بعد از اسم می آید آن را به صفت تبدیل می کند پس سنگی نک به معنی بی رحم و جنگی نک به معنی آشوبگر صفت هایی می شوند برای طرار(راهزن) و سر بسته چو بیماری بر می گردد به دل و جان

افتاد دل و جانم سر بسته چو بیماری،از فتنه ی طراری سنگینک و جنگینک

فرهاد بشیریان در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۲ - کشف شیوهٔ برافروختن آتش به دست هوشنگ و سابقهٔ جشن سده:

درود بر شما

این ابیات از شاهنامه که مربوط به جشن سده و پیدایش آتش یا بهتر است بگوییم مهار آتش است در قدیمی ترین نسخه ی دست نویس شاهنامه یعنی نسخه ی 614 فلورانس نیست (تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق)

Abbasrapper در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۱۷ در پاسخ به تماشاگه راز دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:

درود، بنظرم منظورش اینکه شادی شیخی که اهل ریاکاری نیست

۱
۱۲۲۹
۱۲۳۰
۱۲۳۱
۱۲۳۲
۱۲۳۳
۵۸۰۳