گنجور

حاشیه‌ها

MOSTAFA Nikroozi در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:

قابل تأمل 

MOSTAFA Nikroozi در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

چه زیبا

از حلقه ی گوش او چنین پندارم

کانجا که زر است گوش می باید داشت 

MOSTAFA Nikroozi در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۱ در پاسخ به محمد گودرزی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵:

با سلام و احترام 

همون توضیحی که اقا محسن دادن درست هست

MOSTAFA Nikroozi در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲:

🔥🔥🔥🔥🔥

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۳ - خوان کرم:

30- گنجها بخشیدمت، ای ناسپاس - که نگنجد هیچکس را در قیاس 

31- آنچه گفتی نیست، یک یک در تو هست - گنجها داری و هستی تنگدست 

32- عقل و رای و عزم و همت، گنج تست - بهترین گنجور، سعی و رنج تست 

***

همت در لغت به معنی قصدیت است. عبارت از توجه و تمرکز شدید بر چیزی که انسان قصد خلق و ایجاد آن را دارد.

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت کن - و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است. (1)

_______

1- هشت کتاب، سهراب سپهری

197:382

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۲:

7- از ممکنات به ز مَلَک نیست هیچ کس - او هم اسیر دهشت درگاه کبریاست 

***

کلّ ممکنات در حکم صوَر و رؤیاست و حقیقتی ندارد. حقیقت این ظهورات و صورت ها ذات بی مثال حضرت حق است که در کسوت مظاهر اسماء و صفات خود را نمایان می سازد و دیدار می نماید.

_____

فصوص الحکم ، ابن عربی ، درآمد برگردان متن ، توضیح وتحلیل  محمدعلی موحد / صمد موحد – تهران نشر کارنامه 1386 - ص 693

 

امیر نیکو در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۴۰:

گلهای تازه 128

بانو عهدیه و استاد شجریان

اثری بی نظیر

Abbasrapper در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۰:

بیت ششم بنظرم منظورش اینه که به اشتباه گفتم چندتا زلفش چین داره همین باعث شده جگرم پره خون بشه و بهبود هم پیدا نکنه

احمدرضا نظری چروده در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۵۰:

این بیت رودکی را اول بار درکتاب "پارسی دری" نوشته وتالیف دکتررحیم مسلمانیان قبادیانی،چاپ انتشارات امیرکبیر، سال۱۳۸۳،تهران، دیدم.بعدکه درگوگل جستجو کردم ،کمی با هم متفاوت  بودند.

دراین کتاب به این صورت ثبت شده.

بزرگان جهان چون گرد بندند

توچون یاقوت سرخ اندرمیانه

که به ای صورت می شود معنی کرد

چون بزرگان جهان دریک جا گردهم آیند،تودرمیانشان چون یاقوت سرخ  به نظر می آیی

اما چرا بندگردن؟

بندگردن ترکیب اضافی است که به صورت مقلوب بیشتر به کار می رود. گردنبند که به این شکل نیز ازمعنا دورنمی افتد ولی من ثبت دکترقبادیانی را ترجیح می دهم.

 

فریدون سلیمانی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۱:

بیت بیست وپنجم تکراریست 

منش بر گذشته ز چرخ بلند، 

سخن فرستادگان سلم وتور هست به آفریدون

Mahmood Shams در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۹۷:

سلام و درود 

با سپاس از گروه محترم سایت بی نظیر گنجور

بیت چهارم کلمه چون به اشتباه چوت درج شده

( چون ) توان هشیار بودن چون پیاپی می دهد

هر زمان ساقی شرابی دیگر از جامی دگر

 

لطفا اصلاح بفرمایید 

Mahmood Shams در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۸ در پاسخ به هانيه سليمي دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱۹:

درود خانم سلیمی گرامی

سپاس از خوانش زیباتون عالی بود

فقط بیت :

مددهای جانت همه ز آسمانست

از آن سو رسیدی همان سوی روانی

 

کلمه روانی طور دیگری بیان شد 

آیا این کلمه هم در نسخه های چاپی متفاوت است !؟

البته روانی بهتر و درست تر به نظر می رسد

حمید ضیایی در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۶:

سلام همان طور که دوست گرامی محمد هم اشاره کرده اند در بیت سوم مصرع دوم کلمه ابر باید اضافه باشد و همین طور در بیت چهارم لولو لالا باید درست باشد که یک الف جا افتاده.

ث پور در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۲:

سلام کاش برای معنی و مفهوم اشعار هم بخشی رو در سایت قرار بدین 🙏🙏

فاطمه یاوری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:

درد ما را نیست درمان الغیاث

هجر ما را نیست پایان الغیاث....

21. اردی بهشت. 02

 

 

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۵:

6- تیغ تا او بیش زد سر بیش شد - تا برست از گردنم سر صد هزار

***

1- ای عزیز گوش دار سؤال خود را که پرسیده ‬ای که «وَیَسأَلونَکَ عَن الرّوحِ قُلْ الرّوحُ مِن أمْرِ ربّی». اما ندانم که جملۀ چیزها که در باطن تو پوشیده است بدانستی؟ آنگاه پس از شناس اینهمه، طالب حقیقت روح باشی. دانم که تو گویی: من بجز از قالب و روح دیگر چه چیز باشم؟ اکنون گوش دار انشاءاللّه که بدانجای رسی که هر صفتی از صفات تو بر تو عرض کنند، چون آنجا برسی هفتاد هزار صورت بر تو عرض کنند، هر صورتی را بر شکل صورت خود بینی، گویی که من خود یکی‬ام هفتاد هزار از یکی بودن چون صورت بندد؟ و این آن باشد که هفتاد هزار خاصیت و صفت در هر یکی از بنی آدم متمکن و مندرجست، و در همه باطنها تعبیه است؛ هر خاصیتی و هر صفتی شخصی و صورتی دیگر شود. مرد چون این صفات را ببیند پندارد که خود اوست، او نباشد ولیکن ازو باشد. این صفات بعضی محموده و صفات خیر باشد، و بعضی مذمومه و صفات شر باشد. و این صفات بتمام نتوان عد و شرح کردن، این بروزگار در نتوان یافت و دید. اما در قالب تو، چون تویی تعبیه کرده‬اند و تو بحقیقت، آن لطیفه که حامل قالب تو آمده است، نتوانی یافت؛ و چون بدان لطیف رسی بدانی که «إِذاتَمَّ الفَقْرُ فَهُوَ اللّه» چه باشد.

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ عین‌القضات همدانی » تمهیدات » تمهید اصل سابع - حقیقت روح و دل:

1- ای عزیز گوش دار سؤال خود را که پرسیده ‬ای که «وَیَسأَلونَکَ عَن الرّوحِ قُلْ الرّوحُ مِن أمْرِ ربّی». اما ندانم که جملۀ چیزها که در باطن تو پوشیده است بدانستی؟ آنگاه پس از شناس اینهمه، طالب حقیقت روح باشی. دانم که تو گویی: من بجز از قالب و روح دیگر چه چیز باشم؟ اکنون گوش دار انشاءاللّه که بدانجای رسی که هر صفتی از صفات تو بر تو عرض کنند، چون آنجا برسی هفتاد هزار صورت بر تو عرض کنند، هر صورتی را بر شکل صورت خود بینی، گویی که من خود یکی‬ام هفتاد هزار از یکی بودن چون صورت بندد؟ و این آن باشد که هفتاد هزار خاصیت و صفت در هر یکی از بنی آدم متمکن و مندرجست، و در همه باطنها تعبیه است؛ هر خاصیتی و هر صفتی شخصی و صورتی دیگر شود. مرد چون این صفات را ببیند پندارد که خود اوست، او نباشد ولیکن ازو باشد. این صفات بعضی محموده و صفات خیر باشد، و بعضی مذمومه و صفات شر باشد. و این صفات بتمام نتوان عد و شرح کردن، این بروزگار در نتوان یافت و دید. اما در قالب تو، چون تویی تعبیه کرده‬اند و تو بحقیقت، آن لطیفه که حامل قالب تو آمده است، نتوانی یافت؛ و چون بدان لطیف رسی بدانی که «إِذاتَمَّ الفَقْرُ فَهُوَ اللّه» چه باشد.

***

تیغ تا او بیش زد سر بیش شد - تا برست از گردنم سر صد هزار

حمیده عسکری بیحاربسته سری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۴۵:

شادی وصل نشد، از دل تنگم بیرون

 

گرچه تحقیق ندانم که مقام تو کجاست

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ عین‌القضات همدانی » تمهیدات » تمهید اصل عاشر - اصل و حقیقت آسمان و زمین نور محمد ص و ابلیس آمد:

85 - ای دوست صراط نیز در خود باید جستن «وَإِنَّ هَذا صِراطی مُسْتَقیماً فَاتّبِعُوهُ». ابن عباس گفت: صراط مستقیم، جاده شرع است در دنیا؛ هر که بر صراط شرع، مستقیم آمد، بر صراط مستقیم حقیقت، راست آمد؛ و هرکه راه، خطا کرد؛ حقیقت خود گم کرد و خود را در خطا افکند.

[یزدانپناه عسکری]

[در بیان و ملموس سازی و تمثلِ واقعه صراط مستقیم کار برای «ذهن خطی» غیر ممکن و برای «ذهن غیر خطی» مشکل و محزون می شود.]

93- دریغا کس چه داند که این تمثل چه حال دارد! در تمثل، مقام‌ها و حال‌هاست. مقامی از آن تمثل آن باشد که هر که ذره‌ای از آن مقام بدید، چون در آن مقام باشد آن مقام او را ازو بستاند؛ و چون بی آن مقام باشد، یک ‌لحظه از فراق و حزن با خود نباشد. تفکر از این مقام خیزد. از مقام‌های مصطفی- علیه‌السلام- یکی فکر بود و یکی حزن. عایشۀ صدیقه گفت- رضی الله عنها- : «کانَرَسُولُ الله- صلعم- دائمُ الفکرِ طویلُ الأحْزان» می‌گوید: مصطفی پیوسته بافکر بودی؛ و پیوسته حزن تمام داشتی.

[جهت بر قراری ارتباط کلامی در دنیای فیزیکی، و فهم منظور یکدیگر  در بیان حالات روحانی و صراط مستقیم بالاخصّ به هنگام تقرّب به خداوند، کلام از تأثیر باز می ماند و نمی تواند به درستی حقّ مطلب را ادا کند. و فقط از حضرتش به نام (هو) یاد می کنند.]

92- ببین که سخن، مرا از کجا تا کجا می‌کشد! این خود رفت؛ اما مقصود آن است که گفتم: بنای وجود آخرت بر تمثل است و تمثل شناختن نه اندک کاری است بلکه معظم اسرار الهی دانستن تمثل است و بینا شدن بدان. دریغا «فَتَمثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیَّاً» جوابی تمام است. تمثل جبریل خود را از آن عالم روحانیت در جامه بشریت، به طریق تمثل به مریم نمود؛ و او، جبریل را مردی بر صورت آدمی دید. و وقت بودی که صحابۀ مصطفی جبریل را بر صورت اعرابی دیدند، و وقت بودی که جبریل خود را به مصطفی در صورت دحیه کلبی نمودی. اگر جبریل است روحانی باشد، اعرابی در کسوت بشریت دیدن صورت چون بندد؟ و اگر جبریل نیست، کرا دیدند؟ تمثل خشک و نیک میدان. ای دوست این خبر را نیز گوش می‌دار که خواص امت را آگاه می‌کند. گفت: «إِیّاکُمْ وَالنَظَرَ إِلی المُرْدِ فإِنَّ لَهُم لَوْناً کَلَوْنِ اللّه»؛ و جای دیگر گفت: «رأیْتُ رَبّی لَیْلَةَ المِعْراجِ عَلی صُورَةِ شابِّ أمرَدٍ قَطَطٍ». این نیز هم در عالم تمثل می‌جوی.

[ ناگزیر بودن در بیان واقعه و حالات روحانی به تمثل و فهرست انسانی  و خزانه خیال، مجبور بودن در وصف حالات از واژه هایی استفاده شود که زائیده فهرست انسانی در دنیای فیزیکی و آشناست. به قوت متخیله از خزانه خیال به کسوت صورتی مناسب از محسوسات پوشاندن واقعه]

[فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا – مریم 17(و حجابی میان خود و آنها افکند (تا خلوتگاهش از هر نظر برای عبادت آماده باشد) در این هنگام ما روح خود را به سوی او فرستادیم و او در شکل انسانی بی‏ عیب و نقص بر مریم ظاهر شد.)]

94- دریغا چه دانی که این مقام با هر کسی چه می‌کند! کافرم که اگر هرچه به من دهند نه ازبهر این مقام است، باش تا ذره‌ای از این مقام بر تمثل مقام صورتی به تو نمایند. آنگاه بدانی که این بیچاره در چیست! دانی که این چه مقام است؟ شاهد بازی است. چه می‌شنوی! دریغا مگر که هرگز ترا شاهدی نبوده است، و آنگاه جگرت از دست عشق و غیرت آن شاهد پاره‌پاره نشده است؟! ای دوست شاهد در این مقام یکی باشد و مشهود بی‌عدد. باتو چنین توان گفتن. ندانی که اعداد دریکی خود یکی باشد؟ این مقام حسین منصور را مسلم بود آنجا که گفت: «أفَرادُ الأعدادِ فی الوَحْدَةِ واحِدٌ». عقد ده از یکی خاست، و یکی در آن مجموع داخل است. این مقام گفتن، هرکسی برنتابد. شاهد و مشهود، خود یکی باشد در حقیقت؛ اما در عبارت و اشارت، تعدد نماید. ای دوست شاهد و مشهود، مقام سوگند است! اگر نیک اندیشه کنی، گاه ما شاهد او باشیم؛ و گاه او شاهد ما باشد: در حالتی او شاهد و ما مشهود، و در حالتی دیگر ما شاهد و او مشهود. جهانی از دست این شاهد، جان در باخته و بی‌جان شده است و هرگز کس درمان نیافت، و نیابد. شیخ ما یک روز این بیت‌ها می‌گفت و ما را از او یادگار است:

[توحید]

95- از دست بت شاهد، جان بیجان شد - دل در طلب وصلش بی درمان شد

96- او خود به خودی ز ما همی پنهان شد - کفر و اسلام نزد ما یکسان شد

[در واقع جهانِ اعیان وجود ندارد ، به بیانِ دقیق تر ، کیهانی از فیضان فیض اسماء الله است]

97 - دریغا «رَأَیْتُ رَبّی لَیْلَةَ المِعراجِ فی أَحْسَنِ صُورَةٍ» این «أَحْسَنِ صُورَت» تمثل است؛ و اگر تمثل نیست، پس چیست؟ «إِنَّ اللّهَ خَلَقَ آدَمَ وَأوْلادَه عَلَی صُورَةِ الرَّحْمَن» هم نوعی آمده است از تمثل. دریغا از نام‌ها او، یکی مصور باشد که صورت کننده باشد؛ اما من میگویم که او مصور است یعنی صورت نماینده است. خود تو دانی که این صورت‌ها در کدام بازار نمایند و فروشند؟ در بازار خواص باشد. از مصطفی- صلعم- بشنو آنجا که گفت: «إِنَّ فی الجَنَّةِ سَوقاً یُباعُ فیها الصُوَرُ» گفت: در بهشت بازاری باشد که در آن بازار، صورت‌ها فروشند. «فی أحْسَنِ صُورَةٍ» این باشد. امام ابوبکر قحطبی را بین که از تمثل چه خبر می‌دهد گفت: «رَأیتُ رَبَّ العِزَّة عَلَی صُورَةِ أُمّی» یعنی خدا را بر صورت مادر خود دیدم؛ دانی که این «أم» کدام ست؟ «النَبِیُّ الأُمّی» میدان؛ «وَعِنْدَهُ أُمُّ الکِتابِ» می‌خوان.

[دریافت یکسره و بدون تفسیر حس، تعقل قلب و النَبِیُّ و حرکت در أُمُّ الکِتابِ است، و  کسوت صورت مناسب از محسوسات، بیان خیالات مصور.]  

197:693

4:30

120:230

۱
۱۱۸۸
۱۱۸۹
۱۱۹۰
۱۱۹۱
۱۱۹۲
۵۸۰۳