vafa در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶:
آیا در مصرع دوم بیت سوم "چو میوه زاید از شاخی" در واقع فعلِ مصدرِ "زاییدن" هست و به معنای به وجود آمدن، درسته؟
شما سردبیر در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۲ - مقالت هفدهم در پرستش و تجرید:
جنبش این جان من و منگوی در تن تو تا وقتی است که به لب برسد از لب که درگذشت،آوازهی من و من خاموش میشود.
دکتر صحافیان در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ما را رفیق و مونس شد(167)
در آسمان جان، ستارهای درخشید و ماه مجلسمان شد و برای دل ناآراممان همنشین و همدم گشت.
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننونشت
به غمزه مساله آموز صد مدرس شد
محبوب من که هیچ نیاموخت و هیچ ننوشت، با کرشمهای از غیب، دشواریهای صدها مدرس را گشود.(این بیت بیش از هر کسی زیبنده پیامبر(ص) است.تنها کسی که جز پیامبر بدون مکتب صاحب علم شده آدم است که اینجا مراد نیست. حسینعلی هروی اینکه شاه شجاع به مکتب نرفته را رد میکند. اما مدح ابوالفوارس؛ شاه شجاع در بیت ۵- بیت ۹ خانلری-: حافظ چند شعر با بیش از یک ممدوح دارد و ساختار شعر فارسی مانع آن نیست. سلمان-دیوان ص ۳۴۳- نیز قصیدهای با نعت پیامبر و سلطان اویس دارد. شرح شوق، ۲۲۱۲)
۳-به آرزوی دوست، چون باد بیمار صبا، که افتان و خیزان میوزد، دل عاشقان فدایی چهره چون نسرینش و چشم چون نرگسش شد.
۴- اکنون با این شوق و ارادت، دوست مرا صدرنشین میخانه میکند( در دریافت حال خوش)
۵- پس دلم به آرزوی رسیدن به آب حیات و جام جهانبین کیخسرو، به بزم شاه شجاع پیوست(خانلری: جام کیخسرو- بیت نهم است)
۶- عشرتسرای عشق، آباد گشت، اکنون که طاق ابروی معشوقم مهندس آن شد.
۷- برای خدا، لبت را از تراوش شراب پاک کن که دلم را به هزاران گناه وسوسه میکند.
۸- چشمانت با کرشمهای چنان شرابی به عاشقان داد که علم ناآگاه گشت و خرد از دریافت فروماند.
۹- شعرم چون طلا ارزشمند است. آری! پذیرش نیکبختان و آزادگان کیمیاگری کرد.
۱۰- دوستان! برگردید از راه میکده عشق، که حافظ ازین راه رفت و همه چیزش را از دست داد( دانش، خرد و ...)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
رضا از کرمان در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۰۹ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمع:
سلام
خب ادراک نوشته شده چه اشکال داره
امیر رحیمی در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۸ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب برزویه الطبیب » بخش ۴:
لختی پوییدم
پاراگراف دوم - خط دوم
امیر رحیمی در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۱۹ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان » بخش ۱۱:
«چون مهلت» برسید
خط چهارم تصحیح کنید لطفاً
امیر رحیمی در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان » بخش ۱۰:
در صورت تمایل برای شنیدن فایل صوتی این متن، «آزرآرشیو» راسرچ کنید
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۷۶ - در بیان آنکه آدمی کل است و سایر اشیا به مثابه اجزا:
آدمی چیست؟ برزخی جامع - صورت خلق و حق در او واقع
نسخه مجمل است و مضمونش - ذات حق و صفات بیچونش
متصل با دقایق جبروت - مشتمل بر حقایق ملکوت
باطنش در محیط وحدت غرق - ظاهرش خشک لب به ساحل فرق
یک صفت نیست از صفات خدا - که نه در ذات او بود پیدا
هم علیم است و هم سمیع و بصیر - متکلم مرید و حی و قدیر
همچنین از حقایق عالم - همه چیزی بود در او مدغم
خواهی افلاک و خواهی ارکان گیر - خواه کان یا نبات و حیوان گیر
صورت نیک و بد نوشته در او - سیرت دیو و دد سرشته در او
گرنه مرآت وجه باقی بود - از چه رو شد فرشته را مسجود
بود عکس جمال حضرت پاک - اگر ابلیس پی نبرد چه باک
هر چه در گنج کنت کنز نهان - بود، در وی خدا نمود عیان
خلق را در ظهور پیدایی - هستی اوست علت غایی
زانکه عرفان بود سبب آن را - و اوست مظهر کمال عرفان را
***
[یزدانپناه عسکری]
نفس واحده، محل و قلب و انسان کامل به عنوان محلی است که تمامی علوم و شناخت و مجموعه آگاهی ها در آن حک شده است. (الگوی کلیه ویژگیهای آدمی) و در کلمه آدم تحقق می یابد. (انسان اکبر آموختار و دریابنده تمامی اسما – قرآن: 2:31 ؛ 6:98). کلمه، نبی ای است، که اسماء و آگاهی ها و علوم مجرد را ازحیث فردی با حرکت جوهری در فراسوی شناخت کیفیات انسانی منقوش است.
______
[نبی اکرم به انسان کامل با کلام "ستون الجبّار" اشاره میفرماید]
[تخت سلیمان انت، حولک ستون جبار (تخت سلیمان تو هستی)]
حمزه حکمی ثابت در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:
فدایی ندارد ز مقصود چنگ/ وگر بر سرش تیر بارند و سنگ. می تونه اشاره ی غریبی داشته باشه به فاجعه کربلا و منظور از «فدایی» امام حسینه که با وجود اینکه بر سرش تیر باریدند و سنگ، باز از معبود و مقصود خودش دست برنداشت.
غلامرضا صفرپور در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
سلام.بنطر بنده کل شعر در باره اخلاص است.هرگاه برای خداوند کاری دارید انجام می دهید تمام قوای مثبت عالم پشت توست همه درها باز می شود .به هر میزان از درجه اخلاص دور شوی تنگی روح وراه همراه ما می شود.
امیرالمومنین می فرمود در قلعه خیبر را خداوند از جا کند.
خرمشهر را خدا آزاد کرد.
امید صادقی در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۲:
سگ اصحاب الکهف را استخوانی نینداختی.
چرا سعدی "سگ اصحاب کهف" را در اینجا مثال میزند؟ طبیعتا منظور سعدی واقعا اصحاب کهف نیست چون اصحاب کهف متعلق به قبل از اسلام است.
امید صادقی در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:
لطفا بفرمایید معنی "فلان چیز را فلان ضمین" دقیقا چیست.
امید صادقی در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:
آن شنیدستی که در اقصای غور. بارسالاری بیفتاد از ستور.
لطفا بفرمایید معنی "اقصای غور" چیست.
امید صادقی در ۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۴:
در آن دم که دشمن پیاپی رسید. کمان کیانی نشاید کشید.
لطفا بفرمایید منظور از "کیانی" چیست؟
البرز شه بخش در ۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۲۰:
درود
نام من البرز و نام برادرم سپهر است
که در دو بیت پی در پی ۴۱ و ۴۲ نام های ما آمده است
بابک سپهر در ۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:
با درود،
پارهی اول بیت آخر به این صورت اشکال وزنی داشته و خوانش درستی ندارد. در تصحیح خالقی مطلق داریم:
ندانست خود جز بد آموختن
جز از کشتن و غارت و سوختن
حبیب شاکر در ۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
سلام بر دوستان بزرگوار
عقل ار به مثل روز بود می شام است
عاقل بجهان نامی و مست بد نام است
تحسین نکند عقل ،می و مست و سبو
این شعر بگمان از پسر خیام است
سپاس از همه دوستان
با کمال احترام به جناب خیام بزرگ.چون کمی مضمون رباعی ایراد داشت مزاح کردم.
😂😂😂🌹🌹🌹
امین در ۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزلِ شمارهٔ ۹:
درود بر همه عزیزان
و درود بر روان پاک فرمانده ملک سخن
به گمان این حقیر بیت هفتم اشاره ریزی به جریان خضرنبی و موسای کلیم دارد. همانطور که خضرنبی کشتی را سوراخ کرد چراکه آگاه بود که پادشاه آن منطقه کشتی های سالم رو غارت میکرد.
این بیت هم میفرماید خرمن آزادگان را بسوزان که پادشاه از آنها خراج نگیرد...!
کوزه در ۳ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
سلام ابری به رنگ زاغ شروع به باریدن کرد.
ابر آمد زاغ، بر سر سبزه گریست
یزدانپناه عسکری در ۳ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴ - فیالحکمة: