گنجور

غزل شمارهٔ ۹۵

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت

خرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویت

پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن

که شمع دیده افروزیم در محراب ابرویت

سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم

که جان را نسخه‌ای باشد ز لوح خال هندویت

تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی

صبا را گو که بردارد زمانی برقع از رویت

و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی

برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت

من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل

من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت

زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی

نیاید هیچ در چشمش به جز خاک سر کویت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » رویای وصل » چشم جادو

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میم نوشته:

توی آلبوم رویای وصل… حسام الدین سراج این غزل رو میخونه…۲۰!!!!!

فاطمه نوشته:

و در آلبوم یاد باد سالار عقیلی هم خوانده شده
http://www.iransong.com/song/58894.htm

فرهاد نوشته:

من به شخصه هرموقع این شعرو میخونم یاد بید مجنون میفتم……… مخصوصا اونجایی که میگه: نسیم جعد گیسویت

ــــــحر نوشته:

واقعا ممنون از اینکه انقد سایت خوبی رو در اختیار ما میذارید…
من برای همین شعر توی کلاس کنفرانس داشتم و حسابی گیج شده بودم که کجا میتونم پیداش کنم…
ممنون که از یه صفر بزرگ نجاتم دادید…

فرهاد نوشته:

با سلام
در بیت “و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی/ برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت” در مصرع دومش من در وبلاگی به جای فروریزد، برافشانی دیدم “برافشان تا برافشانی هزاران….” میخواستم بدونم کدومش معتبرتر هست و صحیح تر؟؟؟؟؟
با تشکر از سایت خوبتون

کامبیز درودیان نوشته:

از آنجائیکه بر “افشاندن” به معنی تکان دادن میباشد, فرو ریختن (فرو ریزد) نتیجه طبیعی ان است . دگر اینکه تکرار مجدد “بر افشاندن” در همان مصرع صحیح نمیباشد

دوست کوهستان نوشته:

دوستان توجه داشته باشند باتوجه به محتوای عرفانی این غزل و همچنین سایر اشعار حافظ تفسیر و تعابیر باید توسط کسی انجام بگیره که مراتبی از عرفان رو طی کرده و لذا تعابیر ما از مضنون این غزل صرفا تحت لفظی خواهد بود و انحراف از مقصود واقعی کاملا مشهوده

نوید نوشته:

دوست عزیز برداشت عرفانی از شعر حافظ یک اشتباه تاریخ است. حافط صوفی ستیز هرگز نمیتونه یک عارف باشه. یک نگاه بی طرف به شعر حافظ خصوصا ساقی نامه نشون میده که تا چه حد عشق حافظ دنیوی بوده نه اخروی. آقای علی حصوری کتابی در این مورد دارند که نشانه های خوب و بی طرفی می تونید در متنش پیدا کنید.

mehr نوشته:

شاه منصور برادرزاده شاه‌شجاع وبرادر شاه یحیی است و سالها در تحت فرمان شاه‌شجاع و در دستگاه او با حافظ مأنوس بوده است. این غزل را حافظ در پیرانه سر برای شاه منصور سروده و تاریخ آن احتمالاً قبل از سال ۷۹۰ باشد زیرا شاه منصور در سال ۷۹۰ پس از شکست شاه‌یحیی بر شیراز مسلط و تا پایان عمر حافظ یعنی سال ۷۹۲ حاکم شیراز بود ودر سال ۷۹۵ در جنگ با تیمور کشته شد.
شاعردر مطلع غزل حالت چشم انتظاری و آرزوی باطنی خود را که او به سلطنت وقدرت دست یابد، بازگو کرده و در بیت دوم چنین وانمود می‌کند که آیا پس از سالها انتظار آیا وقت آن نرسیده که چشممان به جمال تو بر سریر سلطنت بیفتد. و در بیت سوم این خال موروثی خانواده آل‌مظفر را که در صورت اکثر مردان این خانواده فی‌الجمله شاه‌منصور بود می‌ستاید. در بیت چهارم شاه منصور را تشجیع به قیام کرده و در بیت پنجم راه و رسم حکومت را به او یادآور می‌شود و با کنایه به او می‌فهماند که مردم در زیر فشار و دربند اسارت استبدادند. قیام کن و آنها را رهایی بخش و بالاخره دربیت ششم خود را مانند بادصبا سرگردان و بی‌حاصل نامیده و از اینکه در آرزوی توفیق او به سر می‌برد غزل را به پایان می‌رساند و مضمون بیت مقطع این غزل را جای دیگر چنین سروده است:
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمی‌آید
این غزل یکی از غزلهای ذو وجهین حافظ است که صورت ظاهر عاشقانه آن بسیار لطیف و ایهامات آن بسیار با ظرافت جا افتاده است.

شرح جلالی

بیژن نوشته:

با سلام و عرض ادب
در نسخه ای مصرع دوم بیت “و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی/ برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت”  را اینگونه یافتم : “برافشان زلف تا ریزد هزاران جان ز هر مویت”
لطفا راهنمایی بفرمایید که  کدام یک صحیح است؟
با تشکر فراوان

کمال نوشته:

‌‌‌‌‌‌باسلام به دوستان عرفان وادبیات اسلامی

برای این غزل یک فال رادرنظرگرفته ام که دراینجامی آورم:

نیت شماخوب است وانسلنی کمال گراهستید
وآنچه می طلبیدبسیارعالی است،آنچه که،،،،،،،،،
همهء ماانسانهادرجستجوی آن هستیم باید،،،،،
وسیله ای برای رسیدن به کمال باشدوبه،،،،،،،،،،،
مظاهردنیادل نبندیم ،یک فرصت عالی در،،،،،،،،
انتظارشماست ،انشاالله که ازآن استفاده ،،،،،،،،،
کنید.

پیروز،وسربلندباشید

..‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

زهی همّت که حافظ راست کز دنییّ و از عُقبی
………………………………… بجز خاک سر کویَت

نیامد هیچ در چشمش : ۱۶ نسخه (۸۰۱، ۸۰۷، ۸۱۴-۸۱۳، ۸۱۶، ۸۱۸، ۸۱۹، ۸۲۲، ۸۲۴، ۸۲۵، ۸۲۷ کمبریج، ۸۴۳ و ۴ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ)

نیاید هیچ در چشمش : ۱۴ نسخه (۸۲۷، ۸۳۸-۸۱۷ و ۱۲ نسخۀ متأخّر یا بی‌تاریخ)

نیاﯨﺪ هیچ در چشمش : ۴ نسخه (۸۱۴-۸۱۳ و ۳ نسخۀ متأخّر: ۸۵۴، ۸۵۵، ۸۵۷) جزء «ﯨﺪ» بدون نقطه

که در چشمش نمی‌آید : ۳ نسخه (۸۲۱، ۸۲۳ و ۱ نسخۀ بی‌تاریخ)
نیابد هیچ در چشمش : ۱ نسخۀ بی‌تاریخ
نیارد هیچ در خاطر : ۱ نسخۀ بی‌تاریخ

از ۳۹ نسخۀ مکتوب در قرن نهم اعم از مورخ و بی‌تاریخ که غزل ۹۴ را دارند، نسخۀ مورخ ۸۶۴ بیت تخلص را ندارد. نسخۀ مورخ ۸۰۳ خودِ غزل را ندارد.
**************************************
**************************************

پژمان نوشته:

دوستانی که دوست دارند به این شعر و بقیه اشعار حافظ انگ عرفان بزنند آیا یک بار این خصوصیات را برای خدا در نظر گرفته اند تا ببینند در وصف جهان آفرین چه گفته مضحکی میشه فهمیدن چنین شعر روان و زیبا در وصف معشوق حالا هر که هست نیاز به سواد و تخصص خواصی نمیخاد فقط بهش دل بسپارید

کانال رسمی گنجور در تلگرام