گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

حال دل با تو گفتنم هوس است

خبر دل شنفتنم هوس است

طمع خام بین که قصه فاش

از رقیبان نهفتنم هوس است

شب قدری چنین عزیز و شریف

با تو تا روز خفتنم هوس است

وه که دردانه‌ای چنین نازک

در شب تار سفتنم هوس است

ای صبا امشبم مدد فرمای

که سحرگه شکفتنم هوس است

از برای شرف به نوک مژه

خاک راه تو رفتنم هوس است

همچو حافظ به رغم مدعیان

شعر رندانه گفتنم هوس است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شادان کیوان نوشته:

این غزل را من با اجازهُ اساتید، رندانه ترین غزل خواجه میدانم. علیرغم آنکه در اکثر غزلیات خواجه ردی و نشانی از عرفان دیده میشود این عزل صرفا رندانه است و رندانه. البته توجه میفرمایید که رندی و رندانگی دز مرام و مسلک خواحه با آنچه که امطوزه مصطلح است، متفاوت است.
در بیت سوم میخوانیم که شاعر هوس خوابیدن با معشوق را تا “روز” دارد نه تا “صبح” چرا که همگان تا صبح میخوابند. مومنین هم صبح زود برای ادای فریضه برمیخیزند. اما رند است و خراباتی که تا روز میخوابد. در بیت بعدی که شاه بیت این غزل رندانه است، شاعر هوس سفتن دزدانه ای نازک و آن هم در شبی تار (تاریک) را دارد. دردانه در اینجا ایهام دارد هم بمعنای دانهُ در و جواهر است و هم همانی که امروز هم بمعنای عزیز دردانه بکار میبریم. . سفتن هم بمعنای سوراخ کردن است که شخص گوهری دانهُ در را سوراخ میکند تا رشته ای از آن بگذراند و گردن بندی بسازد. حال ببینید چه ایهام رندانه است بین عملی که گوهری با دانهُ درش میکند و هوسی که شاعر رند ما در شب تار دارد!
لابته در مقطع غزل هم خواجه خود به رندانه بودن این شعر اعتراف میفرماید.

شادان کیوان نوشته:

۱/این غزل را من با اجازهُ اساتید، رندانه ترین غزل خواجه میدانم. علیرغم آنکه در اکثر غزلیات خواجه ردی و نشانی از عرفان دیده میشود این عزل صرفا رندانه است و رندانه. البته توجه میفرمایید که رندی و رندانگی دز مرام و مسلک خواحه با آنچه که امروزه مصطلح است، متفاوت است.
در بیت سوم میخوانیم که شاعر هوس خوابیدن با معشوق را تا “روز” دارد نه تا “صبح” چرا که همگان تا صبح میخوابند. مومنین هم صبح زود برای ادای فریضه برمیخیزند. اما رند است و خراباتی که تا “روز” میخوابد. در بیت بعدی که شاه بیت این غزل رندانه است، شاعر هوس سفتن دردانه ای نازک و آن هم در شبی تار (تاریک) را دارد. دردانه در اینجا ایهام دارد هم بمعنای دانهُ در و جواهر است و هم همانی که امروز هم بمعنای عزیز دردانه بکار میبریم. . سفتن هم بمعنای سوراخ کردن است که شخص گوهری دانهُ در را سوراخ میکند تا رشته ای از آن بگذراند و گردن بندی بسازد. حال ببینید چه ایهام رندانه است بین عملی که گوهری با دانهُ درش میکند که قاعدتا در روشنایی روز اینکار را میکند و هوسی که شاعر رند ما در شب تار دارد!
البته در مقطع غزل هم خواجه خود به رندانه بودن این شعر اعتراف میفرماید

ویرایش جدید ساغر