گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۰

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست

باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب

باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

مغبچه‌ای می‌گذشت راه زن دین و دل

در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت

چهره خندان شمع آفت پروانه شد

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت

قطره باران ما گوهر یک دانه شد

نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری

حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا وحدت پژوه نوشته:

سوال اینست که در در بیت اول این غزل بر سر پیمانه

بود یا چنان که هست با سر پیمانه بود ودر این صورت

چرا ؟

حمیدرضا نوشته:

@رضا وحدت پژوه:
در نسخه‌ی تصحیح شده‌ی قزوینی-غنی همین است : «با سر پیمانه شد» و پاورقی و جایگزین در نسخه‌ی بدل هم ندارد. جواب این که چرا «با» و «سر» نه را باید احتمالاً در زبان روزگار حافظ و تفاوتهایش با زبان امروز جستجو کرد و یا در معانی مستتر در شعر حافظ (معنی‌های دوم، معنی‌های دور از ذهن) که در بسیاری از اشعارش دیده می‌شود و برخی کلمات در آنها نقش دوگانه بازی می‌کنند.

ملیحه رجایی نوشته:

از سر پیمان برفت = از عهدی که بسته بود، تجاوز کرد.
شاهد عهد شباب = محبوب دوران جوانی
مُغبَچه = استعاره از ساقی و خادم میخانه
ضایع = به هدر رفتن
گوهر یکدانه = کنایه از موثر واقع شدن
نرگس ساقی = چسم ساقی
آیت = نشانه
معنی بیت ۶: سپاس خداوند را که گریه شبانه روزی ما از بین نرفت و قطره باران اشک ما ، در صدف روزگار گوهر یکدانه و یکتا شد.
معنی بیت ۷: نرگس چشم ساقی نشانه سِحر بر ما خواند و دمید و انجمن وِرد و دعای ما به محفل داستان پردازی عاشقانه تبدیل شد.
معنی بیت ۸ : منزل حافظ اینک بزمگاه شاه شده است زیرا دل و جان نزد محبوب رفت.

ویرایش جدید ساغر