گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۰

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد

یا بخت من طریق مروت فروگذاشت

یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم

چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد

شوخی مکن که مرغ دل بی‌قرار من

سودای دام عاشقی از سر به درنکرد

هر کس که دید روی تو بوسید چشم من

کاری که کرد دیده من بی نظر نکرد

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع

او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علی جهاندار » صورتگر نقاش » ساز و آواز نوا

محمدرضا شجریان » پیام نسیم » ساز و آواز (درآمد کردبیات)

مظفر شفیعی » دیر گاهی است » چهارمضراب بیداد و آواز

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا نوشته:

این غزل شاید مناسبتی داشته باشه با حال و هوای این روزهای دلم که در گیر و دار از دست دادن عزیزی هستم که بودن هر چند کوتاهش تأثیر عمیقی در فکر و روحم داشت. حالا اون داره می ره و این آخرین روزهای خرداد رو برام به برهوتی تبدیل می کنه که سوالهای بی پاسخم همیشه یاد این روزها رو زنده نگه می داره.

ملیحه رجایی نوشته:

دلشدگان = عاشقان
حریف = هم پیشه ، همکار
رفیق سفر = رفیق راه
مروت = انصاف ، جوانمردی
فرو گذاشت = رها کرد
سود = خیال
کِلک = قلم
معنی بیت ۱: یار سفر کرده دلدادگان را اطلاع نداد و از همکار و رفیق راه خود یادی نکرد.
معنی بیت ۲: با بخت و اقبال من شیوه جوانمردی و انصاف را رها کرد و یا یار من در راه راست معرفت که شیوه محبت و وفاست گام نگذاشت.
معنی بیت ۶: من دراه او ایستادم تا مانند شمع جانم را یک لحظه فدای او کنم اما محبوب مانند باد نسیم از جلوی من عبور کرد.

کمال نوشته:

وقت بخیر

فالی درمدح غزل حاضر:

ای صاحب فال،شمابسیارمهربان هستیدو
برای همگان جزخوبی نمی خواهید،غمی،
درنهادشماوهمهء کسانی که مثل شما،،،،،،،،
بینش هستندوجوددارد،امابه یادداشته،،،
باشیدغم هاومشکلات سازندهء مشکلات
است وبایدارتباطمان راباخداحفظ کنیم.

روزخوش

شکوهی نوشته:

چرا بیت آخر از قلم افتاده است؟!
این بیت آخر باید نام حافظ را داشته باشد.

یوسف نوشته:

دلبر برفت و دل شدگانرا خبر نکرد
یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد

یا بخت من طریق محبّت فرو گذاشت
یا او بشاهــراه حقیقـت گذر نکرد

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع
او خود گذر بمن چو نسیم سحر نکرد

گفتم مگر بگریه دلش مهربان کنم
در سنگ خـاره قطرۀ باران اثر نکرد

هر کس که دید روی تو بوسید چشم من
کاری که کرد دیدۀ من بی بصر نکرد

در حیرتم که بهر چه شد همدم رقیب
خر مهره هیچکس چو قرین گهر نکرد

کِلکِ زبان بریدۀ حـافظ در انـجمن
با کس نگفت راز تو تا تَرکِ سر نکرد

—————–
*سنگ خاره= سنگ خارا - سنگ سخت

دوستدار نوشته:

جناب دکتر دادور،
آن که کیخسرو را در توران یافت و به ایران باز آورد گیو گودرز داماد رستم بو د نه جهان پهلوان پور زال.

باز آورد؟
در دل من کیخسرو هماره در ایران بوده است ، در ایران است از جاودانان .

کانال رسمی گنجور در تلگرام