هر کو چو شمع زآتشِ دل تاجِ سر نکرد
سر در میانِ مجلس عشّاق بَر نکرد
بر خطِّ عشقِ ماهرخان چون قلم کسی
ننهاد سر، که همچو قلم ترکِ سر نکرد
آنکس شکست قلب، که بیمش ز جان نبود
وان یافت زندگی، که ز کشتن حذر نکرد
سر بر نکرد پیش سرافکندگانِ عشق
چون شمع، هر که سرکشی از سر به در نکرد
خون شد ز اشکِ ما دلِ سنگینِ کوهسار
وان سست مهر بر دلِ سختش اثر نکرد
گشتیم خاک پایش و آن سروِ سرفراز
دامنکشان روان شد و در ما نظر نکرد
مُلک وجود را بَرِ سلطانِ عشق او
بردیم و التفات بدان مختصر نکرد
شد کاروان و خونِ دلِ بیقرار ما
رفت از قفای محمل و ما را خبر نکرد
ننوشت ماجرای دل و دیدهام دبیر
تا نامه را به خونِ دل و دیده، تر نکرد
زان ساعتم که بر ره مستی گذر فتاد
در خاطرم دگر غم هستی گذر نکرد
خواجو چگونه جامهٔ جان چاک زد چو صبح؟
گر گوش بر ترنّم مرغ سحر نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به درد و رنج عشق و فراق اشاره میکند. او به تعبیراتی از قبیل روشنایی شمع و دل سوخته عشق اشاره دارد و بیان میکند که بسیاری از عاشقان جرأت ابراز عشق خود را ندارند. شاعر از شکست قلب و بیتوجهی محبوبان میگوید و به این نکته میپردازد که دلها به خاطر عشق و اشکها سنگین شدهاند. او همچنین به ناامیدی و احساس بیکسی عاشقان هنگام دوری از معشوق اشاره میکند و در نهایت، از ناتوانی در بیان احساسات و دردهای درونی صحبت میکند. اشعار به وضوح حال و هوای عاشقانه و تنهایی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند شمع از عشق میسوزد و دلش شعلهور است، در جمع عاشقان جایی ندارد و به محبوب خود توجهی نمیکند.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق به معشوقانی با چهرههای زیبا، هیچ کسی جرأت نکرد سرش را بگذارد، زیرا مانند قلم، هیچکس نمیتواند سرش را از این عشق جدا کند.
هوش مصنوعی: کسی که دلش را شکستند، از جانش هراسی نداشت و آن کسی که به زندگی دست یافت، از کشتن دیگران ترسی به دل راه نداد.
هوش مصنوعی: هیچکس که در عشق سرکش و مغرور باشد، به آنهایی که در عشق زمینگیر و ناامیدند، احترام نمیگذارد و در برابرشان سر نمیافرازد، زیرا کسی که سر به هواست و از حال خود غافل، نمیتواند به درستکاری و تواضع دیگران پی ببرد.
هوش مصنوعی: دل سنگی ما از اشکهایمان غمگین و پر از درد شده، اما محبت سست و ضعیف نتوانسته بر دل سختی که مانند کوه است تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: ما به سر فرود آوردیم و به عشق او به خاک پایش افتادیم؛ اما او، به عنوان یک سرو بلند قامت، با وقار و زیباییاش از کنار ما گذشت و حتی نگاهی به ما نینداخت.
هوش مصنوعی: ما قلمرو هستی را برای سلطان عشق او به ارمغان آوردیم و به آن توجهی نکردیم.
هوش مصنوعی: کاروان حرکت کرد و دل بیقراری ما که پر از غم و اندوه بود، از پشت بارهای خود به راه افتاد و ما را بیخبر گذاشت.
هوش مصنوعی: دبیر داستان دل و چشمانم را ننوشته است، تا اینکه نامه را با اشک و غم درونم پُر نکرده باشد.
هوش مصنوعی: از زمانی که در مسیر مستی راه افتادم، دیگر هیچ غمی از زندگی به یادم نمیآید.
هوش مصنوعی: چگونه خواجو صبح را به زیبایی و شادابی توصیف کرده است؟ اگر کسی به صدای دلنشین پرندهٔ سحرگاه گوش ندهد، چگونه جانش بیدار خواهد شد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلبر برفت و بر دل تنگم نظر نکرد
وز آه سوزناک جهانی حذر نکرد
بگرفت اشک ما دو جهان سر به سر ولی
آن بی وفا ز لطف سوی ما گذر نکرد
آهم گذشت و بر فلک هفتمین رسید
[...]
رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
سیلِ سرشک ما ز دلش کین به در نَبُرد
در سنگِ خاره قطرهٔ باران اثر نکرد
یا رب تو آن جوانِ دلاور نگاهدار
[...]
بگذشت یار و سوی اسیران نظر نکرد
کردیم ناله در دل سختش اثر نکرد
خاک رهش شدیم که بوسیم پای او
از سرکشی و ناز بر آنجا گذر نکرد
ما را چه سود اشک چو سیم و رخ چو زر
[...]
سوز حدیث شمع زبان را خبر نکرد
حرف سر زبان بدل کی اثر نکرد
غوغای رستخیز برآید ز عاشقان
آن مست نازنین چه سر از خواب بر نکرد
طوبی که سرفرازی باغ بهشت یافت
[...]
از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد
کز خجلت تو خاک مذلت به سر نکرد
برق اجل به خرمنی آتش نزد دلیل
تا مشورت به خوی تو بیدادگر نکرد
چشمت ز گوشهای یزک غمزه سر نداد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.