هرکه چون صورت چین دیده بروی تو گشاد
چشم دیگر ز تماشای تو بر هم ننهاد
مگر آن لحظه رقیب تو زمن پوشد چشم
که رود خاک وجود من دلخسته بباد
آنچنان شادم از آنشب که بخوابت دیدم
که نمیآیدم از شادی آن خواب بیاد
یارب آن آهوی مشکین بیابان امید
کس چو مجنون تو گمگشته ببوی تو مباد
گر حریفان تو ساقی، بمی از دست شدند
اهلی دلشده ناخورده می از پای افتاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. گویا شاعر به وصف چشمان معشوق و تأثیر عمیق او بر دل و جانش میپردازد. او از شادابی ناشی از دیدن معشوق در خواب صحبت میکند و آرزو میکند که هیچکس نتواند عشق و زیبایی او را تجربه کند و در این اثر، دلتنگی و عشق بیپایانش نمایان است. همچنین، شاعر به ناتوانی رقبای عشقش اشاره میکند و میگوید که اگر آنها از عشق ناکام بمانند، دلی به حال آنها نخواهد سوخت.
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند تو زیبا و دلربا باشد، چشمانش را از تماشای تو نمیبندد و همواره به تماشای تو ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: تنها در سیاهی چشم رقیب تو، وجود خسته من به باد خواهد رفت.
هوش مصنوعی: من از آن شب که خواب تو را دیدم، آنقدر خوشحالم که هنوز هم از شادی آن خواب نمیتوانم بیرون بیایم.
هوش مصنوعی: ای خدا، آن آهوی سیاه و زیبای صحرا که همواره امید کسی را زنده میکند، مبادا چون مجنون، در جستجوی بوی تو گم شود و ناامید گردد.
هوش مصنوعی: اگر دوستان تو، ساقی باشند و بمیرد و نابود شوند، دل کسی که عاشق است و هنوز شراب نخورده، به زمین میافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای همه ساله زخوی تو دل سلطان شاد
دل سلطان همه سال از خوی تو شادان باد
با علی خیزد هر کز تو بیاموزد علم
با عمر خیزد هر کز تو بیاموزد داد
زانکه استاد تو اندر همه کاری پدرست
[...]
نوزتان مادر شش روز نباشد که بزاد
نوزتان ناف نبریده و از زه نگشاد
نوزتان سینه و پستان به دهن بر ننهاد
نوزتان روی نشست و نوزتان شیر نداد
این چه بند است که بر من غم آن ماه نهاد
دل من برد و ره خون زد و دیده بگشاد
دل من برد بگفتار دل آزار بتی
که همه فعلش بند است و همه قولش داد
بجفا کردن راد است و بدل دادن زفت
[...]
قاضی آن بد نسب خر روش ترک نژاد
که چو دید او کله کیسه زرش آمد یاد
آنکه بی سیم کسی نبد از ارش نگشاد
سیم وی دادی و از مهتری این دارد یاد
جاودان بادا آن جای طهارت آباد
[...]
یاد میدار که از مات نمی آید یاد
ای امید من و عهد تو سراسر همه باد
نکنی یک طرف از قصه ی من هرگز گوش
نه زِیم یک نفس از غصه تو هرگز شاد
یاوری نیست، که با خصم تو بردارم تیغ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.