کی بود عاشق کسی کز سوختن غمگین بود
عاشق آن باشد که چون پروانه در آتش رود
کور کن ایگریه بی یارم که چون یعقوب چشم
کور بهتر زانکه بی یوسف بعالم بنگرد
بهر کام دل اگر بر جان نشانی نخل عشق
غیر بار دل عجب گر میوه یی بارش بود
عاشقی تلخ است و مارا تلخ تر کان نوش لب
می خورد با غیر و از غیرت دل ما خون خورد
کار اگر با غیرت مرد آزما افتد ز عشق
زن به از فرهاد اگر از جان شیرین نگذرد
نیست در دستم سر مویی ولیکن همتم
یکسر مویت بملک هر دو عالم میخرد
هرکه چون اهلی هلاک لعل جانبخش تو شد
کافرم گر منت از عیسی مریم می برد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به عشق و درد جدایی اشاره دارد. شاعر به توصیف عشق و چگونگی رنج و آتشسوزی ناشی از آن میپردازد. او بیان میکند که عاشق واقعی کسی است که همچون پروانه به سوی آتش میرود، حتی اگر بداند که در این مسیر آسیب میبیند. همچنین، احساسات عمیق و غمناک او وقتی با فقدان معشوق مواجه است، به تصویر کشیده میشود. شاعر به بازار دل میپردازد و تلخیهای عشق را توصیف میکند و میگوید که حتی با وجود سختیها، تمام تلاشش را برای رسیدن به معشوق خواهد کرد. در نهایت، او اعتراف میکند که تحت تاثیر زیبایی معشوق، حتی اگر به زحمت بیفتد، حاضر است تمام عالم را برای او فدا کند.
هوش مصنوعی: عاشق واقعی کسی است که از دل سوختن و رنج دوری، غمگین نمیشود. عاشق حقیقی همانند پروانهای است که بیپروا به سوی آتش میرود.
هوش مصنوعی: ای گریه، بگذار چشمانم کور شوند، زیرا مثل یعقوب، داشتن چشمان ناپیدا بهتر است از اینکه در جهانی بییارم به سر ببرم.
هوش مصنوعی: اگر برای رسیدن به خواسته دل، نشانی از درخت عشق در جان به جای بماند، عجیب نیست اگر میوهاش بارورش باشد.
هوش مصنوعی: عاشقی دردسرها و تلخیهای خاص خودش را دارد، و ما را بیشتر از آن تلخ میکند، چون محبوبمان با دیگران شیرینی میچشد و دل ما را از غیرت پر از غم و خون میکند.
هوش مصنوعی: وقتی مردی با غیرت در کارش تلاش میکند، عشق به زن برای او مهمتر و ارزشمندتر از داستان فرهاد و شیرین میشود؛ چرا که اگر مردی از جان خود برای عشقش بگذرد، نشان از قدرت و ایثار او دارد.
هوش مصنوعی: من چیزی در دست ندارم حتی به اندازه یک موی سر، اما تمام تلاشم این است که با تمام وجودم، موهای تو را به عنوان مدارکی برای خریدن ملک در هر دو جهان قرار دهم.
هوش مصنوعی: هر که به اندازهای دلبسته و عاشق زیبایی و نعمتهای تو شده باشد، به طور قطع از من توقعی ندارد و اگر هم از عیسی مریم لطفی بگیرد، ممکن است آن را نپذیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکه او را میل خاطر سوی ارزانی بود
او برنج و خواری ارزانی و ارزانی بود
من بچشم یار از آن خوارم که ارزان یافتست
چون ببینی خواری هرچیز ز ارزانی بود
بر جفای صد شبش ناید پشیمانی شبی
[...]
خسروا می خور که خرم جشن افریدون رسید
باغ پیروزی شکفت و صبح بهروزی دمید
در چنین صد جشن فرخ شادباش و شاه باش
کایزد از بهر تو این شاهی و شادی آفرید
ملک گیتی دولت عالی تورا دادست و بس
[...]
از برای بخشش آموزی چو اقبال و خرد
آفتاب از اوج خود شاگرد این درگاه باد
هر که را نور تجلّی بر دلش آید پدید
بس عجب نه گر چو موسی که برو ریحان شود
عیش من تلخ است بی تو ور بخواهد یک زمان
دو لب شیرین تو تلخ مرا شیرین کنند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.