گنجور

 
اهلی شیرازی

کی بود عاشق کسی کز سوختن غمگین بود

عاشق آن باشد که چون پروانه در آتش رود

کور کن ایگریه بی یارم که چون یعقوب چشم

کور بهتر زانکه بی یوسف بعالم بنگرد

بهر کام دل اگر بر جان نشانی نخل عشق

غیر بار دل عجب گر میوه یی بارش بود

عاشقی تلخ است و مارا تلخ تر کان نوش لب

می خورد با غیر و از غیرت دل ما خون خورد

کار اگر با غیرت مرد آزما افتد ز عشق

زن به از فرهاد اگر از جان شیرین نگذرد

نیست در دستم سر مویی ولیکن همتم

یکسر مویت بملک هر دو عالم میخرد

هرکه چون اهلی هلاک لعل جانبخش تو شد

کافرم گر منت از عیسی مریم می برد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

هرکه او را میل خاطر سوی ارزانی بود

او برنج و خواری ارزانی و ارزانی بود

من بچشم یار از آن خوارم که ارزان یافتست

چون ببینی خواری هرچیز ز ارزانی بود

بر جفای صد شبش ناید پشیمانی شبی

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۶۹ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
امیر معزی

خسروا می خور که خرم جشن افریدون رسید

باغ پیروزی شکفت و صبح بهروزی دمید

در چنین صد جشن فرخ شادباش و شاه باش

کایزد از بهر تو این شاهی و شادی آفرید

ملک‌ گیتی دولت عالی تورا دادست و بس

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

از برای بخشش آموزی چو اقبال و خرد

آفتاب از اوج خود شاگرد این درگاه باد

مشاهدهٔ ۷ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
ادیب صابر

عیش من تلخ است بی تو ور بخواهد یک زمان

دو لب شیرین تو تلخ مرا شیرین کنند

مشاهدهٔ ۵ مورد هم آهنگ دیگر از ادیب صابر
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه