چو شمع تنم ز دل به جان می آید
جانم به لب از تاب زبان می آید
زین آتش دل خوشم چنان می آید
کز آتش آب در دهان می آید
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
چو شمع تنم ز دل به جان می آید
جانم به لب از تاب زبان می آید
زین آتش دل خوشم چنان می آید
کز آتش آب در دهان می آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر احساسات درونی خود را با تصاویری از آتش و شمع توصیف میکند. او به شدت از درد و رنج درونی رنج میبرد و میگوید که همچون شمعی که میسوزد، از دلش آتش برمیخیزد. جانش نزدیک به لبانش است و زبانش تاب بیان این احساس را ندارد. در نهایت، او اشاره میکند که این آتش دلش به قدری شدید است که به نوعی به آب شدن و تسکین در دهانش میانجامد.
هوش مصنوعی: بدن من مانند شمعی است که از شدت درد دلم در حال ذوب شدن است و جانم به لب رسیده و هر لحظه ممکن است حرفی از زبانم بیرون بیافتد.
هوش مصنوعی: این دل آتشین مرا چنان خوشحال میکند که انگار از آتش، آب در دهانم میریزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از رنگ رخش گل به فغان می آید
وز لعل لبش شکر به جان می آید
چاهی است معلّق زنخش می بینی
کز دیدنش آب در دهان می آید
بانگ مستی ز آسمان میآید
مستی ز فلک نعرهزنان میآید
از نعرهٔ او جان جهان میشورد
کان جان جهان از آن جهان میآید
باد سحری رقصکنان میآید
با مژده یار مهربان میآید
برخیز که تا بر سر ره بنشینیم
کآواز درای کاروان میآید
آن سرو خرامان که چنان می آید
از رفتن او دلم بجان می آید
زلفش که دم از نافه تاتار زند
مشک ختنست و بوی آن می آید
صبحست و خروش بلبلان میآید
برخیز که سنگ در فغان میآید
این ناله مرغان سحر پیغامیست
کز بیداران به خفتگان میآید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.