گنجور

شمارهٔ ۹۷

 
ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی » قطعات
 

خدایگان اکابر بهاء دولت دین

تو را رسد به جهان سروری و سر داری

من از هوای تو خو باز چون توانم کرد؟

که با حیات من آمیخته ست پنداری

کلاه گوشه حکم تو از طریق نفاذ

ربوده از سر گردون کلاه جباری

به دولت تو سزدگر امیدوار شوم

که شاید ار به جوانان امیدها داری

نشاط کن غم مستی مخور که گاه طرب

اگر چه مست نمایی به عقل هوشیاری

دوام عمر تو باشد که آخرش نبود

سزد که کار مرا آخری به دیداری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام