اسمعیل، این روزگار هفتاد سال، خود را بارها از در کرد و کار و گفت و گزار آزموده ام، چه دوستی، چه دشمنی، چه کیهان پرستی، چه در کارهای جاوید خانه، چه شناسائی زشت و زیبا، چه برخورد سود و زیان؛ به خاک و خون بزرگان سوگند اگر به اندازه بال مگس و پای ملخی در خویش گوهر دانایی و بینایی همی بینم. کورکورانه راهی رفتیم، و هر کس بهر نام و نشان خواست ما را ریشخند کرد، و به تیتال و تر فروشی خر خود را از پل گذرانید، و در جامه دوستی دشمنی ها کرد که آل مروان با دودمان هاشم نکردند.
یاری تو میانه من است و خدا که با این مردم بهتر دانی چگونه راه باید رفت، و هر کس سزای چگونه رفتار است. سال ها من دستوری به تو می دادم چنانچه در نامه همراهی انارکی ها باز پاره ای چیزها نوشته و هر آینه رسید و دیدی نادعلی آنها را نزدیک جندق دیده بود در دوستی و دشمنی و رفتار با دور و نزدیک و مانند این ها، هر چه ستوده رای و دانش تست بنویس، در خورد توانایی کوتاهی نخواهم کرد. به خون سید الشهدا سلام الله علیه این چیزها که درین کاغذ نوشتم آورده دل و عین راستی است. هیچ آزرم مکش، و بی پرده بر نگار که به یاری بار خدای فرمان پذیرم. اگر نکته ای پیرامون دل گردد، و برهانی پیش چشم آمد به تو خواهم نوشت. شش ماه هم چنین رفتار کنیم شاید سود و صرفه ما در این باشد. از دست مردم به جان رسیدیم که هر گونه راه رفتیم چاره رشک و کینه اینها نشد.چاره ما اتفاق است.
پدر جان، کار و علاقه تو زیاد است. خودت پروای کارگذاری نداری. آدم پاک زاد درست کار بسیار کم است، هر صد هزار یکی مثل «خسته» نیست، در این صورت ترا اندیشه ای بهتر از این ها باید. یک نفر آدم که از دیگران در رفتار و آئین بهتر باشد بجوی، و مواجبی به قانون برای او قرار بده، کارها را باو تفویض کن، توکل بر خدا نمای. در خورد تاب و توانایی خویش چشم از کار و بار و داد و ستد او بر مگیر، شاید به خواست خدای عزوجل طوری بگذرد، این گونه که اکنون بنوره و بنیاد چیده ای این کار هرگز درست نخواهد شد، و از بس اندوه و تیمار و دلخوری، خود را هلاک خواهی ساخت.
بسیار دریغ است آدم دانا و بینا جان خود را فدای جیفه دنیا کند،آخر تو از زندگی چه تمتع داری؟ برای چه، برای که، اندک به خود آی. نفس دیوانه خودکام را خراب کن، هر چند بیشتر تنگ می گیری، آسمان تنگ تر خواهد گرفت. بی مایه تفویض و توکل و گذشت و اغماض، و باندازه داد و دهش امر دنیا نمی گذرد. بر خود، بر من، بر طایفه، برزن، برفرزند، بر دوست اگر بخشایش و آسایش خواهی چاره تبدیل رفتار است. این بنوره و بنیاد که خوی و آئین گرفته ای جز رنج و تیمار و خون جگری و اندوه دوست و شادی دشمن حاصل ندارد.
با جناب حاجی «عبدالرزاق» و «احمد» که هر دو با تو راست و درست اند کنکاش کن و جان خود را از این گشایش جانکاه باز خر. معلوم نیست من دیگر آن مایه زندگی داشته باشم که با تو نامه نگاری کنم، اگر نشنوی غالبا طرفی نبندی. منتظر دستوری و راهنمائی توام، زود برسد. حرره یغما.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: اسماعیل در نامهای به پدرش، تجارب خود را دربارهی دوستی، دشمنی و رفتارهای اجتماعی بیان میکند. او به ۷۰ سال زندگیاش اشاره میکند که مملو از آزمون و خطا بوده و از روابط انسانی آموخته است. او مستقیماً به مشکلات زندگی و رفتارهای انسانها اشاره میکند و میگوید که مردم معمولاً برای نام و نشان به ریشخند دیگران پرداخته و در دوستی و دشمنی به بدی عمل میکنند.
اسماعیل از پدرش میخواهد که به خدا توکل کند و فردی قابل اعتماد پیدا کند تا امور را به او بسپارد. او به خطراتی که از جستوجو در دنیا وجود دارد اشاره میکند و تأکید میکند که نباید جان خود را برای مال و منال دنیا از دست بدهد. او به پدرش میگوید که اگر به دنبال آسایش و امنیت است، باید رفتار خود را تغییر دهد و به دنبال راهی بهتر باشد.
در نهایت، اسماعیل بیان میکند که نمیداند چقدر دیگر زنده خواهد ماند و برای پدرش آرزوی موفقیت و روشنی در کارها دارد. او از پدرش میخواهد که به تجربههای او گوش دهد و از کدورتهای زندگی فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: اسمعیل، در این هفتاد سال زندگی، بارها به تجربیات مختلفی در زمینههای دوستی، دشمنی، ستایش کیهان، و انتخابهای درست و غلط رسیدهام. من به بزرگانی که در این مسیر پیشرفت کردند سوگند میخورم که اگر به اندازه یک بال مگس هم در خود، دانایی و بینایی احساس کنم، خوشحال میشوم. ما به طور کور و بدون دیدگاه درست قدم برمیداشتیم و هر کسی ما را به نام و نشانی که داشت، مسخره میکرد. همچنین افرادی به خاطر ظاهر خود، در زمینه دوستی بازیهای غیردوستانهای انجام میدادند که حتی قبلترها میان خاندانهای بزرگ هم دیده نشده بود.
هوش مصنوعی: یاریت در میان من و خداست و تو بهتر میدانی که با این مردم چگونه باید رفتار کرد و هر کس شایستگی چه نوع برخوردی را دارد. سالها به تو پیشنهاداتی میدادم و در نامههایی که به همراه انارکیها ارسال میکردم، برخی نکات را یادآوری میکردم. اگر دیدهای که نادعلی آنها را در نزدیکی جندق بررسی کرده است، در مورد دوستی، دشمنی و رفتار با دور و نزدیک، هر آنچه را که بر عهدهات است، بنویس. من در حد تواناییام، کوتاهی نخواهم کرد. به خون سید الشهدا سلام الله علیه، مطالبی که در این کاغذ نوشتهام از روی خلوص دل و واقعت است. هیچ گونه شرمی نداشته باش و بدون پردهپوشی، به من بگو که چطور در برابر فرمان خداوند رفتار کنی. اگر نکتهای در دل تو ایجاد شود یا برهانی به چشمت بخورد، به تو خواهم نوشت. بیایید شش ماه اینگونه رفتار کنیم، شاید این بهترین نتیجه برای ما باشد. از دست مردم به شدت به جان آمدهایم؛ هر راهی را که در پیش گرفتیم، مانع حسادت و کینه آنها نشد. راه حل ما وحدت است.
هوش مصنوعی: پدر عزیز، تو کارهای زیادی انجام میدهی و علاقهمند به کار هستی. خودت هم به خاطر کار زیاد از خودت مراقبت نمیکنی. آدمهایی که بهطور پاک و درست کار میکنند بسیار کم هستند و مثل «خسته» پیدا نمیشوند. بنابراین، باید به فکر بهتری باشی. کسی را پیدا کن که از دیگران در رفتار و اصول بهتر باشد و برای او حقوقی بر اساس قانون تعیین کن. کارها را به او بسپار و به خدا توکل کن. بر اساس تاب و توانایی خودت، نباید تمام توجهت را به کار و تجارت او معطوف کنی. شاید به خواست خداوند، همهچیز به خوبی پیش برود. این سیستمی که الان راهاندازی کردهای، به این شکل هرگز به درستی نمیرسد و با نگرانی و اندوه، خودت را ناراحت خواهی کرد.
هوش مصنوعی: این احساس عمیق و دردآور است که انسانهای باهوش و آگاه جان خود را فدای چیزهای بیارزش دنیا کنند. در واقع، از زندگی چه لذتی میتوانی ببری؟ به چه دلیل و برای چه کسی این کار را میکنی؟ لحظاتی را به خود بیا. باید نفس خود را که دیوانهوار عمل میکند، تحت کنترل بگیری، زیرا هر چقدر هم که زور بزنید، مشکلات بیشتر و تنگتر میشود. زندگی دنیا با توکل، رهایی و گذشت پیش میرود و نه با سختگیری و خودخواهی. اگر میخواهی برای خود، برای دیگران، برای فرزندانت، یا حتی برای دوستانت آرامش و وفور داشته باشی، باید رفتارت را تغییر دهی. طرز فکر و رفتاری که در پیش گرفتهای، جز درد و رنج و غم و اندوه حاصل نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: با حاجی «عبدالرزاق» و «احمد» صحبت کن که هر دو با تو صداقت دارند و از این شرایط سخت نجات پیدا کن. مشخص نیست که آیا من هنوز توان زندگی کردن دارم تا بتوانم با تو نامه بنویسم، اگر تو نشنوی ممکن است بیحاصل باشد. من منتظر دستور و راهنمایی تو هستم، امیدوارم به زودی برسد. حرره یغما.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.