نه زبانی که بیان حالی توان نمود، نه بیانی که راز آشکارا و نهانی توان سرود. بر فرض که زبان سخن سرا گستاخ افتاد و پهنه بسیط الار جای بیان فراخ آمد چه توانم گفت؟ داستان محبت افسانه اسواق نیست که بر اطباق اوراق توان نهاد سرایر عشق معشوقان نهان است و سر عشق عاشق با دو صد طبل و نفیر. اجمالا اینقدر بدان که مرا در پاس پیمان یاران چون دیگر نکویان بازی گوشی، و با هر که باشم از دوستان صادق و محبان موافق خاصه چون تو نکو خواه و خیر اندیش که مصلحت مرا بر مصالح خویش مقدم میداری فراموشی نیست، بیت:
مااختیار خود را تسلیم عشق کردیم
همچون زمام اشتر بر دست ساربانان
نه چنان به کار خویش فرو مانده ام که جنون عشق یا تدبیر عقلم از غرقاب حیرت رخت به ساحل تواند برد. هم مگر از عالم غیب وسیلتی خیزد و الا کار خراب است و خیالات یاران نقش بر آب، بیت:
آسمان کاش یکی زین دو کند
خلعت وصل ببر یا کفنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات پیچیده و عمیق خود نسبت به عشق میپردازد. او میگوید که زبانش ناتوان از توصیف واقعیات عشق و دلباختگی است و داستان عشق را نمیتوان به سادگی بر روی کاغذ آورد. با اشاره به دوستی خاص و صادق که همیشه مصلحت او را در نظر دارد، به اهمیت وفاداری و محبت در روابط انسانی اشاره میکند. شاعر تأکید میکند که عشق او آنقدر عمیق است که دیگر خود را تسلیم آن کرده و احوالاتش را به دست عشق سپرده است. در نهایت، او آرزو میکند که آسمان یا پیوستگی دو طرفهای برای او فراهم کند یا به نوعی از وضعیت کنونی نجاتش دهد.
هوش مصنوعی: زبان قادر نیست احساسات را به خوبی بیان کند و هیچ کلامی نمیتواند رازها را کاملاً فاش یا پنهان کند. حتی اگر زبان جسور شود و فضایی برای بیان احساسات فراهم کند، باز هم چه چیزی میتوان گفت؟ داستان عشق مانند افسانههای خیالی نیست که بتوان آن را روی کاغذ نوشت. عشق واقعی در دلها نهفته است و احساسات عاشقانه را نمیتوان با صداهای بلند و جشنها بیان کرد. به طور کلی باید بگوییم که من در برابر وفاداری دوستانم، به خصوص تو که خیرخواه و دلسوز هستی و منافع مرا بر منفعتهای خود مقدم میداری، به یاد دارم که این اهمیت را نباید فراموش کرد.
هوش مصنوعی: ما اختیار خود را به عشق سپردهایم، مانند اینکه مهار شتر را به دست راهبان بسپاریم.
هوش مصنوعی: نه آنقدر در کارهای خود غرق شدهام که عشق دیوانهوار یا عقل و تدبیرم بتواند مرا از حیرانی نجات دهد. مگر اینکه کمکی از عالم غیب به من برسد، وگرنه همه چیز خراب است و خیالهای دوستانم به باد رفته است.
هوش مصنوعی: ای کاش آسمان یکی از این دو کار را انجام دهد: یا به من پیوند وصال عطا کند، یا کلاهی برای تدفینم به من بدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.