پس از عهد شش سال مهر و داد
ز طبع سخاپیشه و خلق راد
به من استری دادی از مال غیر
پریشان زتمکین و عاجز ز سیر
حقیر و هزول و ضعیف و زبون
همه استخوان چون خر ارغنون
بر و یال و دم رشته تارها
ز آهنگ او بر دلم بارها
چو اندیشه زاهدان کندرو
از او قحط در مملکت کاه وجو
چو عهد بخیلان به رفتار سست
به خوردن چو ارباب سجاده چست
دمد گر مسیحاش ز اعجاز دم
نخواهد شد الا به راه عدم
مشرف نشد کس به پابوس تو
که جان برد از زرق و سالوس تو
وفا و مروت تو را باب نیست
به نزد تو اعدا و احباب نیست
اگر دشمن آهنگ خنجر کنی
وگر دوست مکر و فسون سرکنی
بهر رسم و آئینت کآید ز دست
دهی قلب بیچارگان را شکست
زجورت خلل یافت تمکین خلق
چه می خواهی از جان مسکین خلق
مگیر این همه ظلم را سرسری
زمحشر بر اندیش و آن داوری
گرفتم که در مال قارون شدی
زرفعت چو عیسی به گردون شدی
مه و مهر شد شمع ایوان تو
زحل گشت هندوی دربان تو
شود ساقی محفلت مشتری
به بزمت کند زهره خنیاگری
به خیل تو بهرام کمتر خدم
عطارد دبیری مرصع قلم
مدار شب و روز رام تو شد
ثری تا ثریا به کام تو شد
چه سودت که سست است بنیان عمر
نهایت پذیر است دوران عمر
نهاده است بنیاد هستی بر آب
خراب است حصن جهان خراب
از این دجله کس آب راحت نخورد
وز این عرصه کس گوی دولت نبرد
طرب نیست در دور مینای چرخ
نه می بلکه خون است صهبای چرخ
اگر زهره اش داستانی سرود
چو دیدم به جز ساز ماتم نبود
طلسمی است این عالم پیچ پیچ
به جز وهم مطلق دگر هیچ هیچ
خنک آنکه زین بی حقیقت طلسم
بتابید روی و برآورد اسم
نه چون ما و تو محو پندار ماند
به این نقش باطل گرفتار ماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به نقد اجتماعی و سیاسی پرداخته و از فساد و ظلم حاکمان و ناتوانی مردم سخن میگوید. شاعر از وضعیت اقتصادی و اجتماعی تباه شده جامعه شکایت کرده و به توصیف مشکلاتی که مردم بیپناه با آن مواجهاند، میپردازد. او به زرق و برق ظاهری حاکمان اشاره میکند که در حقیقت، هیچ نفعی برای مردم ندارد و برعکس، موجب ستم و بیعدالتی میشود. در نهایت، شاعر به بیثباتی دنیا و فریبندگی آن اشاره میکند و بر اهمیت حقیقت و عدم وابستگی به ظواهر تأکید دارد.
هوش مصنوعی: پس از گذشت شش سال از دوستی و محبت، دیگر نمیتوانم به راحتی با طبیعت سخاوتمند و مردم نیکوکار ارتباط برقرار کنم.
هوش مصنوعی: به من مالی دادی که متعلق به دیگران است و این موضوع مرا پریشان و ناتوان کرده است.
هوش مصنوعی: من حقیر و ضعیف و ناتوان هستم، اما در باطن همچون استخوانی که مانند خر ارغنون صدا میکند، وجود دارم.
هوش مصنوعی: چهره، یال و دم او مانند رشتههایی از آهنگش، بارها بر دل من نشانده شده است.
هوش مصنوعی: وقتی زاهدان فقط به تفکر و اندیشه بپردازند و از عمل دور باشند، در کشور کمبود و فقر پدید میآید.
هوش مصنوعی: وقتی که پیمان آدمهای بخیل ناپایدار است، در خوردن و معاشرت خود مانند صاحبان سجاده در عبادت و ریاضت سست و کمحوصله هستند.
هوش مصنوعی: اگر مسیح به معجزهاش دم زند، تنها در سایهٔ عدم و نیستی میتواند اثر کند.
هوش مصنوعی: هیچکس به زیارت تو نیامد، زیرا تو با ظاهری فریبنده و نیرنگآمیز جان آدمیان را میخوری.
هوش مصنوعی: وفا و صداقت در وجود تو جایی ندارد، و در کنار تو، دشمنان و دوستانی وجود ندارند.
هوش مصنوعی: اگر دشمن به تو حمله کند و بخواهد به تو آسیب بزند، و اگر دوستت نیز بخواهد با حقه و نیرنگ تو را فریب دهد، مراقب خود باش.
هوش مصنوعی: به خاطر سنت و آداب تو، دلی که در دست توست، دل بیچارهها را میشکند.
هوش مصنوعی: مردم از فشار و زجر تو دچار مشکل و ناتوانی شدهاند، پس چه انتظاری از این جانهای بیچاره داری؟
هوش مصنوعی: به راحتی از ظلمها و ناعدالتیها نگذرید؛ در روز قیامت به آنها فکر کنید و منتظر قضاوتی درست باشید.
هوش مصنوعی: من متوجه شدم که در ثروت قارون غرق شدهای و به بلندای آسمان مانند عیسی صعود کردهای.
هوش مصنوعی: ماه و خورشید مانند شمعی در کنار ایوان تو قرار گرفتند و زحل تبدیل به نگهبان هندوهای تو شد.
هوش مصنوعی: در این بیت به توصیف یک جلسه مهم و شاد میپردازد، جایی که ساقی (نوشنده) به مهمانان خوشامد میگوید و به این ترتیب محیطی زنده و شاداب ایجاد میکند. همچنین به زیبایی و مهارت یک هنرمند در موسیقی نیز اشاره شده است.
هوش مصنوعی: در جمع تو، بهرام (شخصیتی اسطورهای) کمتر از خدمت عطارد (سیارهای که نماد دانش و بلاغت است) نوشتن قلم زیبا و برجسته است.
هوش مصنوعی: مدار شب و روز به خواسته تو تغییر کرده است و همه چیز تا بالاترین حد ممکن به نفع تو پیش میرود.
هوش مصنوعی: فایدهای ندارد که عمرت بر پایههای ضعیف استوار باشد؛ عمر انسان در نهایت به پایان میرسد و گذر زمان همواره ادامه دارد.
هوش مصنوعی: بنیاد و اساسی که هستی بر آن استوار شده، در واقع بر آب قرار دارد و این یعنی که پایه و اساس جهان به شدت ناپایدار و آسیبپذیر است.
هوش مصنوعی: هیچ کس از این دجله (دریا یا رود) آب خوشی نچشیده و هیچ کسی در این میدان (زندگی) برای بهدستآوردن دولت و مقام تلاش نکرده است.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ شادی و خوشی وجود ندارد، زیرا زندگی تنها در حالتی پر از رنج و درد سپری میشود. این حالت مانند شرابی تلخ است که تنها غم و اندوه به دنبال دارد.
هوش مصنوعی: وقتی زهره چیزی را به من گفت، متوجه شدم که جز موسیقی سوگواری در آن وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این دنیا پر از دسیسهها و رازهاست و جز تصور محض هیچ چیز واقعی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که از این توهمات بیمعنا و طلسمهای ساختهشده رها شده و توانسته چهره واقعی و نام حقیقی را بشناسد.
هوش مصنوعی: ما و تو مانند کسانی نیستیم که در خیالات خود غرق شدهاند و به این تصویر نادرست وابسته ماندهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.