گنجور

 
واقف لاهوری

این نسخهٔ بی‌ربط که دیوان فقیر است

مجموعهٔ احوال پریشان فقیر است

زنهار که شیرازهٔ آن نگسلی از هم

در وی نخ چندی ز رگ جان فقیر است

یعقوبم و این غمکده کنعان محبت

هر بیت در آن کلبهٔ احزان فقیر است

از سوز و گدازی که شناسد دل روشن

هر مصرع آن شمع شبستان فقیر است

هرچند که صد رنگ غم و درد دران است

کفران نکنم نعمت الوان فقیر است

گر نیست پریشان سخنم عذر پذیرند

زلفی عجبی سلسله‌جنبان فقیر است

هر که خواند دعا طمع دارم

زانکه من بندهٔ گنهکارم

 
 
نسکبان اندروید