این نسخهٔ بیربط که دیوان فقیر است
مجموعهٔ احوال پریشان فقیر است
زنهار که شیرازهٔ آن نگسلی از هم
در وی نخ چندی ز رگ جان فقیر است
یعقوبم و این غمکده کنعان محبت
هر بیت در آن کلبهٔ احزان فقیر است
از سوز و گدازی که شناسد دل روشن
هر مصرع آن شمع شبستان فقیر است
هرچند که صد رنگ غم و درد دران است
کفران نکنم نعمت الوان فقیر است
گر نیست پریشان سخنم عذر پذیرند
زلفی عجبی سلسلهجنبان فقیر است
هر که خواند دعا طمع دارم
زانکه من بندهٔ گنهکارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.