گنجور

شعرهای حکیم نزاری قهستانی با وزن «فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)» - صفحهٔ ۴

 

حکیم نزاری » مثنوی روز و شب » بخش ۱۹ - تسلیم شدن شب به آفتاب و مدح شاه

 

شب دامن دراز کوته رای

سر بیچارگی فگند به پای

عاجز آمد ز حجت آوردن

تاب بسیار داد بر گردن

سر تسلیم عاقبت بنهاد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » مثنوی روز و شب » بخش ۲۰ - آشتی کردن روز با شب و مدح شاه

 

روز چون شب به عذر سر بنهاد

او هم افگند شیوه ای بنیاد

گفت: «هستی تو یار دیرینه

محرم روزگار دیرینه

سخنی بود در میان قایم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » مثنوی روز و شب » بخش ۲۱ - اظهار بندگی کردن شاعر در پیشگاه شاه

 

پادشاها نزاری عاجز

جز به اخلاص دم نزد هرگز

هرچه گویم تو خود نکو دانی

همه غثّ و ثمین او دانی

بی ریا بندۀ تو بودستم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » مثنوی روز و شب » بخش ۲۲ - داستان میراث قطب الدین حیدر

 

حیدر زاوه قدوه ابدال

قاید و سالک طریق کمال

بود مردی ز دوستان خدای

کفر و دین برفکنده بی سروپای

چون برفت از میانه شیخ کبیر

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

حکیم نزاری » مثنوی روز و شب » بخش ۲۳ - پایان سخن

 

از مقالت ملالت افزاید

قصه گر مختصر کنم شاید

یک دو بیت ار بود پسنده شاه

بس بود قصه می کنم کوتاه

نوبهاری به ماه نیسانی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری قهستانی
 

[صفحهٔ اول] … [۲] [۳] [۴]