نزد یزدان چو بود مولانا
از همه خاصتر به صدق و صفا
گشت راضی که روی بنماید
خاص با او بر آن نیفزاید
طمع اندر کس دگر نکند
مهر باقی ز دل برون فکند
غیر او را نجوید اندر دهر
گرچه باشد فرید و زبدۀ عصر
نشود کس بدان عطا مخصوص
او بود با چنان لقا مخصوص
بعد بس انتظار رویش دید
گشت سرها بر او چو روز پدید
دید آن را که هیچ نتوان دید
هم شنید آنچه کس ز کس نشنید
چون کشید از نیاز بوی ورا
بی حجابی بدید روی ورا
شد بر او عاشق و برفت از دست
گشت پیشش یکی بلندی و پست
دعوتش کرد سوی خانۀ خویش
گفت بشنو شها از این درویش
خانهام گرچه نیست لایق تو
لیک هستم به صدق عاشق تو
بنده را هر چه هست و هر چه شود
بیگمان جمله آن خواجه بود
پس از این روی خانه خانۀ تست
به وثاقت همیروی تو درست
بعد از آن هر دو خوش روانه شدند
شاد و خندان به سوی خانه شدند
یک زمانی به هم همیبودند
مدت یک دو سال آسودند
غیرت حق در آمد و ناگاه
فجفج (فچفچ) افتاد در همه افواه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به وصف رابطهای عمیق و خاص میان مولانا و خداوند میپردازد. مولانا به صدق و صفا در نزد یزدان خاص است و هیچ تمایلی به طمع در دیگران ندارد. او تنها به خداوند عشق میورزد و نسبت به باقی دنیا بیمیل است. زمانی که مولانا به دیدار خداوند امیدوار میشود، به سرشار شدن از عشق و معرفت او میرسد و در آن لحظه، حقایق بزرگ و ناشناخته را درک میکند. سپس مولانا به دعوت خداوند به خانهاش میرود و با او گویش میکند، هرچند میداند که خانهاش لیاقت او را ندارد. در نهایت، آنها با هم شاد و خندان به سوی خانه میروند و مدتی در آرامش و آسودگی زندگی میکنند، اما به ناگاه، غیریت الهی وارد میشود و هیاهویی در میان مردم برپا میشود.
هوش مصنوعی: از میان همه، مولانا نزد خداوند از همه برتر و خاصتر است به خاطر صداقت و پاکیاش.
هوش مصنوعی: او خوشحال است که چهرهاش را به کسی نشان دهد که خاص و ویژه است، و بر روی این موضوع تأکید نمیکند که دیگران نباید به او نزدیک شوند.
هوش مصنوعی: اگر انسان به دیگران طمع نداشته باشد، عشق واقعی و پایدار از دلش خارج نمیشود.
هوش مصنوعی: تنها او را در جهان جستجو کن، هرچند دیگران هم ممکن است در زمان خود برتر و ممتاز باشند.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به پاداش خاصی که او دارد، دست یابد؛ زیرا دیدار او، خاص و ویژه است.
هوش مصنوعی: بعد از اینکه مدتها در انتظار جمال او بودم، سرها همچون روز روشن به سویش متوجه شد.
هوش مصنوعی: او چیزی را مشاهده کرد که هیچ کس توان دیدن آن را ندارد و همچنین چیزی را شنید که هیچ کس از هیچ کس نشنیده است.
هوش مصنوعی: زمانی که بوی نیاز او را حس کردم، بیپرده و بیحجاب چهرهاش را دیدم.
هوش مصنوعی: عاشق او شد و از دستش رفت، ناگهان یکی در برابرش ظاهر شد که هم بلند بود و هم کوتاه.
هوش مصنوعی: او را به خانهاش دعوت کرد و گفت: ای شاه، از این درویش بشنو.
هوش مصنوعی: خانهام هرچند که شایستهی تو نیست، اما من با تمام وجودم عاشق تو هستم.
هوش مصنوعی: هر آنچه که دارم و هر اتفاقی که برایم بیفتد، بدون شک همه به خاطر آن آقایی است که برایش خدمت میکنم.
هوش مصنوعی: از این بعد، خانهات همان خانه توست، زیرا تو با اطمینان به سوی آن میروی.
هوش مصنوعی: پس از آن، هر دو با روحیهای شاد و خندان به سمت خانه حرکت کردند.
هوش مصنوعی: مدتی طولانی این افراد کنار هم بودند و به آرامش زندگی میکردند.
هوش مصنوعی: حس افتخار و غیرت الهی ناگهان در دلها بیدار شد و نداها و صداهایی از آن در همه جا پیچید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.