|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی است. شاعر از جدایی معشوق میگوید و اینکه جانش به عشق او وادار است. او احساس میکند که با رفتن معشوق، از نور وجودش محروم شده و وداع با او برایش بسیار سخت و غیرقابل تحمل است. شاعر به شدت مشتاق است که بدنش بتواند با این جدایی کنار بیاید، اما احساس میکند که این امکان بسیار دشوار است.
هوش مصنوعی: ای جان و تن من به تو فرمانبردار است و آرزوی تو برای من ارزش و اعتبار دارد. تو همچون شعاعی از خورشید هستی که از من جدا شدهای.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان پذیرفت که جان از بدن جدا شود و فرصت کافی برای بدن نداشته باشد تا با این جدایی وداع کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
امروز سماعست و سماعست و سماع
نورست شعاعست و شعاعست و شعاع
این عشق مطاعست و مطاعست و مطاع
از عقل وداعست و وداعست و وداع
ای کرده بصد خون جگر جمع متاع
آیا چه شود حال تو هنگام وداع
با خلق نزاع از پی دنیا کم کن
دنیا نه متاعیست که ارزد بنزاع
آنچای که چون خور دهد از جام شعاع
از قلب زدوده زنگ و از مغز صداع
همرنگ می است لیک می را باوی
فرقیست که در میان جلق است و جماع
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.