کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش
گشتیم هیچکارهٔ ملک وجود خویش
غماز در کمین گهرهای راز بود
قفلی زدیم بر در گفت و شنود خویش
من بودم و نمودی و باقی خیال تو
رفتم که پردهای بکشم بر نمود خویش
یک وعده خواهم از تو که گردم در انتظار
حاکم تویی در آمدن دیر و زود خویش
از چشم من به خود نگر و منع کن مرا
بی اختیار اگر نشوی در سجود خویش
گو جان و سر برو، غرض ما رضای تست
حاشا که ما زیان تو خواهیم و سود خویش
بزم نشاط یار کجا وین فغان زار
وحشی نوای مجلس غم کن سرود خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات و تضادهای درونی خود صحبت میکند. او به ناامیدی و بیکسی اشاره دارد و از نابودی خود به علت عشق به معشوقش سخن میگوید. در عین حال، او میخواهد که معشوقش به او توجه کند و از او انتظار دارد. شاعر به حاکم بودن معشوق بر زندگیاش اشاره میکند و این که چقدر برایش مهم است که رضایت معشوق را جلب کند. در نهایت، او به حسرت و غم خود اشاره میکند و آن را با شادی دیگران مقایسه میکند.
هوش مصنوعی: ما به عشق تو خود را نابود کردیم و از هستی خود رها شدیم و اکنون هیچکاره در این جهان هستیم.
هوش مصنوعی: ما دشمنان را در حال تعقیب رازهای گرانبها دیدیم و بر گفتوگوی خود قفلی زدیم تا هیچ کس از آن باخبر نشود.
هوش مصنوعی: من در کنار تو بودم و تو را به وضوح دیدم، ولی اکنون که میروم، تصمیم دارم که پردهای بر روی خودم بکشم تا دیگر به خاطر تو فکر نکنم.
هوش مصنوعی: از تو خواهش میکنم که یک وعده به من بدهی تا بتوانم به انتظار تو بمانم، تویی که حاکمی و زمان آمدنت هر چند که دیر یا زود باشد.
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن تا ببینی چطور بر من تأثیر میگذاری و با وجودی که نمیتوانم خودم را کنترل کنم، مانع از کارهای ناخواستهام شو اگر در عبادت و فروتنیات در کنار من نگذاری.
هوش مصنوعی: ای جان و سر، برو که هدف ما خوشنودی توست، هرگز نمیخواهیم به تو زیان برسد و به خود سود ببریم.
هوش مصنوعی: محل شادمانی و خوشگذرانی یار کجا و این نالهی زار و غمانگیز کجا؟ اینجا تنها صدای غم و اندوه به گوش میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هرچند خط باطلم از تار و پود خویش
خجلت کشم چو موج سراب از نمود خویش
چون ابر غوطه در عرق شرم میزنم
بندم لب هزار صدف گر به جود خویش
تیغ دم دم شود چو برون آیی از غلاف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.