یارِ دورافتادهمان حلِّ مراد ما نکرد
مدتی رفتیم و او یک بار یاد ما نکرد
مجلس ما هر دم از یادش بهشتی دیگر است
گرچه هرگز یاد ما حورینژادِ ما نکرد
بر سر سد راه داد ما به گوش او رسید
یک ره آن بیداد گر گوشی به داد ما نکرد
دل به خاک رهگذارش عمرها پهلو نهاد
او گذاری بر دلِ خاکینهادِ ما نکرد
اعتماد ما یکی صد شد به وحشی زین غزل
کیست کو صد آفرین بر اعتقاد ما نکرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دوری یار و بیتوجهی او به خود سخن میگوید. او احساس تنهایی و دلتنگی میکند و میگوید که حتی در مجالس شاد، یاد یار برایش مایهٔ خوشی نیست. او به دادخواهی و درخواست کمک از یار میپردازد، اما یار هیچ توجهی به درد و رنج او نمیکند. در نهایت، شاعر اشاره به بیاعتمادی و ناامیدیاش از آن یار دارد و حسرت میخورد که هیچکس به او و احساساتش توجهی نمیکند.
هوش مصنوعی: یارمان که فاصله گرفته، هرگز نتوانست به خواسته ما پاسخ دهد. مدتی گذشت و او حتی یک بار هم به یاد ما نیفتاد.
هوش مصنوعی: مجلس ما هر لحظه به دلیل یاد او، مانند بهشت است، هرچند او هرگز به یاد ما نیفتاده و ما را مانند حوریها ناز نکند.
هوش مصنوعی: در بالای راهی که ما عدالت را از او مطالبه کردیم، یک بار صدای ما به گوش او رسید، اما آن ظالم هرگز نخواست به درخواست ما توجه کند.
هوش مصنوعی: دل به خاطر آن معشوق که در مسیر و در راه گذری قرار دارد، بارها و بارها به او عشق ورزیده، ولی او هیچ زمانی به قلب ما توجه نکرد و ما را فراموش کرد.
هوش مصنوعی: اعتماد ما به وحشی (شاعر) یکی موانع و سدی شد، اکنون از این غزل (شعر) بپرسید که چه کسی باعث شد این سد بر اعتقاد ما شکل نگیرد و ایجاد نشود؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.