گنجور

شمارهٔ ۴۳

 
وحدت کرمانشاهی
وحدت کرمانشاهی » غزلیات
 

تا چند سرگران ز مدار جهان شوم

تا چند از مدار جهان سرگران شوم

در بین ما و دوست به جز خود حجاب نیست

آن به که بگذرم ز خود و از میان شوم

زندان تن گذارم و این خاکدان دون

در اوج عرش یوسف کنعان جان شوم

از خاکیان و صحبت ایشان دلم گرفت

یک چند نیز هم‌نفس قدسیان شوم

با طایران گلشن قرب جلال دوست

این دامگه گذارم و هم‌آشیان شوم

سودی نبخشدم سخن واعظ و فقیه

تا چند سال و مه ز پی این و آن شوم

آن به که نشنوم سخن این و آن به گوش

وز چاکران حلقه پیر مغان شوم

شاید بدین سبب کندم بخت یاوری

در بزم دوست محرم راز نهان شوم

وحدت حبیب گر بخرامد به باغ حسن

با گوهر سخن به رهش درفشان شوم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور