گنجور

 
واعظ قزوینی

در زمان دولت خاقان عهد

آن چراغ افروز شرع مصطفی

شاه دین عباس ثانی، آنکه هست

رایت قانون دین، از وی بپا

از رخ آیینه ایام گشت

صیقل شمشیر او، ظلمت زدا

کرده در گردون دوام دولتش

پنجه خورشید را، دست دعا

شد ز همت، بانی این مدرسه

آن محیط دانش و، کان سخا

پشت دین،«نواب سلطان » آنکه هست

بردرش اهل جهان را التجا

اهتمامش کرد از این محکم اساس

کاخ دانش را، ز رفعت چرخ سا

بهر کسب فیض، توفیقم کشید

دامن دل سوی آن عالی بنا

گفتمش تاریخ جویان کاین کجاست؟

گفت، «درد جهان را دارالشفا»!

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

گفت با خرگوش خانه خان من

خیز خاشاکت ازو بیرون فگن

چون یکی خاشاک افگنده به کوی

گوش خاران را نیاز آید بدوی

ابوسعید ابوالخیر

چون مرا دیدی تو او را دیده‌ای

چون ورا دیدی تو دیدی مر مرا

وطواط

تاج فرشست از تو بر فرق هدی

هست دنیا خاک پایت را فدی

ملک و دین را ، کافتخار هر دویی

یک ملک چون تو نبوده در هدی

فیض بحر از جود تو زاید ، چنانک

[...]

عطار

کوفئی را گفت مرد راز جوی

مذهب تو چیست با من باز گوی

گفت این که پرسد ای کاره لقا

باد پیوسته خدایم را بقا

مشاهدهٔ بیش از ۸۶ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه