در زمان دولت خاقان عهد
آن چراغ افروز شرع مصطفی
شاه دین عباس ثانی، آنکه هست
رایت قانون دین، از وی بپا
از رخ آیینه ایام گشت
صیقل شمشیر او، ظلمت زدا
کرده در گردون دوام دولتش
پنجه خورشید را، دست دعا
شد ز همت، بانی این مدرسه
آن محیط دانش و، کان سخا
پشت دین،«نواب سلطان » آنکه هست
بردرش اهل جهان را التجا
اهتمامش کرد از این محکم اساس
کاخ دانش را، ز رفعت چرخ سا
بهر کسب فیض، توفیقم کشید
دامن دل سوی آن عالی بنا
گفتمش تاریخ جویان کاین کجاست؟
گفت، «درد جهان را دارالشفا»!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در زمان دولت خاقان، شاه دین عباس ثانی به عنوان چراغ راهنمای دین و قانونگرایی شناخته میشود. او با تلاش خود، ظلمت را زدوده و در دوران خود، پایهگذار آموزشی و علمی جدیدی به نام مدرسه بوده است. این مدرسه نه تنها محلی برای یادگیری بلکه به عنوان جایی برای رفع دردهای جهانی نیز شناخته میشود. افراد برای کسب دانش و فیض به این مکان رجوع میکنند و آن را به عنوان دارالشفا برای دردهای جهان میشناسند.
هوش مصنوعی: در دوران حکومت خاقان، زمانی که نور دین پیامبر اسلام درخشید و راه روشنی برای پیروان خود ایجاد کرد.
هوش مصنوعی: سلطان دین عباس دوم، که نماد پایداری و اجرای قوانین الهی است، از او حمایت کنید و در کنار او باشید.
هوش مصنوعی: از چهره او مانند آینه زمان، تیغش جلا گرفت و تیرگیها را برطرف کرد.
هوش مصنوعی: در آسمان، قدرت و ثبات حکومتش، مانند پنجهای که خورشید را در چنگ دارد است، به سوی خداوند دعا و طلب کمک میکند.
هوش مصنوعی: با اراده و تلاش قوی، کسی این مدرسه را تأسیس کرد که محیطی مناسب برای علم و دانایی و همچنین فضیلت و بخشندگی ایجاد کرده است.
هوش مصنوعی: «نواب سلطان» کسی است که در پشت دین قرار دارد و اهل جهان به او پناه میبرند.
هوش مصنوعی: او با دقت و تلاش فراوان، بنیاد محکم کاخ علم را بنا کرد، از ارتفاع آسمان و پیوند با آسمان بهره برد.
هوش مصنوعی: برای بهرهمندی از فیض و نعمت، دل خود را به سمت آن مکان بلند و شکوهمند کشاندم.
هوش مصنوعی: به او گفتم که جویندگان حقیقت و تاریخ کجا هستند؟ او پاسخ داد، «این دنیا محل درمان دردهای انسانهاست».
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفت با خرگوش خانه خان من
خیز خاشاکت ازو بیرون فگن
چون یکی خاشاک افگنده به کوی
گوش خاران را نیاز آید بدوی
چون مرا دیدی تو او را دیدهای
چون ورا دیدی تو دیدی مر مرا
تاج فرشست از تو بر فرق هدی
هست دنیا خاک پایت را فدی
ملک و دین را ، کافتخار هر دویی
یک ملک چون تو نبوده در هدی
فیض بحر از جود تو زاید ، چنانک
[...]
چون مرا دیدی تو او را دیدیی
چون ورا دیدی
کوفئی را گفت مرد راز جوی
مذهب تو چیست با من باز گوی
گفت این که پرسد ای کاره لقا
باد پیوسته خدایم را بقا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.