در وطن سخت غریبم، سفری میخواهم
می پرد مرغ دلم، بال و پری میخواهم
نیست تقصیر کسی، گر نبرد کس نامم
هنرم ساخته بیقدر، زری میخواهم
توشه را طلب، نیست بجز درد طلب
زهد خشکی چکنم؟! چشم تری میخواهم!
قیل و قال سخن بیهده دنیا را
گوشه گیری چکنم؟! گوش کری میخواهم!
همچو خس بر سر (هر) موج ز خست لرزم
کشتی همت دریا گذری میخواهم
کس در آن در بزر و سیم نشد کامروا
زاری مطلب خود پیش بری میخواهم
هست آیا زغم مرگ در آنجا خبری؟
از دل مردم دنیا، خبری میخواهم!
خیمه بیرون زدن از بحر تعلق چو حباب
بهواداری آه سحری میخواهم
پر بخود گم شده این نفس بطاعت مغرور
انفعال بگنه راهبری میخواهم
نسخه پر غلطم در کف گیتی واعظ
بر خود از کلک عنایت گذری میخواهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساس غریبگی و تنهایی خود را در وطنش بیان میکند و تمایل به سفری دارد که او را از این وضعیت رهایی بخشد. او آرزو دارد که مانند پرندهای آزاد باشد و از درد و زحمت رهایی یابد. شاعر به نقد دنیا و بیفایده بودن سخنان آن میپردازد و میخواهد در گوشهای دور از جنجالها و مشکلات زندگی به آرامش برسد. همچنین، او از کمبود عشق و عاطفه در جامعه گلایه میکند و به دنبال جستوجوی حقیقت و معنای عمیقتری در زندگی است. با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، شاعر نشان میدهد که چگونه در تلاش است تا از بند تعلقات و گناهان آزاد شود و به آرامش روحی برسد. نهایتاً، او خواهان راهنمایی و یاری از ناشناختههاست تا بتواند خود را از این وضعیت نجات دهد.
هوش مصنوعی: در وطن احساس تنهایی و دوری میکنم، به سفر نیاز دارم. قلبم شاد نمیشود و به آزادی و پرواز نیاز دارم.
هوش مصنوعی: هیچ کس مقصر نیست اگر کسی مرا نشناسد. هنر من بیارزش است و من فقط به دنبال پولی از زری هستم.
هوش مصنوعی: به دنبال توشهای برای سفر زندگیام هستم، اما تنها چیزی که مییابم، درد و رنج این جستجوست. آیا میتوانم از زهد و خشکی فاصله بگیرم؟ من نیازمند چشمی پر از شوق و زندگی هستم!
هوش مصنوعی: آیا ارزش دارد که به حرفهای بیپایه و بیمحتوا و حواشی دنیا توجه کنم؟! من ترجیح میدهم که به دور از این چیزها باشم و ناشنوا باشم!
هوش مصنوعی: مانند علفی که بر فراز هر موج میلرزد، من نیز میخواهم که کشتی ارادهام را به سمت دریاهایی ببرم.
هوش مصنوعی: هیچکس در آن در بزرگ و پر از زر و سیم موفق نشد و کامیاب نگردید، پس من میخواهم با ناله و زاری درخواست خود را مطرح کنم.
هوش مصنوعی: آیا در آنجا از درد مرگ خبرهایی هست؟ من از دل مردم دنیا چیزی میخواهم!
هوش مصنوعی: میخواهم از بندهای وابستگیها خارج شوم، مانند حبابی که در آب شکل میگیرد و با وزش نسیم در میشکند.
هوش مصنوعی: من در خودم گم شدهام و نفسام از طاعت و اطاعت دچار غرور و انفعال شده است. خواهان رهبری در مسیر کارهای نادرست هستم.
هوش مصنوعی: من در این دنیا کتابی پر از اشتباهات و عیبها دارم و از خداوند میخواهم که توجهی به من داشته باشد تا بتوانم از این وضعیت رهایی یابم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.