کلاه ترک به سر نه، بگیر کشور دیگر
کلاه بال هما، هر دمی است بر سر دیگر!
به غیر خاک مده تن به هیچ بستر دگر
به غیر داغ منه دل به هیچ افسر دیگر
ز روز و شب زده چین بر جبین از آن زن دنیا
که هر دو روز نشیند به مرگ شوهر دیگر
ز طول روز جزا، عرض نامه ام بود افزون
مگر برای حسابم، کنند محشر دیگر!
گرفته ساقی دوران بساغر مه و مهرت
رسیده وقت، که رفتی بیک دو ساغر دیگر!
بقفل چین جبین است بسته این در دلها
گشادکار خود ای دل، طلب کن از در دیگر
کنی چو طاعت من رد، من و ندامت و خجلت
برانیم گر ازین در، در آیم از در دیگر
نصیحتی که بهم میکنند مردم عالم
بسان گفت و شنید کریست، باکر دیگر!
مکن شماتت و شادی، ز تیره روزی دشمن
که لشکری شکند گه ز گرد لشکر دیگر
نمیکشد زن از آن سرمه در مصیبت شوهر
که کرده چشم سیه بر طواف شوهر دیگر
نه همچو زاده طبعست، معنی دگرانت
که کار گوهر دندان، نکرده گوهر دیگر
تلاش نازکیی کن، برای شاهد معنی
که بهر زن چو جوانی، کجاست زیور دیگر
تو نیک باش و، مکن فخر بر نکویی خویشان
گهر بها نفزاید، بآب گوهر دیگر
بیک نگاه دگر کن، تمام کار دلم را
که نیم کشته دهد جان برای خنجر دیگر
اگر بود بنظر سیر باغ نقش جهانت
بسان دیده عبرت کجاست منظر دیگر؟!
بفیض صحبت هم، زنده اند سوخته جانان
که بیش تابد اخگر، ز قرب اخگر دیگر
حریف درد سر خلق نیست چون سر واعظ
بغیر ترک نسازد بهیچ افسر دیگر
تتبع غزل صائب این غزل شده واعظ
که روزگار ندارد چو او سخنور دیگر!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تأکید بر اهمیت وفاداری و تعلق به کشور و عشق خود میپردازد. او هشدار میدهد که از تعلقات دیگر و روشهای غیر اصیل دوری کنیم. با اشاره به ناپایداری دنیا، او تأکید دارد که نباید دل به دیگران بست و نباید به دنبال لذتهای زودگذر رفت. همچنین، شاعر به نقد اوضاع مادی و عدم ثبات در روابط عاطفی میپردازد و توصیه میکند که به جای مقایسه و حسرت، به بهبود خود و تلاش برای درک عمیقتر از زندگی بپردازیم. در پایان، شاعر به اهمیت دوستی و همدلی در زخمهای روحی اشاره میکند و به یگانگی در درد و رنج اشاره دارد.
هوش مصنوعی: بهتر است به جای استفاده از کلاه ترک، از کلاه بالاتر استفاده کنی، چون در هر لحظه ممکن است که وضعیت و شرایط متفاوتی پیش بیاید و به همین خاطر باید آمادگی تغییر داشته باشی.
هوش مصنوعی: تن خود را جز بر خاک نگذار و به جز عشق من دل خود را به کسی دیگر نده.
هوش مصنوعی: در اثر گذر روز و شب، چین و چروک و غم بر پیشانی او نشانهدار شده است؛ زیرا زنی دنیا دیده است که هر دو روز یک شوهر خود را از دست میدهد و داغ غم او را به دوش میکشد.
هوش مصنوعی: در طول روز جزا، نامهام به طرز چشمگیری گسترش پیدا کرده است، مگر اینکه برای محاسبهام، بار دیگر محشری برپا کنند!
هوش مصنوعی: ساقی، زمانهای فرا رسیده که دو جام از عشق و مهربانی در دست داری و حالا وقت آن است که به یاد آن لحظه و به یاد محبوب، دو جام دیگر هم برداری.
هوش مصنوعی: در پیشانی چین و چروکی وجود دارد که قلبها را بسته است. ای دل، کار خود را از در دیگری جستجو کن.
هوش مصنوعی: اگر تو از اطاعت من سر باز زنی، من و حسرت و شرم را از خود دور میکنم و اگر از این در بروم، از در دیگری وارد میشوم.
هوش مصنوعی: نصیحتهایی که مردم به من میکنند، مانند حرفهایی است که از زبان ناشنوا میگذرد و هیچ تأثیری بر من ندارد!
هوش مصنوعی: بهجای آنکه در برابر روزهای بد دشمن خوشحال و تمسخر کنی، آگاه باش که شرایط ممکن است تغییر کند و او نیز دوباره قوی و قدرتمند خواهد شد.
هوش مصنوعی: زن به خاطر سوگوار بودن برای شوهرش، به اندازهای غمگین نمیشود که بخواهد خود را به شدت داغدار نشان دهد، چرا که نگاهش به شوهر دیگری است و در حال بررسی اوست.
هوش مصنوعی: این جمله نشان میدهد که برخی افراد از درون و ذات خود چیزهای نغزی دارند که نمیتوانند به سادگی آن را تغییر دهند. ویژگیهای اصلی و ذاتی آنها مانند یک گوهر هستند که نمیتوان آنها را با چیز دیگری جایگزین کرد. در واقع، توانایی و ماهیت افراد به طور طبیعی شکل میگیرد و نمیتوان آن را به راحتی تغییر داد یا به دست آورد.
هوش مصنوعی: سعی کن به زیبایی و دلربایی نزدیک شوی، چرا که برای هر زن جوان به دنبال زیبایی و زینتهای دیگری هم هست.
هوش مصنوعی: نیکو باش و بر نیکیهایی که دیگران دارند، خود را بالا نبر. ارزش درخشش گوهر در آب به خاطر خود آن گوهر نیست، بلکه به خاطر نوع آب نیست.
هوش مصنوعی: بنگر به حال دلم، که با یک نگاه تو تمام مشکلاتم حل میشود. جانم آماده است تا برای ضربهای دیگر فدا شود.
هوش مصنوعی: اگر باغ زندگیات را ببینی، به نظر میرسد که دنیای تو همانند چشمی است که به عبرتها و نکات آموزنده مینگرد. حالا بگو، دیگر چه منظری در آن وجود دارد؟
هوش مصنوعی: با وجود اینکه گلی به دل سوخته میتوان زندگی بخشید، اما زنده ماندن آنها مثل شعلهای است که با نزدیکتر شدن به آتش دیگر، بیشتر میسوزد.
هوش مصنوعی: حریف درد و مشکلات مردم نیست، چون سرواعظ نمیتواند بدون ترک کردن مشکلات، به هیچ مقامی دست یابد.
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید از سخنوری صائب تبریزی اشاره دارد و بیان میکند که در این روزگار، دیگر کسی به زیبایی و مهارت او سخن نمیگوید. واعظ این غزل را به عنوان مثال میآورد تا نشان دهد که در دنیای امروز، فردی همسطح با او وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرو ز گوشه عزلت به هیچ منظر دیگر
مجو بغیر در دل گشایش از در دیگر
بجز سفال پر از خون دل که نیست خمارش
مسازتر لب خود راز هیچ ساغر دیگر
بغیر در گه یزدان که چوب منع ندارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.