تا کی غم معاش خورم؟ وقت بندگی است
مردم ز فکر زندگی ای دل چه زندگی است
باشد برو ز هر نفسی تازیانه یی
زان باد پای عمر توگرم دوندگی است
بر سر بود نشیمن گل، از شکفتگی
در پای جای خار مدام از گزندگی است
دست سخاست، پایه معراج برتری
جای سحاب، بر سر خلق از دهندگی است
واعظ بس است زینت ما فقر و مسکنت
چون گل طراز جامه درویش ژندگی است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی زندگی و شرایط انسانی میپردازد و تأکید میکند که غم معاش و مشکلات زندگی نباید مانع از بندگی و عبادت شود. شاعر به این نکته اشاره میکند که وقت گذراندن در دنیای فانی، موظف به تلاش و کار کردن هستیم و باید از هر لحظهای استفاده کنیم. به تصویر کشیدن تضاد بین گل و خار، نشاندهنده زیبایی و زشتی در زندگی است. همچنین، وجود فقر و مسکنت را بهعنوان بخشی از زندگی انسان میداند و بر این باور است که این شرایط بخشی از روند زندگی هستند. در نهایت، شاعر به اهمیت معنویت و تلاش برای بالاتر رفتن از شرایط مادی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: چقدر باید به فکر تامین معیشت باشم؟ اکنون زمان عبادت و بندگی است. مردم را رها کن و به فکر زندگی خود نباش. زندگی حقیقی چیست؟
هوش مصنوعی: هر لحظه از زندگی تو مانند تازیانهای است که بر تو نواخته میشود. همچون بادی که به سمت جلو میدود و عمر تو را میگذراند.
هوش مصنوعی: در مکانهایی که گلها شکوفا میشوند، وجود خارها به دلیل آسیبرسانی همیشگی، حسرت را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: دست سخا به عنوان منبع فضل و خیر، پایهای برای رسیدن به درجات بالای کمال و برتری است. این برتری همچون ابری بر سر مردم سایه میافکند و از وجودش نعمت و برکت به آنان میبخشد.
هوش مصنوعی: واعظ، برای ما چیزی جز فقر و نیاز نیست، مانند گلی که زیبایی آن در لباس درویشهاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.