ای عکس رخ جان دهد آیینه دل را
چون معجز عیسی!
طوطی شده حیران سخنهای تو جانا
با آن لب گویا!
تا با قد شمشاد گذشتی سوی گلشن
قمری به فغان شد
نرگس پی نظاره شود دیده سراپا
از بهر تماشا
از شرم جمال تو شده یوسف مصری
در زاویه چاه
سودای تو دارد به سر وامق و عذرا
تنها نه زلیخا!
پیراهن گل در چمن از شوق تو چاک است
از فرقت رویت
خون بسته دل غنچه ز لعل تو همانا
چون باده به مینا!
باد سحر از نکهت زلفت به گلستان
آورد نسیمی
سوسن به زبان طعنه زد آهوی خطا را
زان رفت به صحرا
خضر خط تو داده به ریحان ادب ناز
از قاعده بو
در کشور خوبی نبود لالهعذارا
چون تو شه والا!
تا لشکر حسن تو به تاراج ز هر سو
آورد شبیخون
چشم از پی جان بردن و رخ از پی یغما
در ملک دل ما!
طغرل به خیال سر زلف تو اسیر است
رستن نتواند
زنجیر بود هر سر مو پای جنون را
زان زلف مطرا!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و تاثیر عمیق محبوبی است که شاعر به آن ارادت دارد. شاعر به زیبایی چهره محبوبش اشاره میکند و آن را معجزهای شبیه به عیسی توصیف میکند. او از حیرت طوطیها در مقابل سخنان محبوبش میگوید و تأثیر قدمهای او را بر گلها و طبیعت توصیف میکند. همچنین، از عشق و شیدایی خود نسبت به محبوب و احساساتی چون غم و شوق یاد میکند. شاعر در ادامه به توصیف زیباییهای محبوب و تأثیر آن بر زندگی و دلش میپردازد و به حالتهای مختلف عشق و زیبایی میپردازد، از جمله حسرت و آرزو. در نهایت به این نکته اشاره میکند که زیبایی و جذابیت محبوب همچون زنجیری است که او را به خود وابسته کرده و رهایی نمیدهد.
هوش مصنوعی: ای چهره تو جان میبخشد به دل و جان من، مانند معجزه عیسی!
هوش مصنوعی: طوطی از زیبایی و جذابیت سخنان تو، ای جانان، حیرتزده و شگفتزده شده است؛ همانطور که لبهای تو به خوبی و روشنی میگویند.
هوش مصنوعی: زمانی که تو با قامت باریک و زیبا همچون شمشاد از کنار او عبور کردی، به ناگاه قمری که در باغ نشسته بود، با صدای ناله و فریاد به اعتراض درآمد.
هوش مصنوعی: چشمها به تماشای نرگس دوخته شدهاند و همه وجود انسان برای دیدن او آماده است.
هوش مصنوعی: یوسف مصری به خاطر زیبایی تو آنقدر سرشکسته و خجالتزده شده که در گوشه چاه پنهان شده است.
هوش مصنوعی: در دل وامق و عذرا عشق تو نقش بسته است و تنها این دو نفر نیستند که در اندوه عشق تو به سر میبرند، بلکه زلیخا نیز در این غم شریک است.
هوش مصنوعی: پیراهن گلی که در چمن است به خاطر شوق تو پاره شده و این نشانه دوری و جدایی از چهرهات است.
هوش مصنوعی: دل غنچه به خاطر زیبایی و رنگ لبت مانند شراب در جام است.
هوش مصنوعی: باد سحرگاهی عطر خوش زلف تو را به باغی پر از گل و گیاه میآورد.
هوش مصنوعی: گل سوسن با زبانی کنایهآمیز به آهویی که اشتباه کرده بود، طعنه زد و سپس به سمت دشت رفت.
هوش مصنوعی: خضر، که نماد دانش و راهنمایی است، زیبایی و لطافت نوشتههای تو را به دل riحان که نشانی از ادب و ناز دارد، داده است و این زیبایی از قواعد و اصول خاصی پیروی میکند.
هوش مصنوعی: در سرزمینی که لالهعذرا وجود نداشت، کسی با شکوه و مقام تو نبود!
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که لشکر زیبایی و حسن تو از هر سو به سمت من حملهور شده و دل و جانم را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: چشم به دنبال جان و روح من است و چهرهاش به دنبال دزدی قلبم.
هوش مصنوعی: طغرل به خاطر تصور و خیال زیبایی های زلف تو در بند و اسیر شده و نمیتواند از آن رها شود.
هوش مصنوعی: هر قسمت از موی او مانند زنجیری است که پای جنون را به آن میبندد. این زلف زیبا و دلربا، سبب شگفتی و دیوانگی میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.