غنچه را لعل لبت دلخون کند
سرو را نخل قدت واژون کند
لهجه لعل تو از خاک عدم
مرده صدساله را بیرون کند
آنچه سودای تو با من میکند
کی غم لیلیش با مجنون کند؟!
مرهم وصل تو دردم را دواست
لیک هجرانت غمم افزون کند
چشمت ار ماروت بیند بعد ازین
ترک تعلیم فن افسون کند
اشکم از هجر تو چون دریا شود
رفتهرفته طعنه جیحون کند
نام تو روشن شود هرکس که او
فهم رمز طغرل محزون کند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییها و جذابیتهای محبوب خود میپردازد. او از دلخون شدن غنچهها بهوسیله لبهای معشوق و نرمکردن دلها با وجود قد بلندش میگوید. عشقش به محبوبش چنان عمیق و دردآور است که هجران او غمهایش را بیشتر میکند. شاعر امیدوار است که با دیدن چشم معشوق، اوضاعش بهبود یابد، اما درد جدایی همچنان او را آزار میدهد. در نهایت، شاعر با اشاره به نام محبوبش، از تاثیرات عمیق عشق بر دل و فهم دیگران صحبت میکند.
هوش مصنوعی: لبخند زیبای تو مانند گلی تازه، دل را میآزارد و قامت رعنای تو در کنار درخت نخل، زیبایی خاصی به فضا میدهد.
هوش مصنوعی: زبان شیرین و زیبای تو میتواند حتی کسی را که سالها در خاک فراموشی به سر میبرد، بیدار کند.
هوش مصنوعی: آنچه تو دربارهٔ من در دل داری، هرگز غم لیلی نمیتواند با مجنون کند!
هوش مصنوعی: پر درد و رنجی که در نبود تو دارم، حضور تو مانند مرهمی برای من است. اما این جدایی از تو، غم و اندوه من را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: اگر چشمانت بخواهد زیباییها را ببیند، دیگر نیازی به یادگیری هنر جادوگری نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: اشک من به خاطر دوری تو هر روز بیشتر میشود و به اندازه دریا گاهی به جیحون طعنه میزند.
هوش مصنوعی: هرکس که راز و رمز طغرل غمگین را درک کند، نام تو برایش روشن و روشنتر خواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.