از بس گل ناسازی ام در جیب و دامن می کنی
زان پیشتر کآیی برم، سامان رفتن می کنی
ای بت نه ناقوس منی، بهر چه در خلوتسرا
تا می رسد دستم به تو، بنیاد شیون می کنی
از نوبهار آرزو، گلهای اشکم تازه شد
پایی بنه بردیده ام، گر سیر گلشن می کنی
ای دل نخواهی یافتن، از دختر رز بهتری
از صحبت او پا مکش، گر خواهش زن می کنی
طغرا، نفاق دوستان، هرگز نخواهد گشت کم
در پیش ایشان بی سبب، تعریف دشمن می کنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و رنج ناشی از عدم تفاهم و جدایی میپردازد. او از گلهایی صحبت میکند که به دلیل غم و اندوه درونش پژمرده شدهاند و از طرفی به معشوقش میگوید که حضورش در خلوت، دل او را میآزارد. شاعر همچنین تاکید میکند که هیچ کس بهتر از معشوق نخواهد بود و باید از او دوری کرد تا از درد و زخمهای عاطفی حفظ شود. در نهایت، شاعر به نفاق و تظاهر دوستان اشاره میکند و میگوید این رفتارها هرگز تغییر نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی در جیب و دامن من گل نچیدهای، دیگر به من نزدیک نمیشوی و باعث میشوی که وقتی میخواهم بروم، همه چیز نامرتب و آشفته باشد.
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو برای من مثل ناقوس نیستی که در سکوت و تنهاییام در کنارم باشی. هر بار که دستم به تو میرسد، تو آغاز به افشای رازها و دلنالهها میکنی.
هوش مصنوعی: عواطف و آرزوهایم مانند گلهای تازهای بهاری شدهاند. اگر به چشمهای من نگاه کنی، میبینی که چقدر از زیبایی و خوشی گلستان لذت میبرم.
هوش مصنوعی: ای دل، اگر میخواهی بهترین را پیدا کنی، از صحبت با او دست نکش. اگر به دنبال عشق و زیبایی هستی، او بهترین انتخاب است و دیگری را نخواهی یافت.
هوش مصنوعی: دوستیها و نفاق در بین دوستان هرگز کم نمیشود و تو بدون هیچ دلیلی در برابر آنها از دشمنان تعریف میکنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.