یاد ایامی که ما هم دستگاهی داشتیم
بهر پای انداز جانان، اشک و آهی داشتیم
در نشاط آباد قسمت، از صف مینا و جام
بهر دفع غم، ز هر جانب سپاهی داشتیم
آن سعادت را چه پیش آمد، که در صحن چمن
گل ز سر می رست اگر پا بر گیاهی داشتیم
یارب آن اختر چه شد، کز دولت تاثیر او
چون فلک در برج قصر خویش، ماهی داشتیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد ایام خوش گذشتهای میافتد که عشق و شادی را تجربه کرده است. او از حسرت بر آن بخت و سعادت میگوید که دیگر در دسترس نیست. شاعر به عناصر زیبای طبیعت مانند گلها و چمن اشاره میکند و از فقدان آن یار و دوست خبر میدهد که باعث شادی و خوشحالیاش بود. به طور کلی، شعر بحرانی از اندوه و یادآوری روزهای خوب گذشته را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: به خاطر میآورم روزهایی را که ما نیز همراهی داشتیم و برای محبوب، اشکها و نالههایی از دل میریختیم.
هوش مصنوعی: در فضایی پرسرزندگی و شاداب، برای فراموش کردن غمها، از هر طرف دور و برمان افرادی داشتیم که با مینا و جام به شادمانی مشغول بودند.
هوش مصنوعی: چرا آن خوشبختی از ما دور شد که وقتی در باغ گل میروید، اگر پایمان روی گیاهی بیفتد، احساس بدی نداشته باشیم؟
هوش مصنوعی: خدایا آن ستارهی خوشبختی که به ما برکت میداد چه شد؟ آنچنان که چون ماهی در آسمان، در قصر خود احساس شادی و نعمت میکردیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاد آن شبها که در زلف تو ماهی داشتیم
روز روشن از پی شام سیاهی داشتیم
با خیال روی چون آینه و لعل لبت
سوز و ساز و صبر و تاب و اشک و آهی داشتیم
آفتابا، تا رخت طالع نگشت از شام زلف،
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.