گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

شمع سر خاک شهدا لاله داغ است

صد پیرهن این سوخته دل به ز چراغ است

در دامن صحرای دل سوخته من

تا چشم کند کار، سیه خانه داغ است

هر کس من دلسوخته را دید، شود داغ

[...]

سلیم تهرانی

کی بزم اسیران ترا شمع و چراغ است

اینجا پر پروانه سیه چون پر زاغ است

دارم هوس نکهتی از سنبل زلفش

افسوس که بخت سیهم موی دماغ است

از محفل حسن تو رسد فیض به خوبان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سلیم تهرانی
طغرای مشهدی

آخر شدن حسن بتان، اول داغ است

پیدا شدن شام، دم صبح چراغ است

اسیر شهرستانی

تا عارض نسرین تو رشک گل باغ است

بس بلبل دلسوخته کز دست تو داغ است

جان نیست دریغ از تو اگر بر سر لطفی

سربازی پروانه ز گرمی چراغ است

جویای تبریزی

دور از تو درونم همه باغ از گل داغ است

یاد تو نسیمی که سراسر رو باغ است

رفتی و گل از هجر تو افسرده چراغ است

هر لالهٔ خونین جگر از درد تو داغ است

جز در ره رفتن زخودش پی نتوان برد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه