زین کش مکشم بیخ الم نکسلد از دل
دل بگسلد و ریشهٔ غم نکسلد از دل
گر عیش کشد پای ز خاطر چه تفاوت
باید که غم دوست قدم نکسلد از دل
برداغ تو چسبیده اگر بگذرد از دست
شرطست که پیوند کرم نکسلد از دل
هردم سپه عیش نهد پای به پس لیک
غم تا بعدم خیل و حشم نکسلد از دل
این ابر گهربار که نامش غم یار است
تاحشر امید است که نم نکسلد از دل
این غم که مهیای رفاقت شده «طالب»
تا سرحد اقلیم عدم نکسلد از دل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.